فیلترها
نتایج جستجو برای «تفسیر توکل»: ۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
جَبرئيلُ عليه السلام ـ لَمّا سألَهُ النّبيُّ صلى الله عليه و آله عنِ التَّوكُّلِ علَى اللّهِ ـ:العِلمُ بِأنّ المَخلوقَ لا يَضُرُّ وَلا يَنفَعُ، وَلا يُعطي وَلا يَمنَعُ، وَاستِعمالُ
اليَأسِ مِنَ الخَلقِ، فإذا كانَ العَبدُ كَذلكَ لَم يَعمَل لأحَدٍ سِوَى اللّهِ، وَلَم يَرجُ وَلَم يَخَف سِوَى اللّهِ، ولَم يَطمَع في أحَدٍ سِوَى اللّهِ، فهذا هُوَ التَّوَكُّلُ. ۱
جبرئيل عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال پيامبر صلى الله عليه و آله از او درباره تفسير توكّل بر خداوند ـ:دانستن اين مطلب است كه مخلوق، نه زيانى مى زند و نه سودى مى رساند، نه مى دهد و نه جلوگيرى مى كند، و نااميدى
از خلق است. هرگاه بنده چنين باشد، ديگر براى احدى جز خداوند، كار نمى كند و اميد و بيمش از كسى جز خداوند نيست، و چشم طمع به هيچ كس جز خدا ندارد. اين است معناى توكّل.
۱.معاني الأخبار: 261 / 1.
جَبرئيلُ عليه السلامـ لَمّا سألَهُ النّبيُّ صلى الله عليه و آله عنِ التَّوكُّلِ علَى اللّهِ ـ: العِلمُ بأنّ المَخلوقَ لا يَضُرُّولا يَنفَعُ، ولا يُعطي ولا يَمنَعُ، واستِعمالُ اليَأسِ مِن الخَلقِ، فإذا كانَ العَبدُ كذلكَ لَم يَعمَلْ لأحَدٍ سِوَى اللّهِ، ولَم يَرْجُ ولَم يَخَفْ سِوَى اللّهِ، ولَم يَطمَعْ في أحَدٍ سِوَى اللّهِ، فهذا هُو التَّوكُّلُ. ۱
جبرئيل عليه السلامـ در پاسخ به سؤال پيامبر صلى الله عليه و آله از او درباره توكّل بر خداوند ـگفت: دانستن اين مطلب كه مخلوق نه زيانى مى زند و نه سودى مى رساند، نه مى دهد و نه جلوگيرى مى كند، و چشم اميد بركندن از خلق. هرگاه بنده چنين باشد، ديگر براى احدى جز خداوند كار نمى كند و اميد و بيمش از كسى جز خداوند نيست و چشم طمع به هيچ كس جز خدا ندارد. اين است توكّل.
۱.معاني الأخبار: 261/1، انظر تمام الحديث في بحار الأنوار: 77/20/4.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه خود را داغ نهد يا تعويذ ببندد، از توكّل بى بهره است. ۳
۱.سنن ابن ماجة: 2/1154/3489.
۲.في الماضي القديم كان الناس ـ وخصوصا العرب ـ يعالجون مرضاهم بالكىّ اذا يئسوا من الدواء، وكانوا يربطون الرُّقى التى يبتدعوها من انفسهم على أعناق وأيدي الأفراد لئلا يصيبهم داء، وهذا الحديث يرى أن الاتكال و الاعتماد على كلا الأمرين المذكورين بالكلية منافٍ للتوكل.
۳.در گذشته هاى دور و بويژه در ميان اعراب، به گاه نااميد شدن از روش هاى معمول درمان، بر زخم ها، داغ مى نهادند و يا براى پيشگيرى، اوراد و اذكارى خود ساخته را بر گردن و دست افراد مى آويختند كه اين حديث ظاهرا هر دو را منافى با توكّل بر خداوند توانا مى داند.
الكافي عن أبي بَصيرٍ عن الإمامِ الصّادقِ عليه السلام:لَيسَ شَيءٌ إلّا ولَهُ حَدٌّ. قلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، فما حَدُّ التَّوَكُّلِ؟ قالَ: اليَقينُ. قلتُ: فما حَدُّ اليَقينِ؟ قالَ: ألّا تَخافَ مَعَ اللّهِ شَيئا. ۱
الكافىـ به نقل از ابو بصير ـامام صادق عليه السلام فرمود: هيچ چيز نيست، مگر اينكه حدّى دارد. عرض كردم: فدايت شوم، حدّ توكل چيست؟
فرمود: يقين. عرض كردم: حدّ يقين چيست؟ فرمود: اينكه از چيزى جز خدا نترسى.
۱.الكافي: 2/57/1.