نتایج جستجو برای «بهره گرفتن از مثل ها در تبلیغ»: ۲۷ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلي ومَثَلُكُم كَمَثَلِ رجُلٍ أوقَدَ نارا فَجَعلَ الفَراشُ والجَنادِبُ يَقَعْنَ فيها وهُو يَذُبُّهُنَّ عَنها، وأنا آخِذٌ بحُجَزِكُم عَنِ النّارِ وأنتُم تَفَلَّتونَ مِن يَدِي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت من و شما، حكايت مردى است كه آتش افروخته است و پروانه ها و ملخ ها خود را به درون آن مى اندازند و او آنها را از آتش، دور مى كند. من هم كمربندهاى شما را گرفته ام و از آتش، دورتان مى كنم و شما از دستان من مى گريزيد [و به سوى آتش مى رويد].
۱.كنز العمّال: ج 11 ص 410 ح 31920.
عنه صلى الله عليه و آله:مَثَلي ومَثَلُ ما بَعَثَني اللّهُ بهِ كمَثَلِ رجُلٍ أتى قَوما فقالَ: ياقَومُ، إنّي رأيتُ الجَيشَ بعَيني، وإنّي أنا النَّذيرُ العُريانُ، فالنَّجاءَ النَّجاءَ! فأطاعَتهُ طائفَةٌ مِن قَومٍ، فأدلَجوا وانطَلَقوا على مَهلِهِم فنَجَوا، وكَذّبَتهُ طائفَةٌ مِنهُم فأصبَحوا مكانَهُم، فصَبَّحَهُمُ الجَيشُ فأهلَكَهُم واجتاحَهُم، فذلكَ مَثَلُ مَن أطاعَني واتَّبَعَ ماجِئتُ بهِ، ومَثَلُ مَن عَصاني وكَذّبَ بما جِئتُ بهِ مِن الحقِّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت من و آنچه خداوندْ مرا به آن مبعوث كرده، حكايت مردى است كه نزد مردمى مى رود و مى گويد: «اى مردم! من با چشم خود، لشكر [دشمن]را ديدم و همانا من هشدار دهنده آشكار و بى پرده ام. خود را برهانيد! خود را برهانيد!». پس، گروهى از آن مردم اطاعتش مى كنند و شب هنگام ره سپار مى شوند و به آرامى پيش مى روند و نجات مى يابند و گروهى از ايشان، سخن او را دروغ مى شمارند و شب را در جاى خود مى گذرانند و آن لشكر، سپيده دم بر آنها مى تازد و همه را قلع و قمع مى كند. اين است حكايت كسى كه از من اطاعت كند و از آنچه آورده ام، پيروى نمايد و حكايت كسى كه از من نافرمانى كند و آنچه را از حق آورده ام، دروغ شمارد.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 180 ح 914.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلي ومَثَلُ السّاعةِ كَفَرسَي رِهانٍ، مَثَلي ومَثَلُ السّاعةِ كمَثَلِ رجُلٍ بَعثَهُ قَومُهُ طَليعَةً، فلَمّا خَشِيَ أن يُسبَقَ ألاحَ بثَوبِهِ: اُتيتُم اُتيتُم! أنا ذاكَ أنا ذاكَ! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت من و قيامت، مانند دو اسب مسابقه است. حكايت من و قيامت، حكايت مردى است كه عدّه اى او را براى خبر يافتن از وضعيّت دشمن، پيشاپيش، روانه كرده اند و او از بيم اين كه دشمن، زودتر از او، خود را به مردمش برساند، جامه اش را در مى آورد و با آن، علامت مى دهد كه: «به شما حمله شده! به شما حمله شده! من هستم! من هستم!».
۱.كنز العمّال: ج 14 ص 191 ح 38332.
صحيح مسلم عن أبي هريرة عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ البَخيلِ والمُتَصَدِّقِ مَثَلُ رجُلَينِ علَيهِما جُنّتانِ مِن حَديدٍ؛ إذا هَمَّ المُتَصدِّقُ بصَدَقَةٍ اتّسَعَت علَيهِ حتّى تُعَفِّي أثَرَهُ، وإذا هَمَّ البَخيلُ بصَدَقَةٍ تَقلّصَت علَيهِ، وانضَمّت يَداهُ إلى تَراقيهِ، وانقَبَضت كُلُّ حَلقَةٍ إلى صاحِبَتِها قالَ فسَمِعتُ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يقولُ: فيَجهَدُ أن يُوَسِّعَها فلا يَستَطيعُ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا فرمود: «مَثَل بخيل و صدقه دهنده، مَثَل دو مرد است كه زرهى آهنين بر تن دارند. هر گاه صدقه دهنده بخواهد صدقه اى بدهد، آن زره بر تن او گشاد مى شود تا آن كه [سرانجام] اثرى از آن نمى ماند [و زره به كلّى از تنش بيرون مى رود]، و هر گاه بخيل بخواهد صدقه اى بدهد، زره بر او تنگ مى شود و دست هايش به چنبرهايش بسته مى شود و همه حلقه هاى زره در هم جمع مى شوند». شنيدم كه پيامبر خدا مى فرمود: «پس، [بخيل]سعى مى كند آن زره را از هم باز كند (گشاد كند)؛ امّا نمى تواند».
۱.صحيح مسلم: ج 2 ص 709 ح 77.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّ مَثَلَ الّذي يَعودُ في عَطِيَّتِهِ كمَثَلِ الكَلبِ؛ أكَلَ حتّى إذا شَبِعَ قاءَ، ثُمّ عادَ في قَيئهِ فأكَلَهُ! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مَثَل كسى كه عطاى خود را پس مى گيرد، مَثَل سگى است كه آن قدر مى خورد تا سير شود و استفراغ كند و سپس استفراغ خود را بخورد.
۱.كنز العمّال: ج 16 ص 638 ح 46163.
عنه صلى الله عليه و آله:لَيسَ لَنا مَثَلُ السُّوءِ، العائدُ في هِبَتِهِ كالكَلبِ يَعودُ في قَيئهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مثال بد زدن، شايسته ما نيست؛ [ولى]كسى كه بخشش خود را پس بگيرد، مانند سگى است كه استفراغ خود را بخورد.
۱.كنز العمّال: ج 16 ص 639 ح 46167.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلي ومَثَلُكُم كَمَثَلِ رجُلٍ أوقَدَ نارا فَجَعلَ الفَراشُ والجَنادِبُ يَقَعْنَ فيها وهُو يَذُبُّهُنَّ عَنها، وأنا آخِذٌ بحُجَزِكُم عَنِ النّارِ وأنتُم تَفَلَّتونَ مِن يَدِي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت من و شما، حكايت مردى است كه آتش افروخته است و پروانه ها و ملخ ها خود را به درون آن مى اندازند و او آنها را از آتش، دور مى كند. من هم كمربندهاى شما را گرفته ام و از آتش، دورتان مى كنم و شما از دستان من مى گريزيد [و به سوى آتش مى رويد].
۱.كنز العمّال: ج 11 ص 410 ح 31920 عن جابر.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّما مَثَلي ومَثَلُكُم مَثَلُ قَومٍ خافُوا عَدُوّا يأتيهِم فبَعَثوا رجُلاً يَتراءى لَهُم، فبَينَما هُم كذلكَ أبصَرَ العَدُوَّ فأقبَلَ لِيُنذِرَهُم وخَشِيَ لِيُدرِكَهُم العَدُوُّ ۱ قَبلَ أن يُنذِرَ قَومَهُ فأهوى بثَوبِهِ، أيُّها النّاسُ، اُتِيتُم ـ ثلاثَ مرّاتٍ ـ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت من و شما، حكايت عدّه اى است كه از هجوم دشمنى، به خود مى ترسند. از اين رو، مردى را مى فرستند كه برايشان قراولى ببرد و در همين حال، او دشمن را مى بيند و از بيم آن كه مبادا پيش از اين كه نزد افرادش برسد و به آنان هشدار دهد، دشمن به آنان دست يابد، با لباس خود، سه بار علامت مى دهد كه: اى مردم! به شما حمله شده است.
۱.كذا، وفي المنتخب: «وخشي أن يدركه العدوّ». (كما في هامش المصدر).
۲.كنز العمّال: ج 1 ص 205 ح 1022 عن عبد اللّه بن يزيد.
عنه صلى الله عليه و آله:مَثَلي ومَثَلُ ما بَعَثَني اللّهُ بهِ كمَثَلِ رجُلٍ أتى قَوما فقالَ: ياقَومُ، إنّي رأيتُ الجَيشَ بعَيني، وإنّي أنا النَّذيرُ العُريانُ، فالنَّجاءَ النَّجاءَ! فأطاعَتهُ طائفَةٌ مِن قَومٍ، فأدلَجوا وانطَلَقوا على مَهلِهِم فنَجَوا، وكَذّبَتهُ طائفَةٌ مِنهُم فأصبَحوا مكانَهُم، فصَبَّحَهُمُ الجَيشُ فأهلَكَهُم واجتاحَهُم، فذلكَ مَثَلُ مَن أطاعَني واتَّبَعَ ماجِئتُ بهِ، ومَثَلُ مَن عَصاني وكَذّبَ بما جِئتُ بهِ مِن الحقِّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت من و آنچه خداوندْ مرا به آن مبعوث كرده، حكايت مردى است كه نزد مردمى مى رود و مى گويد: «اى مردم! من با چشم خود، لشكر [دشمن] را ديدم و همانا من هشدار دهنده آشكار و بى پرده ام. خود را برهانيد! خود را برهانيد!». پس، گروهى از آن مردم اطاعتش مى كنند و شب هنگام ره سپار مى شوند و به آرامى پيش مى روند و نجات مى يابند و گروهى از ايشان، سخن او را دروغ مى شمارند و شب را در جاى خود مى گذرانند و آن لشكر، سپيده دم بر آنها مى تازد و همه را قلع و قمع مى كند. اين است حكايت كسى كه از من اطاعت كند و از آنچه آورده ام، پيروى نمايد و حكايت كسى كه از من نافرمانى كند و آنچه را از حق آورده ام، دروغ شمارد.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 180 ح 914 عن أبي موسى.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّما مَثَلي ومَثَلُكُم ومَثَلُ الأنبياءِ كمَثَلِ قَومٍ سَلَكوا مَفازَةً غَبَراءَ، لا يَدرونَ: ما قَطَعوا مِنها أكثَرُ أم ما بَقِيَ، فحَسَرَ ظُهورُهُم ونَفِدَ زادُهُم وسَقَطوا بَينَ ظَهْرانَيِ المَفازَةِ فأيقَنوا بالهَلَكَةِ، فبَينَما هُم كذلكَ إذ خَرَجَ علَيهِم رجُلٌ في حُلّةٍ يَقطُرُ رأسُهُ، فقالوا: إنّ هذا لَحَديثُ عَهدٍ بالرِّيفِ، فانتَهى إلَيهِم فقالَ: مالَكُم يا هؤلاءِ؟ قالوا: ما تَرى؟! حَسَرَ ظَهرُنا ونَفِدَ زادُنا وسَقَطنا بَينَ ظَهرانَيِ المَفازَةِ، ولانَدري ما قَطَعنا مِنهُ أكثَرُ أم ما بَقِيَ علَينا؟ قالَ: ماتَجعَلونَ لِي إنْ أورَدتُكُم ماءً رِوَىً ورياضا خُضرا؟ قالوا: نَجعَلُ لَك حُكمَكَ. فأورَدَهُم رياضا خُضرا وماءً رِوَىً، فمَكَثَ يَسيرا فقالَ:

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت من و شما و پيامبران، حكايت گروهى است كه بيابانى خشك و سوزان را مى پيمايند و نمى دانند مسافتى را كه پيموده اند، بيشتر است يا آنچه مانده است. خسته و كوفته مى شوند و توشه شان به پايان مى رسد و در وسط بيابان مى افتند و يقين مى كنند كه از بين مى روند. در همين حال، ناگاه، مردى حلّه بر تن، در حالى كه از سرش آب مى چكد، نمايان مى شود. آن عدّه مى گويند: اين مرد، تازه از آبادى مى آيد. پس، چون به آنها مى رسد، مى گويد: هان! شما را چه شده است؟ آن عدّه مى گويند: مى بينى كه از نفس افتاده ايم و توشه مان تمام شده و در وسط اين بيابان از پا در آمده ايم و نمى دانيم بيشتر راه را پيموده ايم، يا كمترش را! آن مرد مى گويد: اگر شما را به آبى گوارا و باغ هاى سرسبزم برسانم، به

۱.كنز العمّال: ج 1 ص 201 ح 1015 عن الحسن.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلي ومَثَلُ السّاعةِ كَفَرسَي رِهانٍ، مَثَلي ومَثَلُ السّاعةِ كمَثَلِ رجُلٍ بَعثَهُ قَومُهُ طَليعَةً، فلَمّا خَشِيَ أن يُسبَقَ ألاحَ بثَوبِهِ: اُتيتُم اُتيتُم! أنا ذاكَ أنا ذاكَ! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت من و قيامت، مانند دو اسب مسابقه است. حكايت من و قيامت، حكايت مردى است كه عدّه اى او را براى خبر يافتن از وضعيّت دشمن، پيشاپيش، روانه كرده اند و او از بيم اين كه دشمن، زودتر از او، خود را به مردمش برساند، جامه اش را در مى آورد و با آن، علامت مى دهد كه: «به شما حمله شده! به شما حمله شده! من هستم! من هستم!».
۱.كنز العمّال: ج 14 ص 191 ح 38332 نقلاً عن المعجم الكبير عن الضحّاك بن زمل.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ اُمّتي كالمَطَرِ؛ يَجعَلُ اللّهُ تعالى في أوّلِهِ خَيرا، وفي آخِرِهِ خَيرا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت امّت من، چون باران است كه خداوند متعال در آغاز آن، خير و بركت قرار مى دهد و در آخر آن نيز خير و بركت.
۱.كنز العمّال: ج 12 ص 181 ح 34569 نقلاً عن المعجم الكبير عن عمّار.
عنه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ اُمّتي مَثَلُ المَطَرِ؛ لا يُدرى أوّلُهُ خَيرٌ أم آخِرُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت امّت من، چون باران است كه معلوم نيست اوّل آن باران، بهتر است يا آخرش.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 152 ح 2869 عن ثابت البناني.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّما مَثَلُ هذهِ الاُمّةِ كمَثَلِ الغَيثِ؛ لايُدرى أوّلُهُ خَيرٌ أم آخِرُهُ، وبَينَ ذلكَ نَهجٌ أعوَجُ لَستُ مِنهُ ولَيسَ مِنّي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در حقيقت، حكايت اين امّت، حكايت باران است كه معلوم نيست آغازش بهتر است يا فرجامش و در اين ميان، راهى است كج، كه نه من از آن هستم و نه آن از من است.
۱.كنز العمّال: ج 16 ص 196 ح 44216 عن يحيى بن عبداللّه بن الحسن عن أبيه.
عنه صلى الله عليه و آله:مَثَلُكُم أيّتُها الاُمّةُ كمَثَلِ عَسكَرٍ قَد سارَ أوّلُهُم ونُودِيَ بالرَّحيلِ، فما أسرَعَ ما يَلحَقُ آخِرُهُم بأوّلِهِم! واللّهِ، لا الدُّنيا في الآخِرَةِ إلّا كنَفَحَةِ أرْنَبٍ، الحَدَّ الحَدَّ عِبادَ اللّهِ! واستَعينوا باللّهِ ربِّكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت شما ـ اى امّت ـ حكايت لشكرى است كه اوّل آن، حركت كرده و بانگ كوچيدن سر داده شده است.چه زود دنباله آن لشكر به اوّلينشان مى پيوندند! به خدا سوگند، دنيا در برابر آخرت، به اندازه دَمِش خرگوشى بيش نيست. بشتابيد، بشتابيد ـ اى بندگان خدا ـ و از پروردگارتان، خدا، كمك بگيريد!
۱.كنز العمّال: ج 15 ص 797 ح 43163 نقلاً عن الديلمي عن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّما مَثَلُ هذهِ الاُمّةِ مَثَلُ حَديقَةٍ أطعَمَ مِنها فَوجا عاما ثُمّ فَوْجا عاما، فلَعلَّ آخِرَها فَوجا أنْ يكونَ أثبَتَها أصلاً وأحسَنَها فَرعا وأحلاها جَنىً، وأكثَرَها خَيرا وأوسَعَها عَدلاً وأطوَلَها مُلكا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مَثَل اين امّت، در حقيقت، مَثَل باغى است كه [باغبانش] يك سال، گروهى را از آن تغذيه مى كند و سالى ديگر، گروهى ديگر را. اى بسا آخرين گروه اين امّت، داراى ريشه اى استوارتر و شاخ و برگى زيباتر و ميوه اى شيرين تر باشد و خيرش بيشتر و عدالتش گسترده تر و فرمان روايى اش درازتر باشد.
۱.كنز العمّال: ج 16 ص 196 ح 44216 نقلاً عن وكيع عن عبداللّه بن الحسن عن الإمام عليّ عليه السلام.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:نَحنُ كَلِمَةُ التَّقوى، وسَبيلُ الهُدى، والمَثَلُ الأعلى، والحُجَّةُ العُظمى، والعُروَةُ الوُثقى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ماييم كلمه تقوا و راه هدايت و برترين مَثَل و بزرگ ترين حجّت و استوارترين دستاويز.
۱.الخصال: ص 432 ح 14 عن ابن عبّاس.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عليُّ، أنتَ حُجَّةُ اللّهِ، وأنتَ بابُ اللّهِ، وأنتَ الطَّريقُ إلَى اللّهِ، وأنتَ النَّبَأُ العَظيمُ، وأنتَ الصِّراطُ المُستَقيمُ، وأنتَ المَثَلُ الأعلى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: اى على! تو حجّت خدايى، تو باب خدايى، تو راه رسيدن به خدايى، تو آن خبرِ بزرگى، تو آن صراط مستقيمى و تو آن برترين مَثَلى.
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 6 ح 13 عن ياسر الخادم عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 36 ص 4 ح 11.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ القائمِ على حُدودِ اللّهِ والمُداهِنِ فيها كمَثَلِ قَومٍ استَهَموا على سَفينَةٍ في البَحرِ، فأصابَ بَعضُهُم أعلاها وأصابَ بَعضُهُم أسْفَلَها، فكانَ الّذينَ في أسفَلِها إذا استَقَوا مِن الماءِ مَرُّوا على مَن فَوقَهُم، فقالَ الّذينَ في أعلاها: لانَدَعُهُم يَصعَدونَ فيُؤذونا، فقالوا: لو أنّا خَرَقنا في نَصيبِنا خَرقا ولَم نُؤذِ مَن فَوقَنا! فإن يَترُكوهُم وما أرادُوا هَلَكوا جَميعا، وإن أخَذوا على أيديهِم نَجَوا ونَجَوا جَميعا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت به پادارنده حدود خدا و مسامحه گر در آن، حكايت قومى است كه بر سر تقسيم جا در كشتى قرعه بزنند و قسمت بالاى كشتى (عرشه آن) به نام عدّه اى در آيد و پايين آن به نام عدّه اى ديگر و افراد طبقه زيرين، هر گاه بخواهند آب بردارند، بايد از كنار بالايى ها بگذرند. پس، سرنشينان عرشه كشتى بگويند: «ما به آنها اجازه نمى دهيم بالا بيايند و موجب اذيّت ما بشوند» و سرنشينان طبقه پايين بگويند: «بهتر است در قسمت خودمان سوراخى ايجاد كنيم و بالايى هايمان را اذيّت نكنيم». در اين صورت، اگر سرنشينان عرشه بگذارند كه اين عدّه كار خودشان را انجام دهند، همگى از بين مى روند و اگر جلوى آنها را بگيرند، هم آنان و هم خودشان، همگى نجات مى يابند.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 69 ح 5533 عن النعمان بن بشير.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ الّذي يَعمَلُ السَّيّئاتِ ثُمّ يَعمَلُ الحَسَناتِ كمَثَلِ رجُلٍ علَيهِ دِرعٌ ضَيِّقَةٌ قد خَنَقتهُ، فكُلّما عَمِلَ حَسَنةً انتَقَضَت حَلقَةٌ ثُمّ اُخرى حتّى يَخرُجَ إلَى الأرضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مَثَل كسى كه مرتكب بدى ها مى شود و سپس كارهاى نيك مى كند، همچون مَثَل مردى است كه زرهِ تنگِ خفه كننده اى پوشيده است. هر بار كه كار نيكى انجام دهد، يكى از حلقه هاى آن زره پاره مى شود و سپس حلقه اى ديگر، تا آن كه [از تنش] به زمين مى افتد.
۱.كنز العمّال: ج 4 ص 243 ح 10355 عن عقبة بن عامر.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۷