مَثَلِ به پادارنده حدود خدا و مسامحه گر در آن

1 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ القائمِ على حُدودِ اللّهِ والمُداهِنِ فيها كمَثَلِ قَومٍ استَهَموا على سَفينَةٍ في البَحرِ، فأصابَ بَعضُهُم أعلاها وأصابَ بَعضُهُم أسْفَلَها، فكانَ الّذينَ في أسفَلِها إذا استَقَوا مِن الماءِ مَرُّوا على مَن فَوقَهُم، فقالَ الّذينَ في أعلاها: لانَدَعُهُم يَصعَدونَ فيُؤذونا، فقالوا: لو أنّا خَرَقنا في نَصيبِنا خَرقا ولَم نُؤذِ مَن فَوقَنا! فإن يَترُكوهُم وما أرادُوا هَلَكوا جَميعا، وإن أخَذوا على أيديهِم نَجَوا ونَجَوا جَميعا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت به پادارنده حدود خدا و مسامحه گر در آن، حكايت قومى است كه بر سر تقسيم جا در كشتى قرعه بزنند و قسمت بالاى كشتى (عرشه آن) به نام عدّه اى در آيد و پايين آن به نام عدّه اى ديگر و افراد طبقه زيرين، هر گاه بخواهند آب بردارند، بايد از كنار بالايى ها بگذرند. پس، سرنشينان عرشه كشتى بگويند: «ما به آنها اجازه نمى دهيم بالا بيايند و موجب اذيّت ما بشوند» و سرنشينان طبقه پايين بگويند: «بهتر است در قسمت خودمان سوراخى ايجاد كنيم و بالايى هايمان را اذيّت نكنيم». در اين صورت، اگر سرنشينان عرشه بگذارند كه اين عدّه كار خودشان را انجام دهند، همگى از بين مى روند و اگر جلوى آنها را بگيرند، هم آنان و هم خودشان، همگى نجات مى يابند.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 69 ح 5533 عن النعمان بن بشير.