نتایج جستجو برای «برتری جویی»: ۶ حدیث
زاذانُ:رَأَيتُ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ يُمسِكُ الشُّسوعَ بِيَدِهِ، يَمُرُّ فِي الأَسواقِ فَيُناوِلُ الرَّجُلَ الشِّسعَ ويُرشِدُ الضّالَّ ويُعينُ الحَمّالَ عَلَى الحُمولَةِ، وهُوَ يَقرَأُ هذِهِ الآيَةَ: «تِلكَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدونَ عُلُوًّا فِي الأَرضِ ولا فَسادًا والعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ ۱» . ثُمَّ يَقولُ: هذِهِ الآيَةُ اُنزِلَت فِي الوُلاةِ وذَوِي القُدرَةِ مِنَ النّاسِ ۲.
زاذان:على بن ابى طالب را ديدم كه بند كفشى جامانده را با دست خود مى گرفت و از بازار مى گذشت تا بند كفش را به دست صاحبش مى داد و ره گم كرده را ره مى نمود و در برداشتن بار، به حمّال كمك مى كرد و اين آيه را تلاوت مى فرمود: «اين سراى آخرت را از آن كسانى ساخته ايم كه در اين جهان نه خواهان برترى جويى هستند و نه خواهان فساد و فرجام نيك، از آن پرهيزگاران است» . سپس مى فرمود: اين آيه در حقّ واليان و مردم قدرتمند نازل شده است.
۱.القصص: 83.
۲.فضائل الصحابة لابن حنبل: 2 / 621 / 1064.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:اُوصيكُم بتقوى اللّهِ و اُوصي اللّهَ بكم ـ إنّي لَكُم نذيرٌ مُبين ـ أنْ لا تَعْلُوا على اللّهِ في عبادِهِ و بلادِهِ، فإنّ اللّهَ تعالى قالَ لي و لَكُم: «تلكَ الدّارُ الآخرةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَسَادا» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شما را به پرواى الهى سفارش مى كنم و سفارشِ شما را به خدا مى كنم ـ كه من براى شما هشدار دهنده اى آشكار گويم ـ كه در ميان بندگان و سرزمينهاى خداوند بر او برترى نجوييد؛ زيرا خداوند متعال براى من و شما [چنين]فرموده است: «آن سراى آخرت را آنِ كسانى مى كنيم كه در زمين، خواهان برترى جويى و تباهكارى نيستند».
۱.الأمالي للطوسي: 207/354.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:فلَمّا نَهَضْتُ بالأمرِ نَكَثتْ طائفةٌ و مَرَقَتْ اُخرى و قَسَطَ آخَرونَ، كأنّهُم لَم يَسمعوا اللّهَ سبحانه يقولُ: «تلكَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها للّذين لا يُرِيدُونَ عُلُوّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَسَادا» ! بلى و اللّهِ، لَقد سَمِعُوها و وَعَوها، و لكنَّهم حَلِيَتِ الدُّنيا في أعيُنِهِم و راقَهُم زِبْرِجُها. ۱
امام على عليه السلام:چون خلافت را به دست گرفتم، گروهى پيمان شكستند و گروهى از دين خارج شدند و دسته اى ديگر ستم پيشه كردند؛ گويى اين سخن خداوند سبحان را نشنيدند كه «آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى دهيم كه در زمين، خواهان برترى جويى و تباهكارى نيستند». آرى، سوگند به خدا كه آن را شنيدند و فهميدند، اما دنيا در چشم آنها زيبا شد و زيب و زيورهاى آن خوشايندشان گرديد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 3.
تفسير القمّي عن حَفْصَ بنِ غِياثٍ:قالَ أبو عبدِ اللّهِ عليه السلام: يا حَفْصُ، ما مَنزلةُ الدُّنيا مِن نَفْسي إلاّ بمَنزلةِ المِيتةِ، إذا اضْطُرِرْتُ إلَيها أكَلْتُ مِنها. ثُمَّ تلا قولَهُ: «تلك الـدّارُ الآخِرة نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَسَادا وَ العَاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ» الآية، و جَعلَ يَبكي و يقولُ: ذَهبَتْ و اللّهِ الأمـانيُّ عِندَ هذِهِ الآيةِ. ۱
تفسير القمّىـ به نقل از حفص بن غياث ـ: امام صادق عليه السلام فرمود: «اى حفص! دنيا در نظر من چونان مردار است كه هرگاه ناچار شدم، از آن مى خورم.». آن گاه آيه «آن سراى آخرت را از آنِ كسانى مى كنيم كه در زمين، خواهان برترى جويى و تباهكارى نيستند و فرجام [خوش]، از آنِ پرهيزگاران است» را تلاوت نمود و شروع به گريستن كرد و فرمود: «سوگند به خدا كه با اين آيه همه آرزوها بر باد رفت».
۱.تفسير القمّي: 2/146.
الإمام عليّ عليه السلام ـ في خُطبَتِهِ المَعروفَةِ بِالشِّقشِقِيَّةِ ـ:فَلَمّا نَهَضتُ بِالأَمرِ نَكَثَت ۱ طائِفَةٌ، ومَرَقَت ۲ اُخرى، وقَسَطَ ۳ آخَرونَ، كَأَنَّهُم لَم يَسمَعُوا اللّهَ سُبحانَهُ يَقولُ: «تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لاَ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِى الاْءَرْضِ ولاَ فَسَادًا وَ الْعَـقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» ۴! بَلى، وَاللّهِ سَمِعوها ووَعَوها، ولكِنَّهُم حَلِيَتِ الدُّنيا في أعيُنِهِم، وراقَهُم زِبرِجُها. ۵
امام على عليه السلام ـ در خطبه معروف به شقشقيه ـ:چون زمام امور را به دست گرفتم، گروهى پيمان شكستند، عدّه اى از فرمان به در شدند، و عدّه اى سر از فرمان حق برتافتند. گويى آنان نشنيده اند كه خداوند سبحان مى فرمايد: «آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى دهيم كه خواهان برترى جويى و تباهكارى در زمين نيستند، و عاقبت، از آنِ تقواپيشگان است» . آرى! به خدا سوگند كه آن را شنيدند و فهميدند؛ امّا دنيا در چشم آنان زيبا نمود، و زرق و برق آن خيره شان ساخت.
۱.النَّكثُ: نقض العهد (النهاية: ج 5 ص 114 «نكث»).
۲.مَرَقَ من الدِّينِ: خرج منه (المصباح المنير: ص 569 «مرق»).
۳.القسطُ: الجَوْرُ والعُدُولُ عن الحقّ (الصحاح: ج 3 ص 1152 «قسط»).
۴.القصص: 83.
۵.نهج البلاغة: الخطبة 3، الإرشاد: ج 1 ص 289، علل الشرائع: ص 151 ح 12 نحوه، الاحتجاج: ج 1 ص 457 ح 105 كلّها عن ابن عبّاس، المناقب لابن شهرآشوب: ج 2 ص 205.
الإمام الصادق عليه السلام:طَلَبَةُ العِلمِ ثَلاثَةٌ فَاعرِفهُم بِأَعيانِهِم وصِفاتِهِم: صِنفٌ يَطلُبُهُ لِلجَهلِ والمِراءِ، وصِنفٌ يَطلُبُهُ لِلاِستِطالَةِ والخَتلِ، وصِنفٌ يَطلُبُهُ لِلفِقهِ والعَقلِ، فَصاحِبُ الجَهلِ والمِراءِ موذٍ مُمارٍ مُتَعَرِّضٌ لِلمَقالِ في أندِيَةِ الرِّجالِ بِتَذاكُرِ العِلمِ وصِفَةِ الحِلمِ، وقَد تَسَربَلَ بِالخُشوعِ وتَخَلّى مِنَ الوَرَعِ فَدَقَّ اللّهُ مِن هذا خَيشومَهُ، وقَطَعَ مِنهُ حَيزومَهُ. وصاحِبُ الاِستِطالَةِ والخَتلِ، ذو خِبٍّ ومَلَقٍ، يَستَطيلُ عَلى مِثلِهِ مِن أشباهِهِ، ويَتَواضَعُ لِلأَغنِياءِ مِن دونِهِ، فَهُوَ لِحَلوائِهِم هاضِمٌ، ولِدينِهِ حاطِمٌ، فَأَعمَى اللّهُ عَلى هذا خَبَرَهُ وقَطَعَ مِن آثارِ العُلَماءِ أثَرَهُ. وصاحِبُ الفِقهِ والعَقلِ

امام صادق عليه السلام:جويندگان دانش سه گونه اند. آنان را به ذات و صفاتشان بشناس: دسته اى آن را براى نادانى و ستيزه جويى و دسته اى براى برترى جويى و دام گسترى و گروهى نيز براى فهم و خردورزى مى جويند. صاحب نادانى و ستيزه جويى، آزار دهنده و ستيزه گر است و در حلقه هاى علمى به سخن درآيد و از دانش و بردبارى بكويد و جامه فروتنى به تن كند، ولى از پرهيزگارى تهى باشد. خداوند به همين سبب، بينى او را خرد كند و خرخره اش را ببُرد. آنكه براى برترى و دام گسترى آمده است، پنهان كار و چاپلوس است. بر مثل و مانند خود برترى مى جويد و براى توانگران فروتر از خود فروتنى مى كند. خورنده حلواى آنان وپايمال كننده دين خويش است. خداوند هم به اين سبب او را كور مى گرداند واثرش را از ميان آثار دانشمندان مى زدايد. آنكه

۱.الكافي: 1 / 49 / 5 عن عليّ بن إبراهيم رفعه، الخصال: 194 / 269 عن سعيد بن علاقة عن الإمام عليّ عليه السلام، أمالي الصدوق: 727 / 997 عن ابن عبّاس عن الإمام عليّ عليه السلام، روضة الواعظين: 14 عن الإمام عليّ عليه السلاموكلّها نحوه.