فیلترها
نتایج جستجو برای «آخرت شناسی»: ۵۵ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
علل الشرائعـ به نقل از يزيد بن سلام، در گفتگو با پيامبر خدا ـ: [گفتم:] مرا خبر ده كه چرا آخرت را آخرت ناميده اند؟
فرمود: «چون متأخّر از دنياست و پس از آن مى آيد. سال هاى آن به وصف نمى آيند و روزهايش شماره نمى شوند و ساكنانش نمى ميرند».
۱.في المصدر: «سنيها»، والتصويب من بحار الأنوار. قال ابن الأثير: تجمع السنة على سنَهات وسَنَوات، فإذا جمعتها جمع الصحّة كسرت السين فقلت: سِنون وسِنين، وبعضهم يضمّها، ومنهم من يقول: سِنين على كلّ حال في الرفع والنصب والجرّ ويجعل الإعراب على النون الأخيرة، فإذا أضفتها على الأول حذفت نون الجمع للإضافة وعلى الثاني لا تحذفها فتقول: سِني زيد وسنينُ زيد (النهاية: ج 2 ص 414 «سنه»).
۲.علل الشرائع: ص 470 ح 33.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما أخَذَتِ الدُّنيا مِنَ الآخِرَةِ إلّا كَما أخَذَ مِخيَطٌ غُرِسَ فِي البَحرِ مِن مائِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آنچه دنيا از آخرت گرفته است، جز به اندازه آبى كه سوزنى فرو رفته در دريا به خود مى گيرد، نيست.
۱.المعجم الكبير: ج 20 ص 308 ح 733.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت شما ـ اى مردم ـ همانند سپاهى است كه ابتداى آن رفته و نداى كوچ [در آن،] سر داده شده است. پس چه زود، آخر آن سپاه به اوّلش مى رسد! به خدا سوگند، دنيا در برابر آخرت، جز به مانند يك نَفَس (جهش) ۳ خرگوشى نيست. بكوشيد، بكوشيد ـ اى بندگان خدا ـ و از خداوند، پروردگارتان، كمك بجوييد.
۱.كذا في المصدر بالحاء المهملة، والظاهر أنّها مصحّفة عن «نفجة» بالجيم، قال ابن الأثير: كنفجة أرنب: أي كوثبته من مَجثَمه، يريد تقليل مدّتها (النهاية: ج 5 ص 88 «نفج»).
۲.الفردوس: ج 4 ص 148 ح 6456.
۳.در مأخذ، «نفحة (با حا)» آمده است؛ ولى ظاهرا تصحيف شده «نفجة» (با جيم) باشد. ابن اثير مى گويد: «كنفجة أرنب؛ مانند يك جهش خرگوش. و مراد، كم بودن مدّت دنياست».
علل الشرائعـ به نقل از يزيد بن سلام، در گفتگو با پيامبر خدا ـ: [گفتم:] مرا خبر ده كه چرا آخرت را آخرت ناميده اند؟
فرمود: «چون متأخّر از دنياست و پس از آن مى آيد. سال هاى آن به وصف نمى آيند و روزهايش شماره نمى شوند و ساكنانش نمى ميرند».
۱.في المصدر: «سنيها»، والتصويب من بحار الأنوار. قال ابن الأثير: تجمع السنة على سنَهات وسَنَوات، فإذا جمعتها جمع الصحّة كسرت السين فقلت: سِنون وسِنين، وبعضهم يضمّها، ومنهم من يقول: سِنين على كلّ حال في الرفع والنصب والجرّ ويجعل الإعراب على النون الأخيرة، فإذا أضفتها على الأول حذفت نون الجمع للإضافة وعلى الثاني لا تحذفها فتقول: سِني زيد وسنينُ زيد (النهاية: ج 2 ص 414 «سنه»).
۲.علل الشرائع: ص 470 ح 33، بحار الأنوار: ج 9 ص 305 ح 8.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به خدا سوگند كه دنيا در مقايسه با آخرت، جز مانند اين نيست كه فردى از شما، اين انگشتش ۳ را در دريا فرو ببرد، پس بنگرد كه انگشتش با چه [مقدار آب] باز مى گردد (دنيا در برابر آخرت، به اندازه اين نم است در برابر دريا).
۱.أي السبّابة، فقد جاء في المصدر بعد كلمة هذه: «وأشار يحيى بالسبّابة» ويحيى هو ابن سعيد، من رجال سند الرواية.
۲.صحيح مسلم: ج 4 ص 2193 ح 55 عن مستورد أخي بني فهر؛ مشكاة الأنوار: ص 467 ح 1558، بحار الأنوار: ج 73 ص 119 ح 110.
۳.. يعنى: انگشت نشانه اش را. در مأخذ، پس از كلمه «اين» آمده است: «يحيى با انگشت نشانه اش، اشاره كرد». مقصود از يحيى، «يحيى بن سعيد»، از رجال سند اين روايت است.
المستدرك على الصحيحين عن المستورد:كُنّا عِندَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَتَذاكَرُوا الدُّنيا وَالآخِرَةَ، فَقالَ بَعضُهُم: إنَّمَا الدُّنيا بَلاغٌ لِلآخِرَةِ، فيهَا العَمَلُ وفيهَا الصَّلاةُ وفيهَا الزَّكاةُ. وقالَت طائِفَةٌ مِنهُم: الآخِرَةُ فيهَا الجَنَّةُ. وقالوا ما شاءَ اللّهُ.
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَا الدُّنيا فِي الآخِرَةِ إلّا كَما يَمشي أحَدُكُم إلَى اليَمِّ فَأَدخَلَ إصبَعَهُ فيهِ؛ فَما خَرَجَ مِنهُ فَهِيَ الدُّنيا. ۱
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از مُستَورِد ـ: در خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بودم كه حاضران، سخن از دنيا و آخرت به ميان آوردند. بعضى گفتند: دنيا، در حقيقت، جاى توشه برداشتن براى آخرت است. در آن، عمل است و نماز است و زكات.
گروهى گفتند: در آخرت، بهشت است.
و هر كس سخنى گفت.
پيامبر خدا فرمود: «دنيا در برابر آخرت، جز به مانند اين نيست كه فردى از شما به كنار دريا برود و انگشتش را در آن فرو ببرد. آنچه از [نَم] دريا [با انگشتش] بيرون مى آيد، همان، دنياست».
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 355 ح 7898.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما أخَذَتِ الدُّنيا مِنَ الآخِرَةِ إلّا كَما أخَذَ مِخيَطٌ غُرِسَ فِي البَحرِ مِن مائِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آنچه دنيا از آخرت گرفته است، جز به اندازه آبى كه سوزنى فرو رفته در دريا به خود مى گيرد، نيست.
۱.المعجم الكبير: ج 20 ص 308 ح 733 عن المستورد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت شما ـ اى مردم ـ همانند سپاهى است كه ابتداى آن رفته و نداى كوچ [در آن،] سر داده شده است. پس چه زود، آخر آن سپاه به اوّلش مى رسد! به خدا سوگند، دنيا در برابر آخرت، جز به مانند يك نَفَس (جهش) ۳ خرگوشى نيست. بكوشيد، بكوشيد ـ اى بندگان خدا ـ و از خداوند، پروردگارتان، كمك بجوييد.
۱.كذا في المصدر بالحاء المهملة، والظاهر أنّها مصحّفة عن «نفجة» بالجيم، قال ابن الأثير: كنفجة أرنب: أي كوثبته من مَجثَمه، يريد تقليل مدّتها (النهاية: ج 5 ص 88 «نفج»).
۲.الفردوس: ج 4 ص 148 ح 6456 عن عمر.
۳.. در مأخذ، «نفحة (با حا)» آمده است؛ ولى ظاهرا تصحيف شده «نفجة» (با جيم) باشد. ابن اثير مى گويد: «كنفجة أرنب؛ مانند يك جهش خرگوش. و مراد، كم بودن مدّت دنياست».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در يكى از سخنرانى هايش ـ: اى مردم! دنيا متاعى نقد است كه نيك و بد، از آن مى خورند، و آخرت، وعده اى راست است كه در آن، پادشاهى دادگر، قضاوت مى كند و در آن، احقاق حق مى نمايد و بر باطل، مُهر ابطال مى زند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما جَعَلَ اللّهُ عز و جل فِي الآخِرَةِ غَيرَ دارَينِ: دارَ الثَّوابِ ودارَ العِقابِ؛ الجَنَّةَ وَالنّارَ، وهُما دَرَجاتٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل در آخرت، جز دو سرا قرار نداده است: سراى پاداش و سراى كيفر؛ [يعنى] بهشت و دوزخ. و اين دو، درجاتى دارند.
۱.دعائم الإسلام: ج 1 ص 25.
عنه صلى الله عليه و آله:ألا وإنَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنيا دارَ بَلوى، وَالآخِرَةَ دارَ عُقبى، فَجَعَلَ بَلوَى الدُّنيا لِثَوابِ الآخِرَةِ سَبَبا، وثَوابَ الآخِرَةِ مِن بَلوَى الدُّنيا عِوَضا، فَيَأخُذُ لِيُعطِيَ، ويَبتَلي لِيَجزِيَ، وإنَّها لَسَريعَةُ الذَّهابِ، ووَشيكَةُ الاِنقِلابِ، فَاحذَروا حَلاوَةَ رِضاعِها لِمَرارَةِ فِطامِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بدانيد كه خداوند، دنيا را سراى آزمايش، و آخرت را سراى سزا دادن آفريد. پس آزمايش دنيا را سبب پاداش آخرت، و پاداش آخرت را عوضِ آزمايش دنيا قرار داد. بنا بر اين، مى گيرد تا بدهد، و مبتلا مى سازد تا سزا دهد. دنيا زودگذر است و در آستانه دگرگونى. پس، از حلاوت شير خوردن از دنيا، دورى كنيد؛ زيرا گرفته شدن از شير آن، تلخ (سخت) است.
۱.أعلام الدين: ص 344 ح 35 عن ابن عمر، بحار الأنوار: ج 77 ص 187 ح 10.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ألا إنَّ الآخِرَةَ اليَومَ مُحَفَّفَةٌ بِالمَكارِهِ، وإنَّ الدُّنيا مُحَفَّفَةٌ بالشَّهواتِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بدانيد كه آخرت، امروز با ناملايمات، در ميان گرفته شده است و دنيا با شهوات، احاطه گشته است.
۱.المعجم الكبير: ج 19 ص 200 ح 449 عن كليب بن حزن.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّهُ سُبحانَهُ وتَعالى يُعطِي الدُّنيا لِمَن يُحِبُّ ويُبغِضُ، ولا يُعطِيالآخِرَةَ إلّا أهلَ صِفوَتِهِ ومَحَبَّتِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال، دنيا را به دوست و دشمن مى دهد؛ امّا آخرت را جز به كسانى كه برگزيده و محبوب او باشند، نمى دهد.
۱.أعلام الدين: ص 277، بحار الأنوار: ج 81 ص 195 ح 52.
علل الشرائع عن يزيد بن سلام ـ أنَّه سَألَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ لَهُ ـ:أخبِرني لِمَ سُمِّيَتِ الآخِرَةُ آخِرَةً؟
قالَ[صلى الله عليه و آله]: لاِءَنَّها مُتَأَخِّرَةٌ تَجيءُ مِن بَعدِ الدُّنيا، لا توصَفُ سِنينُها، ولا تُحصى أيّامُها، ولا يَموتُ سُكّانُها. ۱
علل الشرائع ـ به نقل از يزيد بن سلام، در گفتگو با پيامبر خدا ـ:[گفتم: [مرا خبر دهيد كه چرا آخرت را آخرت ناميده اند؟
فرمود: «چون متأخّر از دنياست و پس از آن مى آيد. سال هاى آن به وصف نمى آيد، و روزهايش شماره نمى شود و ساكنانش نمى ميرند».
۱.علل الشرائع: ص 470 ح 33، بحار الأنوار: ج 57 ص 356 ح 2.
الإمام عليّ عليه السلام:سُمِّيَتِ الآخِرَةُ آخِرَةً؛ لاِءَنَّ فيهَا الجَزاءَ وَالثَّوابَ. ۱
امام على عليه السلام:آخرت را به اين دليلْ آخرت ناميده اند كه سزا و پاداش در آن جاست.
۱.علل الشرائع: ص 2 ح 1 عن عليّ بن محمّد، بحار الأنوار: ج 57 ص 355 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:القَبرُ أوَّلُ مَنازِلِ الآخِرَةِ؛ فَإِن يَنجُ مِنهُ فَما بَعدَهُ أيسَرُ مِنهُ، وإن لَم يَنجُ مِنهُ فَما بَعدَهُ أشَدُّ مِنهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:گور، نخستين منزلگاه آخرت است. اگر [انسان] از آن به سلامت برَهَد، منزلگاه هاى پس از آن، آسان تر از آن است، و اگر از آن به سلامت نَرَهد، منزلگاه هاى پس از آن، سخت تر از آن خواهد بود.
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 140 ح 454، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 526 ح 1373 كلاهما عن عثمان، ربيع الأبرار: ج 4 ص 204، شرح نهج البلاغة: ج 11 ص 159 وفيها «شرّ» بدل «أشدّ»؛ جامع الأخبار: ص 485 ح 1351، روضة الواعظين: ص 542، بحارالأنوار: ج 6 ص 242 ح 64.
عنه صلى الله عليه و آله:أوَّلُ عَدلِ الآخِرَةِ القُبورُ؛ لا يُعرَفُ فيها شَريفٌ مِن وَضيعٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين مرحله عدالت آخرت، گورهايند كه در آنها ميان شريف و دون پايه، فرقى نهاده نمى شود.
۱.دعائم الإسلام: ج 1 ص 233، الجعفريّات: ص 205 كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام، بحار الأنوار: ج 81 ص 283 ح 40 وزاد في ذيله «وغنيّ من فقير».
الإمام عليّ عليه السلام:المَوتُ أوَّلُ عَدلِ الآخِرَةِ. ۱
امام على عليه السلام:مرگ، نخستين مرحله عدالت [و داورىِ [آخرت است.
۱.غرر الحكم: ح 1435، عيون الحكم والمواعظ: ص 28 ح 381.
عنه عليه السلام:المَوتُ بابُ الآخِرَةِ. ۱
امام على عليه السلام:مرگ، دروازه آخرت است.
۱.غرر الحكم: ح 319، عيون الحكم والمواعظ: ص 39 ح 860.
الإمام الكاظم عليه السلام ـ مِن كَلامِهِ عِندَ قَبرٍ حَضَرَهُ ـ:إنَّ شَيئاً هذا آخِرُهُ لَحَقيقٌ أن يُزهَدَ في أوَّلِهِ، وإنَّ شَيئاً هذا أوَّلُهُ لَحَقيقٌ أن يُخافَ آخِرُهُ. ۱
امام كاظم عليه السلام ـ در سخنانى بر سر قبرى كه بر آن حاضر شده بود ـ:چيزى (دنيا و زندگى) كه پايانش اين است، سزاوار است كه به ابتداى آن، دل بسته نشود، و چيزى (آخرت) كه ابتدايش اين جاست، سزاوار است كه از پايان آن، ترسيده شود.
۱.معاني الأخبار: ص 343، تحف العقول: ص 408 كلاهما عن حفص بن غياث النخعي، بحار الأنوار: ج 73 ص 103 ح 91.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۵۵