حدیث دربارهچگونگى تولّد او

الكافي عن الحسين بن خالد:سَأَلتُ أبَا الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام عَنِ التَّهنِئَةِ بِالوَلَدِ، مَتى؟ فَقالَ: إنَّهُ [الرِّضا عليه السلام] قالَ: لَمّا وُلِدَ الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام هَبَطَ جَبرَئيلُ عليه السلام بِالتَّهنِئَةِ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فِي اليَومِ السّابِعِ، وأمَرَهُ أن يُسَمِّيَهُ ويُكَنِّيَهُ، ويَحلِقَ رَأسَهُ، ويَعُقَّ ۱ عَنهُ، ويَثقُبَ اُذُنَهُ، وكَذلِكَ كانَ حينَ وُلِدَ الحُسَينُ عليه السلام، أتاهُ فِي اليَومِ السّابِعِ، فَأَمَرَهُ بِمِثلِ ذلِكَ. قالَ: وكانَ لَهُما ذُؤابَتانِ ۲ فِي القَرنِ الأَيسَرِ، وكانَ الثَّقبُ فِي الاُذُنِ اليُمنى في شَحمَةِ الاُذُنِ، وفِي اليُسرى في أعلَى الاُذُنِ، فَالقُرطُ فِي اليُمنى وَالشَّنفُ ۳ فِي اليُسرى. وقَد رُوِيَ أنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله تَرَكَ لَهُما ذُؤابَتَينِ في وَسَطِ الرَّأسِ. وهُوَ أصَحُّ مِنَ القَرنِ. ۴
الكافىـ به نقل از حسين بن خالد ـ: از امام رضا عليه السلام پرسيدم: شاد باش گفتن به خاطر فرزند، چه هنگامى است؟ امام رضا عليه السلام فرمود: «هنگامى كه حسن بن على عليه السلام متولّد شد، جبرئيل عليه السلام روز هفتم براى شاد باش گفتن به پيامبر صلى الله عليه و آله فرود آمد و به او فرمان داد تا بر وى، نام و كنيه بگذارد و سرش را بتراشد و برايش عقيقه ۵ كند و گوشش را [براى گوشواره]سوراخ كند. براى تولّد حسين عليه السلام نيز همين گونه بود. [جبرئيل عليه السلام] روز هفتم نزد پيامبر صلى الله عليه و آله فرود آمد و ايشان را به همين كارها فرمان داد. [حسن و حسين عليهماالسلام] هر دو، در سمت چپ جلوى سرشان، زُلف داشتند و سوراخ گوش راست در نرمه گوش و سوراخ گوش چپ، در بالاى آن بود. پس گوشواره اى كه عربْ قُرْط مى نامند، در گوش راست و گوشواره اى كه شَنْف مى نامند، در گوش چپشان بود». و روايت شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله همه سرشان را نتراشيد و برايشان در وسط سر، زلف گذاشت، كه اين از روايت جلوى سر، صحيح تر است.
۱.العقيقة: الشاة التي تذبح عن المولود ويستحب أن تذبح في اليوم السابع.
۲.الذُؤابة: الشعر المظفور من شعر الرأس (النهاية: ج 2 ص 151 «ذأب»).
۳.الشَّنْف: الذي يلبس في أعلى الاُذن. والذي في أسفلها: القُرط (لسان العرب: ج 9 ص 183 «شنف»).
۴.. الكافي: ج 6 ص 33 ح 6، تهذيب الأحكام: ج 7 ص 444 ح 1776 وفيه «أبا عبداللّه عليه السلام» بدل «أبا الحسن الرضا عليه السلام» وليس فيه ذيله من «وقد روي»، بحار الأنوار: ج 43 ص 257 ح 40.
۵.عقيقه كردن، يعنى قربانى كردن گوسفند براى سلامت فرزند، كه بهتر و مستحب است در روز هفتم تولّدش باشد.

احادیث دیگر این موضوع

۸
الكافىـ به نقل از محمّد بن عمرو ذريّات، از يكى از راويان شيعه، از امام صادق عليه السلام ـ: جبرئيل عليه السلام بر محمّد صلى الله عليه و آله نازل شد و به ايشان گفت: اى محمّد! خداوند به تو مژده تولّد فرزندى از فاطمه را مى دهد كه امّتت پس از تو، او را مى كُشند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى جبرئيل! بر خدايم درود مى فرستم؛ امّا من به فرزندى كه از فاطمه عليهاالسلاممتولّد شود و امّتم پس از من، او را بكُشند، نياز ندارم». جبرئيل عليه السلام بالا رفت و سپس فرود آمد و [دوباره] مانند آنچه گفته بود، گفت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى جبرئيل! بر خدايم درود مى فرستم؛ امّا من به فرزندى كه امّتم پس از من، او را مى كُشند، نيازى ندارم». جبرئيل عليه السلام به سوى آسمان، بالا رفت و سپس فرود آمد و گفت: اى محمّد! خدايت، بر تو سلام مى رساند و تو را چنين مژده مى دهد كه امامت، ولايت و وصايت را در نسل او قرار مى دهد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «راضى شدم». سپس به فاطمه عليهاالسلام پيام داد كه: «خداوند، مرا به فرزندى مژده داده كه از تو متولّد مى شود و امّتم پس از من، او را مى كُشند». فاطمه عليهاالسلام پيغام داد: من به فرزندى كه از من، متولّد شود و امّتت پس از تو، او را بكُشند، نيازى ندارم. پيامبر صلى الله عليه و آله به او پيام داد كه خداوند، امامت و ولايت و وصايت را در ذريّه او (آن فرزند) قرار داده است و فاطمه عليهاالسلامپيام داد: من، راضى شدم.