حدیث دربارهابن عبّاس ، آن دو را پسران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ناميد
الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) عن مدرك أبي زياد:كُنّا في حيطانِ ۱ ابنِ عَبّاسٍ، فَجاءَ ابنُ عَبّاسٍ وحَسَنٌ وحُسَينٌ عليهماالسلام، فَطافوا فِي البُستانِ. ثُمَّ قاموا، فَتَوَضَّؤوا، ثُمَّ قُدِّمَت دابَّةُ الحَسَنِ عليه السلام، فَأَمسَكَ لَهُ ابنُ عَبّاسٍ بِالرِّكابِ وسَوّى عَلَيهِ.
ثُمَّ جيءَ بِدابَّةِ الحُسَينِ عليه السلام، فَأَمسَكَ لَهُ ابنُ عَبّاسٍ بِالرِّكابِ وسَوّى عَلَيهِ، فَلَمّا مَضَيا قُلتُ: أنتَ أكبَرُ مِنهُما تُمسِكُ لَهُما وتُسَوّي عَلَيهِما؟!
قالَ: يا لُكَعُ ۲، أتَدري مَن هذانِ؟! هذانِ ابنا رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، أوَلَيسَ هذا مِمّا أنعَمَ اللّهُ عَلَيَّ بِهِ أن اُمسِكَ لَهُما واُسَوِّيَ عَلَيهِما؟! ۳
الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة)ـ به نقل از مدرك (ابو زياد) ـ: ما در بوستان ابن عبّاس بوديم كه ابن عبّاس و حسن و حسين عليهماالسلام كه در بوستان مى گشتند، آمدند. و سپس برخاستند و وضو گرفتند و مَركب حسن عليه السلام را پيش آوردند و ابن عبّاس، ركاب آن را نگاه داشت و حسن عليه السلام را بر آن، سوار نمود. سپس مَركب حسين عليه السلام را آوردند و ابن عبّاس، ركاب آن را نگاه داشت و حسين عليه السلام را بر آن، سوار نمود.
چون رفتند، به ابن عبّاس گفتم: تو با اين كه بزرگ تر از آنان هستى، ركاب برايشان مى گيرى و سوارشان مى كنى؟!
ابن عبّاس گفت: اى كم خِرد! مى دانى اين دو كيستند؟! اين دو، پسران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هستند. آيا اين از نعمت هاى خدادادى به من نيست كه افتخار نگهدارى ركاب و سوار كردنشان را به من عطا كرده است؟!