حدیث دربارهبرترين سِبط

شرح الأخبار عن جعفر بن محمّد [الصادق] عليه السلام:أنَّ رَجُلاً سَأَلَهُ، فَقالَ: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، سَمِعتُ اليَومَ حَديثا سَنَّ بي وأعجَبَني، وأرَدتُ أن أسمَعَهُ مِنكَ، فَقالَ: وما هُوَ؟ قالَ: سَمِعتُ عَن بَعضِ أصحابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، أنَّهُ سَمِعَهُ يَقولُ: أنَا أفضَلُ النَّبِيّينَ، وعَلِيٌّ أفضَلُ الوَصِيّينَ، وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ أفضَلُ الأَسباطِ. قالَ: نَعَم، قَد سَمِعوا ذلِكَ مِنهُ. ۱
شرح الأخبار:مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد: امروز، حديثى را شنيدم كه برايم تازه و شگفت بود و دوست داشتم كه آن را از شما نيز بشنوم. امام عليه السلام فرمود: «آن چيست؟». مرد گفت: از يكى از ياران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه او شنيده بود پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: «من، برترينِ پيامبرانم و على، برترينِ اوصياست و حسن و حسين، برترينِ سِبط ها هستند». امام عليه السلام فرمود: «آرى. اين را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده اند».
۱.شرح الأخبار: ج 3 ص 101 ح 1033 وراجع: كفاية الأثر: ص 80.

احادیث دیگر این موضوع

۳
الأمالى، طوسىـ به نقل از جابر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «خداى متعال، هنگامى كه خواست مرا بيافريند، مرا نطفه اى سفيد و پاك آفريد و آن را در پشت پدرم آدم عليه السلام قرار داد و پيوسته، آن را از پشتى پاك به رحِمى پاكيزه منتقل كرد تا به نوح و ابراهيم و نيز عبد المطّلب رسيد. از اين رو، از آلودگى جاهليت، هيچ به من نرسيد. سپس آن نطفه، دو پاره شد و [از عبد المطّلب] به عبد اللّه و ابو طالب رسيد و من از [عبد اللّه] پدرم به دنيا آمدم و خدا نبوّت را به من ختم كرد و على [از ابو طالب]متولّد شد و وصايت به او ختم شد. مراد، وصايت بلا واسطه است كه چون نبوّتْ ختم مى گردد، وصايت بلا واسطه پيامبر صلى الله عليه و آله نيز با امير مؤمنان عليه السلام به پايان مى رسد؛ امّا ديگر امامان، وصىّ وصى و صاحب وصايت با واسطه نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله هستند. سپس دو نطفه از من و على به هم آمدند و دو نيكوروى، حسن و حسين، از ما متولّد شدند و خداوند با آن دو، دامنه نبوّت را به پايان رساند و ذريّه ام را از آنها قرار داد و آن كه شهر يا شهرهاى كفر را فتح مى كند، از نسل اين است». سپس به امام حسين عليه السلام اشاره كرد [و افزود:] «در آخرزمان، مردى خروج مى كند و زمين را از عدل، آكنده مى سازد، همان گونه كه از بيداد و ستم، پُر شده است. آن دو، پاك و مطهّرند و سَروران جوانان بهشتى اند. خوشا به حال كسى كه اين دو و پدر و مادرشان را دوست دارد، و واى بر ستيزه جوى و دشمن با آنان!».