حدیث دربارهچگونگى تولّد او

الكافي عن أبي خديجة عن أبي عبد اللّه [الصادق] عليه السلام:لَمّا حَمَلَت فاطِمَةُ عليهاالسلامبِالحُسَينِ عليه السلام، جاءَ جَبرَئيلُ عليه السلام إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: إنَّ فاطِمَةَ عليهاالسلامسَتَلِدُ غُلاما تَقتُلُهُ اُمَّتُكَ مِن بَعدِكَ، فَلَمّا حَمَلَت فاطِمَةُ بِالحُسَينِ عليه السلام كَرِهَت حَملَهُ، وحينَ وَضَعَتهُ كَرِهَت وَضعَهُ. ثُمَّ قالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: لَم تُرَ فِي الدُّنيا اُمٌّ تَلِدُ غُلاما تَكرَهُهُ، ولكِنَّها كَرِهَتهُ لِما عَلِمَت أنَّهُ سَيُقتَلُ، قالَ: وفيهِ نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ: «وَ وَصَّيْنَا الْاءِنسَـنَ بِوَ لِدَيْهِ إِحْسَـنًا حَمَلَتْهُ اُمُّهُ كُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ كُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصَــلُهُ ثَلَـثُونَ شَهْرًا» ۱. ۲
الكافىـ به نقل از ابو خديجه، از امام صادق عليه السلام ـ: چون فاطمه عليهاالسلام به حسين عليه السلام باردار شد، جبرئيل عليه السلام نزد پيامبر خدا آمد و گفت: «بى گمان، فاطمه عليهاالسلام به زودى، پسرى را به دنيا مى آورد كه امّتت پس از تو، او را خواهند كُشت». فاطمه عليهاالسلام هنگامى كه به حسين عليه السلام باردار شد، از باردار شدن به او و وضعِ حمل او ناراحت بود. در دنيا ديده نشده كه مادرى از به دنيا آوردن پسرش ناراحت باشد؛ امّا فاطمه عليهاالسلاماز اين رو ناخشنود بود كه مى دانست او به زودى، كشته خواهد شد. براى [امثال] اين مورد، اين آيه نازل شد: «و انسان را نسبت به پدر و مادرش به احسان، سفارش كرديم. مادرش با تحمّل رنج، به او باردار شد و با تحمّل رنج، او را به دنيا آورد، و مدّت بار برداشتن و از شير گرفتنِ او، سى ماه است» .
۱.الاحقاف: 15.
۲.الكافي: ج 1 ص 464 ح 3، كامل الزيارات: ص 122 ح 135 عن أبي سلمة سالم بن مكرم، تأويل الآيات الظاهرة: ج2 ص579 ح4، بحار الأنوار: ج 44 ص 231 ح 16.

احادیث دیگر این موضوع

۸
الكافىـ به نقل از محمّد بن عمرو ذريّات، از يكى از راويان شيعه، از امام صادق عليه السلام ـ: جبرئيل عليه السلام بر محمّد صلى الله عليه و آله نازل شد و به ايشان گفت: اى محمّد! خداوند به تو مژده تولّد فرزندى از فاطمه را مى دهد كه امّتت پس از تو، او را مى كُشند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى جبرئيل! بر خدايم درود مى فرستم؛ امّا من به فرزندى كه از فاطمه عليهاالسلاممتولّد شود و امّتم پس از من، او را بكُشند، نياز ندارم». جبرئيل عليه السلام بالا رفت و سپس فرود آمد و [دوباره] مانند آنچه گفته بود، گفت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى جبرئيل! بر خدايم درود مى فرستم؛ امّا من به فرزندى كه امّتم پس از من، او را مى كُشند، نيازى ندارم». جبرئيل عليه السلام به سوى آسمان، بالا رفت و سپس فرود آمد و گفت: اى محمّد! خدايت، بر تو سلام مى رساند و تو را چنين مژده مى دهد كه امامت، ولايت و وصايت را در نسل او قرار مى دهد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «راضى شدم». سپس به فاطمه عليهاالسلام پيام داد كه: «خداوند، مرا به فرزندى مژده داده كه از تو متولّد مى شود و امّتم پس از من، او را مى كُشند». فاطمه عليهاالسلام پيغام داد: من به فرزندى كه از من، متولّد شود و امّتت پس از تو، او را بكُشند، نيازى ندارم. پيامبر صلى الله عليه و آله به او پيام داد كه خداوند، امامت و ولايت و وصايت را در ذريّه او (آن فرزند) قرار داده است و فاطمه عليهاالسلامپيام داد: من، راضى شدم.