حدیث دربارهسَكينه

الفائق:سُكَينَةُ ـ رَضِيَ اللّهُ عَنها ـ جاءَت إلى اُمِّهَا الرَّبابِ ـ وهِيَ صَغيرَةٌ ـ تَبكي، فَقالَت: ما بِكِ؟ قالَت: «مَرَّت بي دُبَيرَةٌ فَلَسَعَتني بِاُبَيرَةٍ». هِيَ تَصغيرُ دَبرَةَ؛ ۱ وهِيَ النَّحلَةُ، سُمِّيَت بِذلِكَ لِتَدبيرِها ونيقَتِها ۲ في عَمَلِ العَسَلِ. ۳
الفائق:ـ كه خدا از او خشنود باد ـسَكينه، وقتى كودك بود، گريان به نزد مادرش رَباب آمد. مادرش پرسيد: تو را چه شده است؟ گفت: دُبَيره (زنبور عسل)، از كنارم گذشت و مرا نيش زد. واژه «دُبَيره» با «تدبير»، هم خانواده است و چون زنبور عسل، در ساختن و پروردن عسل، بسيار خوبْ تدبيرِ امور مى كند، آن را بِدان مى نامند. ۴
۱.جدير بالذكر إنّ سكينة ـ على صغر سنّها ـ استعارت «الدبيرة» عن زنبور العسل واستخدمت في لدغته لفظ «الاُبيرة» بمعنى الابرة الصغيرة، وبذلك فقد زيّنت كلامها بلطائف أدبية من السجع والجناس.
۲.النَّوْقة: الحذاقة في كلّ شيء (القاموس المحيط: ج 3 ص 287 «نوق»).
۳.الفائق (طبعة دار الكتب العلميّة): ج 1 ص 355، الأغاني: ج 16 ص 152، تاريخ دمشق: ج 69 ص 207، النهاية: ج 2 ص 99، بحار الأنوار: ج 64 ص 318.
۴.گفتنى است كه سَكينه، با وجود كودكى اش، نام استعارى زنبور عسل، يعنى «دُبَيرة» را به كار برده و براى «نيش» هم از تعبير «اُبَيرة (سوزَنك)» بهره گرفته و بدين گونه، پاسخ خود را آكنده از زيبايى هاى ادبى، مانند جناس و سجع، كرده است.

احادیث دیگر این موضوع

۸