خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
دانشنامه امام حسین(ع) ج ۱
موضوعات
فاطمه
224. فاطمه، دختر حسين بن على بن ابى طالب…
حدیث درباره
فاطمه
دانشنامه امام حسین(ع) ج ۱، ص ۳۶۱، ح ۲۲۴
امام علی علیهالسلام
فاطمه
الثقات لابن حبّان:
فاطِمَةُ بِنتُ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ ماتَت وقَد قارَبَتِ التِّسعينَ سَنَةً.
۱
الثقات، ابن حبّان:
فاطمه، دختر حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام. در گذشت، در حالى كه نزديك به نود سال داشت.
۱.
الثقات لابن حبّان: ج 5 ص 300، تهذيب التهذيب: ج 6 ص 555.
کلیدواژهها
زندگی خانوادگی امام حسین علیه السلام
فرزندان
فاطمه
احادیث دیگر این موضوع
۸
الإرشاد:حسن بن حسن، يكى از دو دختر عمويش را از امام حسين عليه السلام خواستگارى كرد. امام حسين عليه السلام به او فرمود: «پسر عزيزم! هر كدام را بيشتر دوست مى دارى، برگزين». حسن، شرم كرد و هيچ نگفت. امام حسين عليه السلام فرمود: «من خود، فاطمه را برايت برگزيدم. او بيش از دختر ديگرم به مادرم فاطمه دختر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شبيه است». در الأغانى، به جاى «فاطمه»، «سكينه» آمده است و در لباب الأنساب، اين افزوده آمده است: «و اين ازدواج، در همان سال شهادت امام حسين عليه السلام صورت گرفت».
مقاتل الطالبيّينـ به نقل از زبير بن بكّار ـ: هنگامى كه حسين عليه السلام، حسن [بن حسن عليه السلام]را مخيّر كرد، او فاطمه را برگزيد، و مردم مى گفتند: زنى كه به خاطر او سَكينه را برنگزينند [و بر او با آن همه زيبايى مقدّم شود]، در زيبايى، بى نظير است. يعنى، ترجيح دادن فاطمه بر سكينه از جانب حسن مثنّا، با اين كه سكينه بسيار زيبا بوده، نشان مى دهد كه فاطمه در زيبايى، بى نظير بوده است.
نَسَبُ قريش:حسن بن حسن، يكى از دختران عمويش حسين بن على عليه السلام را خواستگارى كرد. حسين عليه السلام به او فرمود: «اى برادرزاده! منتظر خواستگارى ات بودم. با من بيا». او را تا درون خانه آورد و دو دخترش، فاطمه و سَكينه را بيرون آورد و فرمود: «[يكى را] برگزين». او فاطمه را برگزيد و حسين عليه السلام، او را به همسرى فاطمه در آورد. از اين رو، گفته مى شد: زنى كه به خاطرش سَكينه را برنگزينند، در زيبايى، بى نظير است.
الإرشادـ به نقل از عبد اللّه بن موسى، از پدرش، از جدّش ـ: مادرم فاطمه دختر امام حسين عليه السلام، به من فرمان مى داد كه با دايى ام امام زين العابدين عليه السلام بنشينم، و من با او ننشستم، جز آن كه هنگام برخاستن، استفاده اى از او بردم: بيم از خدا كه در دلم پديد آمده بود، از آن رو كه بيم او را از خداى متعال مى ديدم، يا دانشى كه از او بهره بردم.
تاريخ دمشق:فاطمه، دختر حسين بن على بن ابى طالب بن عبد المطّلب بن هاشم، از مادربزرگش فاطمه عليهاالسلام به صورت مُرسَل (بدون ذكر روايان واسطه)، روايت كرده است، و نيز از پدرش حسين بن على عليه السلام و عمّه اش زينب دختر على عليه السلام و برادرش على بن الحسين عليه السلام و عبد اللّه بن عبّاس و عايشه اُمّ المؤمنين و اسماء بنت عُمَيس و بِلالِ اذان گو [ى پيامبر خدا] نيز به گونه مُرسَل، روايت كرده است. و پسرانش عبد اللّه و حسن و ابراهيم، پسران حسن بن حسن [، نوه هاى فاطمه]، محمّد بن عبد اللّه بن عمرو، شيبة بن نَعامه، يَعلى بن ابى يحيى، عايشه دختر طلحه، عُمارة بن غَزَيّه، امّ ابى مِقدام هِشام بن زياد، و امّ الحسن دختر جعفر بن حسن بن حسن، از او روايت كرده اند. فاطمه، در ميان كسانى بود كه پس از شهادت پدرش به شام آورده شدند و سپس به مدينه آمد.
صحيح البخارى:هنگامى كه حسن پسر حسن عليه السلام در گذشت، همسرش گنبدى (خيمه اى) بر مزار او بر پا كرد و يك سال [در آن جا عزادارى كرد]. سپس برخاست و مردم، فريادى شنيدند كه مى گفت: آيا آنچه را از دست دادند، يافتند؟ و پاسخى آمد: نه؛ بلكه نااميد شدند و باز گشتند.
تاريخ دمشقـ به نقل از پسر خالد بن سَلَمه قُرَشى ـ: هنگامى كه حسن بن حسن بن على عليه السلام در گذشت، همسرش فاطمه، دختر حسين بن على عليه السلام، يك سال بر مزار او اعتكاف كرد و در خيمه اى كه بر سرِ قبرش زده بود، مانْد. پس از يك سال، خيمه را كَنْدند و او وارد مدينه شد. صدايى از سمت بقيع شنيدند كه مى گفت: آيا آنچه را از دست دادند، يافتند؟ و از سمت ديگر شنيده شد: نه؛ بلكه نااميد شدند و باز گشتند.
الإرشاد:هنگامى كه حسن بن حسن ـ كه رحمت خدا بر او باد ـ، در گذشت، همسرش فاطمه، دختر امام حسين عليه السلام، بر سرِ مزارش خيمه اى بر پا كرد و شب ها به شب زنده دارى و روزها را به روزه گرفتن مى پرداخت و از فرط زيبايى، به حورالعين مى مانست. در پايان سال، به وابستگانش گفت: چون شب تاريك شد، اين خيمه را بر كَنيد. شب كه تاريك شد، شنيد كه كسى مى گويد: آيا آنچه را از دست دادند، يافتند؟ و كسى ديگر، پاسخ داد: نه؛ بلكه نااميد شدند و باز گشتند.
حدیث 223
موضوع
حدیث 225