ويژگى هاى اخلاقى پيامبر صلى الله عليه و آله
25 حدیث
الإمام الصّادق عليه السلام:ما أكَلَ نَبيُّ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُو مُتّكئٌ مُنذُ بَعَثَهُ اللّهُ عز و جل، وكانَ يَكرَهُ أن يَتَشَبَّهَ بالمُلوكِ، ونحنُ لا نَستَطيعُ أن نَفعَلَ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا از زمانى كه خداوند عز و جلاو را برانگيخت، در حال تكيه دادن، غذا نخورد و خوش نداشت كه مانند پادشاهان باشد؛ امّا ما نمى توانيم اين كار را بكنيم.
۱.الكافي: ج 6 ص 272 ح 8.
الطبقات الكبرى عن عائشةـ لَمّا سُئلَت عن خُلقِ النّبيِّ صلى الله عليه و آله في بَيتِهِ ـ: كانَ أحسَنَ النّاسِ خُلقا، لَم يَكُن فاحِشا ولا مُتَفَحِّشا، ولا صَخّابا في الأسواقِ، ولا يَجزي بالسَّيّئَةِ مِثلَها، ولكنْ يَعفو ويَصفَحُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عايشه، در پاسخ اين سؤال كه: اخلاق پيامبر صلى الله عليه و آله در محيط خانه چگونه بود؟ ـ: خوش خوترينِ مردمان بود. نه دشنام مى داد و نه بدزبانى مى كرد و نه در كوچه و بازار، هياهو به راه مى انداخت و نه بدى را به بدى جبران مى كرد؛ بلكه مى بخشيد و گذشت مى كرد.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 365.
الغارات عن إبراهيم بن محمّدـ مِن وُلدِ عليٍّ عليه السلام ـ: كانَ عليٌّ عليه السلام إذا نَعَتَ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله قالَ: هو خاتَمُ النَّبيّينَ، أجوَدُ النّاسِ كَفّا، وأجرَأُ النّاسِ صَدرا، وأصدَقُ النّاسِ لَهجَةً وأوفَى النّاسِ ذِمَّةً، وأليَنُهُم عَريكَةً، وأكرَمُهُم عِشرَةً. (مَن رَآهُ بَديهَةً هابَهُ، ومَن خالَطَهُ مَعرِفَةً أحَبَّهُ، يَقولُ ناعِتُهُ: لَم أرَ قَبلَهُ ولا بَعدَهُ مِثلَهُ). ۱
الغاراتـ به نقل از ابراهيم بن محمّد، يكى از نوادگان على عليه السلام ـ: على عليه السلام هر گاه پيامبر صلى الله عليه و آله را وصف مى كرد، مى فرمود: «او خاتم پيامبران است. بخشنده ترينِ مردم بود و دليرترين و راستگوترين و پايبندترينِ آنان به پيمان. از همه نرم خوتر بود و رفتارش بزرگوارانه تر. هر كس بدون سابقه قبلى وى را مى ديد، هيبتش او را مى گرفت و هر كه با وى معاشرت مى كرد و او را مى شناخت، دوستدارش مى شد. هر كه مى خواست او را وصف كند، مى گفت: نظير او را در گذشته و حال نديده ام».
۱.الغارات: ج 1 ص 167.
الطبقات الكبرى عن عبد اللّه بن الحارث:ما رَأيتُ أحَدا أكثَرَ تَبَسُّما مِن رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عبد اللّه بن حارث ـ: هيچ كس را نديدم كه به اندازه پيامبر خدا، لبخند بر لب داشته باشد.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 372.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أما واللّهِ إنّي لَأمينٌ في السَّماءِ وأمينٌ في الأرضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هان! به خدا سوگند كه من در آسمان، امين هستم و در زمين نيز امينم.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 457 ح 32147.
سيرة ابن هشام:كانَت قُرَيشٌ تُسَمِّي رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَبلَ أن يَنزِلَ علَيهِ الوَحيُ: الأمينَ. ۱
سيرة ابن هشام:پيش از آن كه به پيامبر خدا وحى نازل شود، قريش به او امين مى گفتند.
۱.سيرة ابن هشام: ج 1 ص 210.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أيُّها النّاسُ، إنّ الرائدَ لا يَكذِبُ أهلَهُ، ولَو كُنتُ كاذِبا لَما كَذَبتُكُم، واللّهِ الّذي لا إله إلّا هُو إنّي رَسولُ اللّهِ إلَيكُم حَقّا خاصَّةً، وإلَى النّاسِ عامَّةً. واللّهِ لَتَموتونَ كما تَنامونَ، ولَتُبعَثونَ كما تَستَيقِظونَ، ولَتُحاسَبونَ كما تَعمَلونَ، ولتُجزَونَ بالإحسانِ إحسانا وبالسُّوءِ سُوءا، وإنّها الجَنَّةُ أبَدا والنّارُ أبَدا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! بلدِ راه، به كسان خود دروغ نمى گويد و من، اگر هم دروغگو بودم، [دستِ كم]به شما دروغ نمى گفتم. به خداوندى كه هيچ خدايى جز او نيست، من فرستاده به حقّ خدا به سوى شما خصوصا و به سوى همه مردم عموما هستم. به خدا سوگند، همان گونه كه مى خوابيد، مى ميريد و همان گونه كه بيدار مى شويد، برانگيخته خواهيد شد و مطابق كردارتان، حسابرسى خواهيد شد و در برابر نيكى، پاداش نيك خواهيد يافت و در برابر بدى، كيفر بد خواهيد چشيد. بهشتِ جاويدان در كار است و دوزخِ هميشگى.
۱.المناقب لابن شهر آشوب: ج 1 ص 49.
الإمام الصّادق عليه السلام:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُقَسِّمُ لَحَظاتِهِ بَينَ أصحابِهِ، يَنظُرُ إلى ذا ويَنظُرُ إلى ذا بالسَّوِيَّةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، نگاه هاى خود را ميان اصحابش تقسيم مى كرد وبه اين و آن، يكسان مى نگريست.
۱.الكافي: ج 8 ص 268 ح 393.
الإمام عليّ عليه السلام:لَقد رأيتُني يَومَ بَدرٍ ونحنُ نَلوذُ بالنَّبيِّ صلى الله عليه و آله وهُو أقرَبُنا إلَى العَدُوِّ، وكانَ مِن أشَدِّ النّاسِ يَومَئذٍ بأسا. ۱
امام على عليه السلام:در جنگ بدر، ما به پيامبر صلى الله عليه و آله پناه مى برديم و او از همه ما به دشمن، نزديك تر بود و در آن روز، از همه ما شجاعت بيشترى نشان داد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 53 ح 25.
كنز العمّال عن البراء بن عازب:كنّا إذا احمَرَّ البأسُ نَتَّقي برسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وإنّ الشُّجاعَ لَلّذي يُحاذي بهِ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از بَراء بن عازب ـ: هر گاه جنگ بالا مى گرفت، ما خود را در پناه پيامبر خدا قرار مى داديم و شجاع، كسى بود كه جرئت مى كرد با او هم رديف شود.
۱.كنز العمال: ج 12 ص 419 ح 35347.
مكارم الأخلاق عن أنس:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا فَقَدَ الرّجُلَ مِن إخوانِهِ ثَلاثَةَ أيّامٍ سألَ عَنهُ؛ فإن كانَ غائبا دَعا لَهُ، وإن كانَ شاهِدا زارَهُ، وإن كانَ مَريضا عادَهُ. ۱
مكارم الأخلاقـ به نقل از اَنَس ـ: اخلاق پيامبر خدا، چنين بود كه هر گاه يكى از اصحابِ خود را سه روز نمى ديد، جوياى حالش مى شد. اگر به مسافرت رفته بود، برايش دعا مى كرد و اگر در شهر بود، به ديدنش مى رفت و اگر بيمار بود، از او عيادت مى كرد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 55 ح 34.
الطبقات الكبرى عن أبي سعيد الخُدري:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أشَدَّ حَياءً مِن العَذراءِ في خِدرِها، وكانَ إذا كَرِهَ شيئا عَرَفناه في وَجهِهِ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: پيامبر خدا، از يك دختر پرده نشين، باحياتر بود و هر گاه از چيزى خوشش نمى آمد، از چهره او مى فهميديم.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 368.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّ اللّهَ تعالى أوحى إلَيَّ أن تَواضَعوا؛ حتّى لا يَفخَرَ أحَدٌ على أحَدٍ، ولا يَبغيَ أحَدٌ على أحَدٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال به من وحى فرمود كه: «فروتن باشيد، تا هيچ كس به ديگرى فخر نفروشد و كسى به كسى تعدّى نكند».
۱.كنز العمال: ج 3 ص 110 ح 5722.
الإمام الباقر عليه السلامـ في ذكرِ تَواضُعِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وزُهدِه ـ: ولَقَد أتاهُ جَبرئيلُ عليه السلام بمَفاتيحِ خَزائنِ الأرضِ ثَلاثَ مَرّاتٍ يُخَيِّرُهُ مِن غَيرِ أن يَنقُصَهُ اللّهُ تباركَ وتعالى مِمّا أعَدَّ اللّهُ لَهُ يَومَ القِيامَةِ شيئا، فيَختارُ التَّواضُعَ لِربِّهِ جلَ وعَزَّ. ۱
امام باقر عليه السلامـ در بيان فروتنى و زهد پيامبر خدا ـ: جبرئيل عليه السلام كليدهاى گنجينه هاى زمين را سه بار نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورد و او را در انتخاب آنها آزاد گذاشت، بدون آن كه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ از آنچه در روز قيامت برايش آماده كرده است، چيزى بكاهد؛ امّا هر بار، پيامبر صلى الله عليه و آله فروتنى در برابر خداوند عز و جل را برگزيد.
۱.الكافي: ج 8 ص 130 ح 100.
مكارم الأخلاق عن أبيذرّ:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَجلِسُ بَينَ ظَهْرانَي أصحابِهِ، فيَجيءُ الغَريبُ فلا يَدري أيُّهُم هُو حتّى يَسألَ، فطَلَبْنا إلَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله أن يَجعَلَ مَجلِسا يَعرِفُهُ الغَريبُ إذا أتاهُ، فَبنَينا لَهُ دُكّانا مِن طِينٍ، وكانَ يَجلِسُ علَيهِ ونَجلِسُ بجانِبَيهِ. ۱
مكارم الأخلاقـ به نقل از ابو ذر ـ: پيامبر خدا در ميان اصحاب خود، به طورى مى نشست كه وقتى غريبه اى وارد مى شد، تا نمى پرسيد، متوجّه نمى شد كدام يك از آنها پيامبر خداست. از اين رو، ما از ايشان خواهش كرديم در جايى بنشيند كه اگر غريبه اى وارد شد، ايشان را بشناسد. پس، سكّويى از گِل درست كرديم و ايشان روى آن مى نشست و ما هم در دو طرف ايشان مى نشستيم.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 48 ح 8.
مكارم الأخلاق عن ابن مسعود:أتَى النَّبيَّ صلى الله عليه و آله رجُلٌ يُكَلِّمُهُ فأرعَدَ، فقالَ: هَوِّنْ علَيكَ فلَستُ بمَلِكٍ! ۱
مكارم الأخلاقـ به نقل از ابن مسعود ـ: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و با ترس و لرز، شروع به صحبت با ايشان كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آرام باش. من كه پادشاه نيستم».
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 48 ح 7.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما اُوذِيَ أحَدٌ مِثلَ ما اُوذِيتُ في اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس به اندازه اى كه من در راه خدا آزار ديده ام، آزار نديده است.
۱.كنز العمال: ج 3 ص 130 ح 5818.
تاريخ دمشق عن منيب:رَأيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فِي الجَاهِليَّةِ وهُوَ يَقولُ: أيُّها النَّاسُ، قولوا: لا إلهَ إلَا اللّهُ تُفلِحوا، فَمِنهُم مَن تَفَلَ في وَجهِهِ، ومِنهُم مَن حَثا عَلَيهِ التُّرابَ، ومِنهُم مَن سَبَّهُ، فَأقبَلَت جارِيَةٌ بِعُسٍّ مِن ماءٍ فَغَسَلَ وَجهَهُ ويَدَيهِ وقالَ: يا بُنَيَّةُ، اصبِري ولا تَحزَني ولا تخافي عَلى أبيكِ غَلَبَةً ولا ذُلّاً.
فَقُلتُ: مَن هذهِ؟ فَقالوا: زَينَبُ بِنتُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهِيَ جارِيَةٌ وَصيفٌ. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از مُنيب ـ: در جاهليّت، پيامبر خدا را ديدم كه مى فرمود: «اى مردم! بگوييد: هيچ خدايى جز اللّه نيست تا رستگار شويد»؛ امّا بعضى به صورت او، آب دهان مى انداختند و بعضى به رويش خاك مى پاشيدند و بعضى دشنامش مى دادند. در اين هنگام، دختركى قدح آبى آورد و پيامبر صلى الله عليه و آله صورت و دست هاى خود را شست و فرمود: «دختركم! شكيبا باش و براى مغلوبيّت و خوارى پدرت، اندوهگين مباش».
من پرسيدم: اين دخترك كيست؟
گفتند: زينب، دختر پيامبر خداست و او دختركى نوجوان بود.
۱.تاريخ دمشق: ج 57 ص 188.
صحيح البخاري عن ابن مسعود:كَأنِّي أنظُرُ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله يَحكي نَبِيَّا مِنَ الأنبِياءِ ضَربَهُ قَومُهُ فَأدمَوهُ، وهُوَ يَمسَحُ الدَّمَ عَن وَجهِهِ ويَقولُ: اللَّهُمَّ اغفِر لِقَومي فَإنَّهُم لا يَعلَمونَ. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابن مسعود ـ: انگار پيامبر خدا را مى بينم كه داستان پيامبرى از پيامبران را به نمايش مى گذارد كه قومش او را زدند و خونين كردند و او خون از چهره اش پاك مى كرد و مى گفت: «بار خدايا! قوم مرا بيامرز؛ چرا كه آنان نادان اند».
۱.صحيح البخاري: ج 3 ص 1282 ح 3290.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ وقَد قيلَ لَهُ: لَوِ اتَّخَذتَ فِراشا، وهُوَ عَلى حَصيرٍ قَد أثَّرَ في جَنبَيهِ ـ: ما لي ولِلدُّنيا؟! ما مَثَلي ومَثَلُ الدُّنيا إلَا كَراكِبٍ سارَ في يَومٍ صائِفٍ فَاستَظَلَّ تَحتَ شَجَرَةٍ ساعَةً مِن نَهارٍ ثُمَّ راحَ وتَرَكَها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ آن گاه كه روى بوريايى دراز كشيده و آن بوريا بر پهلويش رد انداخته بود و به ايشان گفته شد: كاش بسترى تهيّه كنيد! ـ: مرا چه به دنيا؟! حكايت من و دنيا، حكايت سواره اى است كه در يك روز گرم تابستانى به راهى مى رود و ساعتى از روز را زير سايه درختى مى آرمد و سپس حركت مى كند و مى رود.
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 646 ح 2744.
الإمام الصّادق عليه السلام:ماتَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وعلَيهِ دَينٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، در حالى از دنيا رفت كه بدهكار بود.
۱.الكافي: ج 5 ص 93 ح 2.
مكارم الأخلاق:جاءَهُ صلى الله عليه و آله ابنُ خولي بإناءٍ فيهِ عَسَلٌ ولَبَنٌ، فأبى أن يَشرَبَهُ، فقالَ: شَربَتانِ في شَربَةٍ، وإناءانِ في إناءٍ واحِدٍ؟! فأبى أن يَشرَبَهُ، ثُمّ قالَ: ما اُحَرِّمُهُ، ولكنّي أكرَهُ الفَخرَ والحِسابَ بِفُضولِ الدُّنيا غَدا، واُحِبُّ التَّواضُعَ، فإنّ مَن تواضَعَ للّهِ رَفَعَهُ اللّهُ. ۱
مكارم الأخلاق:ابن خولى، ظرفى از شير و عسل براى پيامبر صلى الله عليه و آله آورد. پيامبر خدا از خوردن آن امتناع ورزيد و فرمود: «دو نوشيدنى در يك وعده و دو ظرف در يك ظرف؟!».
پيامبر صلى الله عليه و آله آن را نخورد و فرمود: «من، [خوردنِ]اين را حرام نمى دانم؛ امّا خوش ندارم كه فخر بفروشم و فردا [ى قيامت]به خاطر چيزهاى زيادىِ دنيا، حسابرسى شوم. من، فروتنى را دوست دارم؛ زيرا هر كه براى خدا فروتنى كند، خداوند او را رفعت مى بخشد».
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 79 ح 124.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ إلى مُعاويَةَ ـ: كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا احمَرَّ البأسُ وأحجَمَ النّاسُ قَدَّمَ أهلَ بَيتِهِ، فَوَقى بِهِم أصحابَهُ حَرَّ السُّيوفِ والأسِنَّةِ، فقُتِلَ عُبَيدَةُ بنُ الحارِثِ يَومَ بَدرٍ، وقُتِلَ حَمزَةُ يَومَ اُحُدٍ، وقُتِلَ جَعفرٌ يَومَ مُؤتَةَ. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه خود به معاويه ـ: هر گاه جنگ بالا مى گرفت و مردم از ترس واپس مى رفتند، پيامبر خدا، اعضاى خاندانش را پيش مى انداخت و به وسيله آنها، ياران خود را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد. از همين رو بود كه عبيدة بن حارث، در جنگ بدر كشته شد و حمزه، در جنگ اُحُد و جعفر، در جنگ موته.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 9.
الإمام عليّ عليه السلامـ في وَصفِ النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ـ: ما انتَصَرَ لنَفسِهِ مِن مَظلِمَةٍ حتّى تُنتَهَكَ مَحارِمُ اللّهِ، فيَكونَ حينئذٍ غَضَبُهُ للّهِ تباركَ وتعالى. ۱
امام على عليه السلامـ در وصف پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: براى ستمى كه بر خودش مى رفت، انتقام نمى گرفت، مگر آن گاه كه حرمت هاى خداوند، هتك مى شد. در اين هنگام، براى خداوند ـ تبارك و تعالى ـ خشم مى گرفت.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 61 ح 55.
صحيح مسلم عن عائشة:ما ضَرَبَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله شيئا قَطُّ بِيَدِهِ، ولا امرأةً ولا خادِما إلّا أن يُجاهِدَ في سَبيلِ اللّهِ، وما نِيلَ مِنهُ شيءٌ قَطُّ فيَنتَقِمُ مِن صاحِبِهِ، إلّا أن يُنتَهَكَ شيءٌ مِن مَحارِمِ اللّهِ فيَنتَقِمَ للّهِ عز و جل. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا، هيچ گاه، نه چيزى را با دست خود زد و نه زنى را و نه خدمتكارى را، مگر هنگامى كه در راه خدا مى جنگيد. هرگز به خاطر امور شخصى، از كسى انتقامجويى نكرد، مگر در مواردى كه حرمت هاى الهى هتك مى شدند كه در اين صورت، به خاطر خداوند عز و جل انتقام مى گرفت.
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1814 ح 79.