حدیث دربارهوسوسه

الإمام زين العابدين عليه السلام:إلهي أشكو إلَيكَ عَدُوًّا يُضِلُّني، وشَيطانًا يُغويني، قَد مَلَأَ بِالوَسواسِ صَدري، وأحاطَت هَواجِسُهُ بِقَلبي، يُعاضِدُ لِيَ الهَوى، ويُزَيِّنُ لي حُبَّ الدُّنيا، ويَحولُ بَيني وبَينَ الطّاعَةِ والزُّلفى ۱.
امام زين العابدين عليه السلام:خداى من! از دشمنى پيش تو شكوه مى كنم كه مرا به بيراهه مى كشاند و از شيطانى كه گمراهم مى كند، سينه ام را از وسواس آكنده و دمدمه هاى او دلم را احاطه كرده است. هوسم را پشتيبانى مى كند و محبّت دنيا را برايم مى آرايد و ميان من و فرمان بردارى و نزديكى به تو جدايى مى اندازد.
۱.الصحيفة السجّاديّة الجامعة: 403 / الدعاء 183، البحار: 94 / 143 نقلاً عن بعض كتب الأصحاب.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام صادق عليه السلامـ در احتجاج با زنديقى كه گفته بود:آيا از حكمت خداست كه براى خود دشمنى گماشته و حال آنكه خدا بود و دشمن نداشت، پس آنگونه كه مى پندارى، ابليس را آفريد و بر بندگانش مسلّط كرد، تا آنان را به خلاف اطاعتش بخواند و به معصيتش فرمان دهد و براى وى آن نيرويى قرار دهد كه مى پنداريد. با نيرنگ و حيله به دلهاى ايشان راه مى يابد و ايشان را وسوسه مى كند، تا در پروردگارشان ترديد كنند و دينشان را برايشان مشتبه سازد، تا شناخت خدا را از ايشان بگيرد؛ تا آنجا كه گروهى به سبب وسوسه او، ربوبيّت خدا را منكر شدند و جز او را پرستيدند. پس چرا دشمنش را بر بندگانش مسلّط كرده و راه گمراه ساختن آنان را براى او باز گذاشته است؟ [حضرت] فرمود: اين دشمنى كه گفتى، دشمنى اش به خدا زيان نمى رساند ودوستى اش او را بهره اى نمى دهد. دشمنى اش از ملك او چيزى نمى كاهد و دوستى اش در آن چيزى نمى افزايد. تنها از دشمنى پرهيز مى شود كه قدرت زيان و سود رساندن دارد و اگر قصد ملكى كند [مى تواند] بگيرد يا قصد سلطانى كند او را مقهور سازد، ولى ابليس خود بنده است. خدا او را آفريد تا بندگيش كند و او را به وحدانيت بستايد و خدا از همان هنگام آفرينش وى مى دانست كه او چيست و كارش به كجا مى انجامد. پس همواره خدا را همراه با فرشتگان عبادت كرد، تا آنكه خداوند با سجده در برابر آدم او را آزمايش كرد و او از روى حسد و چيرگى شقاوتش خوددارى كرد، پس اين هنگام خدا لعنتش كرد و او را از صف فرشتگان بيرون كرد و ملعون و مطرود به زمين فرو آورد و به همين سبب دشمن آدم و فرزندانش شد و هيچ تسلّطى بر فرزندان آدم ندارد، جز وسوسه و دعوت به بيراهه و با وجود سرپيچى اش، اقرار به ربوبيّت پروردگارش دارد.