خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
علم و حکمت ج ۱
موضوعات
وسوسه
525. از دشمنى كه در سينه ها مخفيانه رخنه…
حدیث درباره
وسوسه
علم و حکمت ج ۱، ص ۱۹۳، ح ۵۲۵
امام علی علیهالسلام
وسوسه
عنه عليه السلام:
اِحذَروا عَدُوًّا نَفَذَ فِي الصُّدورِ خَفِيًّا، ونَفَثَ فِي الآذانِ نَجِيًّا
۱
.
امام على عليه السلام:
از دشمنى كه در سينه ها مخفيانه رخنه مى كند و در گوشها آهسته مى دمد، بپرهيزيد.
۱.
غرر الحكم: 2623.
کلیدواژهها
ایمان
وسوسه
حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاه
حکمت های اعتقادی
احادیث دیگر این موضوع
۸
امام على عليه السلامـ در خطبه اى كه در آن پيروان شيطان را نكوهش مى كندـ: شيطان را اساس كار خود ساختند و او آنها را شريك خود قرار داد، پس در سينه هاشان جاى گرفت و در دامنشان پرورش يافت، پس آنچه مى ديدند شيطان بديشان مى نمود، و آنچه مى گفتند سخن او بود. به راه خطاشان برد و زشت را در ديده آنان آراست. همچون كار آنكه كارگزار شيطان گشته و شيطان بر زبان او باطل رانده است.
امام على عليه السلام:شيطان موكّل او شده است. معصيت را برايش مى آرايد تا انجام دهد و توبه را اميد مى دهد، تا به تأخير اندازد.
امام زين العابدين عليه السلامـ از دعاى سپاسگزارى وىـ: پس اگر شيطان به آنان در فرمان بردارى تو نيرنگ نزده بود، هيچ عصيانگرى از تو سرپيچى نمى كرد و اگر برايشان باطل را به نقش حقّ جلوه نمى داد، هيچ گمراهى از راه تو گمراه نمى شد.
روايت شدهكه مردى به امام حسين عليه السلام گفت: بنشين تا در دين مناظره كنيم. امام حسين عليه السلام فرمود: اى فلان! من به دين خود بينايم و راه بر من آشكار است. اگر تو به دينت نادانى، برو و آن را بجوى. من و ستيزه را چكار؟ شيطان انسان را وسوسه مى كند و به نجوا مى گويد: با مردم مناظره كن، تا گمان ناتوانى و نادانى به تو نبرند.
امام صادق عليه السلامـ در احتجاج با زنديقى كه گفته بود:آيا از حكمت خداست كه براى خود دشمنى گماشته و حال آنكه خدا بود و دشمن نداشت، پس آنگونه كه مى پندارى، ابليس را آفريد و بر بندگانش مسلّط كرد، تا آنان را به خلاف اطاعتش بخواند و به معصيتش فرمان دهد و براى وى آن نيرويى قرار دهد كه مى پنداريد. با نيرنگ و حيله به دلهاى ايشان راه مى يابد و ايشان را وسوسه مى كند، تا در پروردگارشان ترديد كنند و دينشان را برايشان مشتبه سازد، تا شناخت خدا را از ايشان بگيرد؛ تا آنجا كه گروهى به سبب وسوسه او، ربوبيّت خدا را منكر شدند و جز او را پرستيدند. پس چرا دشمنش را بر بندگانش مسلّط كرده و راه گمراه ساختن آنان را براى او باز گذاشته است؟ [حضرت] فرمود: اين دشمنى كه گفتى، دشمنى اش به خدا زيان نمى رساند ودوستى اش او را بهره اى نمى دهد. دشمنى اش از ملك او چيزى نمى كاهد و دوستى اش در آن چيزى نمى افزايد. تنها از دشمنى پرهيز مى شود كه قدرت زيان و سود رساندن دارد و اگر قصد ملكى كند [مى تواند] بگيرد يا قصد سلطانى كند او را مقهور سازد، ولى ابليس خود بنده است. خدا او را آفريد تا بندگيش كند و او را به وحدانيت بستايد و خدا از همان هنگام آفرينش وى مى دانست كه او چيست و كارش به كجا مى انجامد. پس همواره خدا را همراه با فرشتگان عبادت كرد، تا آنكه خداوند با سجده در برابر آدم او را آزمايش كرد و او از روى حسد و چيرگى شقاوتش خوددارى كرد، پس اين هنگام خدا لعنتش كرد و او را از صف فرشتگان بيرون كرد و ملعون و مطرود به زمين فرو آورد و به همين سبب دشمن آدم و فرزندانش شد و هيچ تسلّطى بر فرزندان آدم ندارد، جز وسوسه و دعوت به بيراهه و با وجود سرپيچى اش، اقرار به ربوبيّت پروردگارش دارد.
امام زين العابدين عليه السلام:خداى من! از دشمنى پيش تو شكوه مى كنم كه مرا به بيراهه مى كشاند و از شيطانى كه گمراهم مى كند، سينه ام را از وسواس آكنده و دمدمه هاى او دلم را احاطه كرده است. هوسم را پشتيبانى مى كند و محبّت دنيا را برايم مى آرايد و ميان من و فرمان بردارى و نزديكى به تو جدايى مى اندازد.
هارون بن خارجه:به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه من شاد مى شوم بى آنكه در خود و يا دارايى و يا دوستم سببى بيابم و غمگين مى شوم بى آنكه غمى در خود و دارايى و دوستم ببينم. فرمود: آرى شيطان در دل مى دمد و مى گويد: «اگر نزد خدا خيرى داشتى، دشمنت را به رخ تو نمى كشيد و تو را نيازمند او نمى كرد. جز اين است كه چشم به راه همان چيزى هستى كه پيش از تو، انتظار مى كشيدند. آيا آنها چيزى گفتند؟» پس اين همان غم بى سبب است و امّا شادى، فرشته در دل مى دمد و مى گويد: اگر خداوند دشمنت را به رخ تو كشيده و نيازت را به او قرار داده، جز روزگارى اندك نباشد. مژده باد مغفرت الهى و فضل او و اين همان گفته خداوند است: «شيطان شما را از نادارى مى ترساند و به زشتى فرمان مى دهد و خداوند به شما وعده آمرزش و فضل مى دهد.»
امام صادق عليه السلام:هرگاه خداوند خير بنده اى را بخواهد، نقطه سپيدى در دلش نقش مى زند و گوشهاى دلش را مى گشايد و فرشته اى را بر او مى گمارد، تا او را استوار بدارد و اگر بدى بنده اى را بخواهد، نقطه سياهى در دلش رسم مى كند و گوشهاى دلش را مى بندد و شيطانى را بر او مى گمارد تا گمراهش كند. سپس [حضرت] اين آيه را تلاوت كرد. «پس كسى را كه خدا بخواهد به راه آورد، دلش را پذيراى اسلام مى كند و هر كس را بخواهد گمراه كند، دلش را سخت تنگ گرداند» .
حدیث 524
موضوع
حدیث 526