حدیث دربارهپايه هاى اسلام

أبُو اليَسَعِ عيسَى بنُ السَّرِيّ:قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام: حَدِّثني عَن دَعائِمِ الإِسلامِ الَّتي بُنِيَ عَلَيها، ولا يَسَعُ أحَدا مِنَ النّاسِ تَقصيرٌ عَن شَيءٍ مِنهَا، الَّذي مَن قَصَّرَ عَن مَعرِفَةِ شَيءٍ مِنها كُبِتَ ۱ عَلَيهِ دينُهُ ولَم يُقبَل مِنهُ عَمَلُهُ، ومَن عَرَفَها وعَمِلَ بِها صَلُحَ دينُهُ وقُبِلَ مِنهُ عَمَلُهُ، ولَم يَضِق بِهِ ما فيهِ بِجَهلِ شَيءٍ مِنَ الاُمورِ جَهِلَهُ؟ قالَ: فَقالَ شَهادَةُ أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ، والإِيمانُ بِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، والإِقرارُ بِما جاءَ بِهِ مِن عِندِ اللّهِ، ثُمَّ قالَ: الزَّكاةُ والوَلايَةُ شَيءٌ دونَ شَيءٍ، فَضلٌ يُعرَفُ لِمَن أخَذَ بِهِ. قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَن ماتَ لا يَعرِفُ إمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً. وقالَ اللّهُ عز و جل: «يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنوا أطيعُوا اللّهَ و أطيعُوا الرَّسولَ و اُولِي الأَمرِ مِنكُم» وكانَ عَلِيٌّ عليه السلام، وقالَ الآخَرونَ: لا، بَل مُعاوِيَةُ. وكانَ حَسَنٌ ثُمَّ كانَ حُسَينٌ، وقالَ الآخَرونَ: هُوَ يَزيدُ بنُ مُعاوِيَةَ لا سَواءٌ، ثُمَّ قالَ: أزيدُكَ؟ قالَ بَعضُ القَومِ: زِدهُ جُعِلتُ فِداكَ. قالَ: ثُمَّ كانَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ، ثُمَّ كانَ أبو جَعفَرٍ، وكانَتِ الشّيعَةُ قَبلَهُ لا يَعرِفونَ ما يَحتاجونَ إلَيهِ مِن حَلالٍ ولا حَرامٍ إلاّ ما تَعَلَّموا مِنَ النّاسِ، حَتّى كانَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام فَفَتَحَ لَهُم وبَيَّنَ لَهُم وعَلَّمَهُم، فَصاروا يُعَلِّمونَ النّاسَ بَعدَما كانوا يَتَعَلَّمونَ مِنهُم، والأَمرُ هكَذا يَكونُ، والأَرضُ لا تَصلُحُ إلاّ بِإِمامٍ. ومَن ماتَ لا يَعرِفُ إمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، وأحوَجُ ما تَكونُ إلى هذا إذا بَلَغَت نَفسُكَ هذَا المَكانَ ـ وأشارَ بِيَدِهِ إلى حَلقِهِ ـ وانقَطَعتَ مِنَ الدُّنيا تَقولُ: لَقَد كُنتُ عَلى رَأيٍ حَسَنٍ ۲.
ابواليسع عيسى بن سرى:به امام صادق عليه السلام عرض كردم: از پايه هايى كه اسلام بر آنها بنا شده و كوتاهى هيچ يك از مردم در آن پذيرفته نيست، برايم سخن بگو؛ پايه هايى كه هركس از شناخت آنها كوتاهى ورزد، دينش وارونه گردد و عملش پذيرفته نشود و هركس آنها را بشناسد و به آنها عمل كند، دينش به صلاح آيد و عملش پذيرفته گردد و ندانستن امورى را كه برايش مجهول مانده، بر او سخت نگيرند. حضرت فرمود: گواهى به اينكه خدايى جز خداوند يگانه نيست و ايمان به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و اقرار به هرچه از نزد خداوند آورده است و به ترتيب زكات و ولايت؛ و فضيلتى است براى هر كس كه اينها را اخذ كند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: هركس بميرد و امامش را نشناسد، به مرگ جاهلى مرده است و خداوند عز و جل مى فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورديد! از خداوند اطاعت كنيد و از پيامبر اطاعت كنيد و نيز از اولياى امورتان» و على (ولىّ امر) بود و ديگران گفتند: نه، بلكه معاويه است و حسن و سپس حسين بود و ديگران گفتند: ولىّ امر يزيد بن معاويه است و نه ديگرى. سپس فرمود: آيا برايت بيفزايم؟ كسى گفت: بيفزاى فدايت شوم. حضرت فرمود: سپس على بن حسين بود و پس از او ابوجعفر و شيعه پيش از وى آنچه را از حلال و حرام كه بدان نياز داشتند، نمى شناختند؛ جز آنچه كه از مردم فرا گرفته بودند، تا آنكه امام باقر عليه السلامولىّ امر شد و برايشان گشود و روشن كرد و يادشان داد تا آنجا كه پس از يادگرفتنشان از او، به مردم ياد مى دادند. و امر همين گونه است و زمين جز به امام سامان نمى پذيرد و هركس بميرد و امام خويش را نشناسد، به مرگ جاهلى مرده است و بيشترين نيازت به اين معنى، هنگامى است كه جانت به اينجا ـ با دستش به گلويش اشاره كرد ـ برسد و از دنيا بروى و بگويى: من بر عقيده اى نيكو بودم.
۱.كبت اللّه فُلانا: أي أذلَّه وصرفه (النهاية: 4 / 138).
۲.رجال الكشّي: 2 / 723 / 799.

احادیث دیگر این موضوع

۸