سليمان عليه السلام
8 حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لَو أنَّ أحَدا يَجِدُ إلَى البَقاءِ سُلَّما، أو لِدَفعِ المَوتِ سَبيلاً، لَكانَ ذلكَ سُلَيمانُ بنُ داوودَ عليه السلام، الّذي سُخِّرَ لَهُ مُلكُ الجِنِّ و الإنسِ، مَع النُّبُوّةِ و عَظيمِ الزُّلفَةِ، فلَمّا استَوفى طُعمَتَهُ، و استَكمَلَ مُدَّتَهُ، رَمَتهُ قِسِيُّ الفَناءِ بنِبالِ المَوتِ، و أصبَحَتِ الدِّيارُ مِنهُ خالِيَةً، و المَساكِنُ مُعَطَّلَةً، و وَرِثَها قَومٌ آخَرونَ. ۱
امام على عليه السلام:اگر بنا بود كسى براى بالا رفتن به سوى جاودانگى نردبانى بيابد يا براى دور كردن مرگ از خود راهى پيدا كند، بى گمان آن كس سليمان بن داوود عليه السلام بود كه افزون بر مقام نبوّت و منزلت والا، سلطنت بر جنّ و انس نيز در اختيار او نهاده شد. چون روزىِ خود را به طور كامل دريافت كرد و مدّت عمرش به سر آمد، كمان هاى نابودى او را آماج تيرهاى مرگ قرار دادند و خانه ها از او خالى گشت و مسكن ها بى صاحب ماند و گروهى ديگر وارث آنها شدند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 182.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:قالَ سُليمانُ بنُ داوودَ عليه السلام اُوتِينا ما اُوتِيَ النّاس و ما لَم يُؤتَوا، و عَلِمنا ما عَلِمَ الناسُ و ما لَم يَعلَموا، فلم نَجِدْ شيئا أفضَلَ مِن خَشيَةِ اللّهِ في الغَيبِ و المَشهَدِ، و القَصدِ في الغِنى و الفَقرِ، و كَلِمَةِ الحَقِّ في الرِّضا و الغَضبِ، و التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ و جلَّ على كلِّ حالٍ. ۱
امام باقر عليه السلام:سليمان گفت: آنچه به مردم داده شده و نشده، به ما داده شد و آنچه به مردم آموخته شده و نشده، به ما آموخته شد. امّا چيزى برتر از خدا ترسى در نهان و آشكار و ميانه روى در توانگرى و نادارى و حق گويى در حال خشم و خشنودى و دعا و زارى در همه حال به درگاه خداوند عزّ و جلّ، نيافتيم.
۱.الخصال: 241/91.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:كانَ سُلَيمانُ عليه السلام يُطعِمُ أضيافَهُ اللَّحمَ بالحُوّارى، و عِيالَهُ الخُشكارَ، و يأكُلُ هُو الشَّعيرَ (غَيرَ) مَنخولٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:سليمان عليه السلام به ميهمانان خود گوشت و نان سفيد مى خوراند و به خانواده اش نان گندم سبوس دار و خودش نان جو نابيخته مى خورد.
۱.الدعوات: 142/363.
عنه عليه السلام:أوَّلُ مَن كَساهُ ـ يَعني البَيتَ ـ الثِّيابَ سُلَيمانُ بنُ داوودَ عليهما السلام، كَساهُ القُباطيَّ. ۱
امام صادق عليه السلام:نخستين كسى كه بر خانه خدا جامه پوشاند، سليمان بن داوود عليهما السلام بود كه با جامه هاى كتان قبطى آن را پوشش داد.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 2/235/2286.
عنه عليه السلام:إنّ أوَّلَ مَنِ اتَّخَذَ السُّكَّرَ سُلَيمانُ بنُ داوودَ عليهما السلام. ۱
امام صادق عليه السلام:نخستين كسى كه شِكر به دست آورد، سليمان بن داوود عليه السلام بود.
۱.الكافي: 6/333/7.
عنه عليه السلام:آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنّةَ مِن النَّبيِّينَ سُلَيمانُ بنُ داوودَ عليه السلام، و ذلكَ لِما اُعطِيَ في الدُّنيا. ۱
امام صادق عليه السلام:آخرين پيامبرى كه وارد بهشت مى شود، سليمان بن داوود عليه السلام است و اين به سبب چيزى است كه در دنيا به او داده شد.
۱.مستطرفات السرائر: 41/7.
عنه عليه السلام:إنّ سُلَيمانَ بنَ داوودَ عليه السلام قالَ ذاتَ يَومٍ لأصحابِهِ: إنّ اللّهَ تباركَ و تعالى قد وَهَبَ لِي مُلكا لا يَنبَغي لأحَدٍ مِن بَعدي، سَخَّرَ لِي الرِّيحَ و الإنسَ و الجِنَّ و الطَّيرَ و الوُحوشَ، و عَلَّمَني مَنطِقَ الطَّيرِ، و آتاني مِن كلِّ شيءٍ، و مَعَ جَميعِ ما اُوتِيتُ مِن المُلكِ ما تَمَّ لِي سُروري يَوم إلَى اللّيلِ، و قد أحبَبتُ أن أدخُلَ قَصري في غَدٍ فأصعَدَ أعلاهُ و أنظُرَ إلى مَمالِكي، فلا تَأذَنوا لأحَدٍ علَيَّ لِئلاّ يَرِدَ علَيَّ ما يُنَغِّصُ علَيَّ يَومي، فقالوا: نَعَم. فلَمّا كانَ مِن الغَدِ أخَذَ عَصاهُ بيَدِهِ و صَعِدَ إلى أعلى مَوضِعٍ مِن قَصرِهِ، و وَقَفَ مُتَّكِئا على عَصاهُ يَنظُرُ إلى مَمالِكِهِ مَسرورا بِما اُوتِيَ فَرِحا بِما اُعطِيَ، إذ
امام صادق عليه السلام:روزى سليمان بن داوود عليه السلام به اطرافيان خود گفت: خداوند تبارك و تعالى سلطنتى به من بخشيد كه پس از من شايسته هيچ كس نيست؛ باد و انس و جنّ و مرغان و ددان را به تسخير من درآورد و زبان پرندگان را به من آموخت و از هر چيزى به من عطا فرمود. امّا با همه سلطنتى كه به من داده شده يك روز نشد كه تا شب شاد و مسرور باشم. بنا بر اين، دوست دارم فردا به كاخ خود اندر شوم و بر بام آن روم و به قلمرو خود بنگرم. بنا بر اين، به احدى اجازه ندهيد نزد من آيد تا مبادا مطلبى برايم بياورد كه روزم را بر من تلخ و منغّص سازد. اطرافيان گفتند: اطاعت مى شود. روز بعد، سليمان عصايش را برداشت و به بلندترين نقطه بام قصر خود رفت و بر عصاى خويش تكيه داد و شادمان از آنچه به او داده شده بود شروع به نگريستن
۱.علل الشرائع: 73/2.
بحار الأنوار:رُويَ أنّ سُلَيمانُ عليه السلام رأى عُصفورا يَقولُ لِعُصفورَةٍ: لِمَ تَمنَعينَ نَفسَكِ مِنّي، و لو شِئتُ أخَذتُ قُبّةَ سُلَيمانَ بمِنقارِي فألقَيتُها في البَحرِ؟! فتبسَّمَ سليمانُ و قالَ للعُصفور: أ تُطيقُ أن تَفعَلَ ذلكَ؟! فقالَ: لا يا رسولَ اللّهِ، و لكنَّ المَرءَ قد يُزَيِّنُ نَفسَهُ و يُعَظِّمُها عِندَ زَوجَتِهِ، و المُحِبُّ لا يُلامُ على ما يقولُ، فقالَ سُلَيمانُ عليه السلام لِلعُصفورَةِ: لِمَ تَمنَعينَهُ مِن نَفسِكَ و هُو يُحِبُّكِ؟ فقالت: يا نَبيَّ اللّهِ، إنّهُ لَيس مُحِبّا و لكنّهُ مُدَّعٍ؛ لأنّه يُحِبُّ مَعي غَيري! فأثَّرَ كلامُ العُصفورَةِ في قَلبِ سُلَيمانَ و بَكى بُكاءً شَديدا و احتَجَبَ عنِ النّاسِ أربَعينَ يَوما يَدعُو اللّهَ أن يُفَرِّغَ قَلبَهُ لمَحَبّتِهِ و أن
بحار الأنوار:روايت شده سليمان عليه السلام گنجشك نرى را ديد كه به جفت خود مى گويد: چرا خودت را از من دريغ مى كنى؟ اگر بخواهم قُبّه سليمان را با منقار خود بر مى دارم و آن را به دريا مى افكنم! سليمان در حالى كه لبخند مى زد به آن گنجشگ گفت: آيا براستى مى توانى اين كار را بكنى؟ گنجشك گفت: نه، اى پيامبر خدا! امّا گاهى اوقات مرد براى همسرش خودنمايى مى كند و خودش را پيش او بزرگ نشان مى دهد و عاشق را بر آنچه مى گويد ملامتى نيست. سليمان به گنجشك ماده گفت: چرا خودت را از او دريغ مى دارى، در حالى كه او عاشق توست؟ گفت: اى پيامبر خدا! او عاشق نيست بلكه لاف عشق مى زند؛ چون در كنار من غير مرا هم دوست دارد. سخن ماده گنجشگ در دل سليمان اثر كرد و بشدّت گريست و چهل روز از مردم كناره گرفت و در اين مدّت از
۱.بحار الأنوار: 14/95/3.