حدیث دربارهپيامبران بى نام و نشان
عنه عليه السلام:و كانَ مَن بينَ آدَمَ و نُوحٍ من الأنبياءِ مُستَخفِينَ؛ و لذلكَ خَفِيَ ذِكرُهُم في القرآنِ، فلَم يُسَمَّوا كما سُمِّيَ مَنِ استَعلَنَ من الأنبياءِ صَلواتُ اللّهِ علَيهِم أجمَعينَ، و هُو قَولُ اللّهِ عَزَّ و جلَّ: «و رُسُلاً قَد قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ و رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ» يَعني لَم اُسَمِّ المُستَخفِينَ كما سَمَّيتُ المُستَعلَنينَ مِن الأنبياءِ عليهم السلام ۱. ۲
امام باقر عليه السلام:در فاصله ميان آدم و نوح پيامبرانى غير علنى وجود داشتند و از اين رو در قرآن از آنها ياد نشده و آن گونه كه از پيامبران علنى ـ صلوات اللّه عليهم اجمعين ـ نام برده شده از ايشان نام برده نشده است و اين سخن خداوند عزّ و جلّ است: «و فرستادگانى كه خبرهاى آنان را قبلاً براى تو باز گفتيم و فرستادگانى كه اخبار آنان را برايت حكايت نكرديم» يعنى آن گونه كه از پيامبران علنى نام بردم از پيامبران غير علنى نام نبردم ۳.
۱.قال العلاّمة الطباطبائي بعد ذكر الرواية: من الجائز أن يكون قوله: «يعني لم اُسمّ.» من كلام الراوي. (الميزان في تفسير القرآن: 5/146).
۲.الكافي: 8/115/92.
۳.به هر حال، مراد روايت اين است كه خداوند متعال داستان انبياى غير علنى را هرگز بازگو نكرده و نامشان را هم نبرده است، برخلاف پيامبران علنى و شناخته شده كه قسمتى از سرگذشت آنان را بازگو كرده و نام برخى از آنان را هم آورده است. اين امكان هم وجود دارد كه عبارت «يعنى لم اسمّ.» از كلام راوى باشد. الميزان فى تفسير القرآن: 5 / 146.