حدیث دربارهامام على عليه السلام و بيت المال

تاريخ دمشق عن أبي صالِحٍ السَّمّان:رأيتُ عليّا دَخَلَ بَيتَ المالِ فرأى فيهِ شيئا فقالَ: لا أرى هذا هاهُنا و بالنّاسِ إلَيهِ حاجَةٌ! فأمَرَ بهِ فقُسِّمَ و أمَرَ بالبَيتِ فكُنِسَ و نُضِحَ فصَلّى فيهِ، أو قالَ ۱ فيهِ. ۲
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو صالح سمّان ـ: على عليه السلام را ديدم كه وارد بيت المال شد و در آنجا چيزى ديد. پس فرمود: نبينم كه اين در اين جا باشد و مردم به آن نياز داشته باشند! آن گاه دستور داد آن را تقسيم كردند و فرمان داد بيت المال را جارو و آب پاشى كردند و حضرت در آنجا نماز گزارد، يا قيلوله ۳ كرد.
۱.القيلولة: الاستراحة نصف النهار، يقال: قال، يقيل، قيلولة. (النهاية: 4/133).
۲.تاريخ دمشق: 42/476.
۳.استراحت نيم روز.

احادیث دیگر این موضوع

۸
وسائل الشيعهـ به نقل از ضحاك بن مزاحم ـ: امام على عليه السلام فرمود: دوست من رسول خدا صلى الله عليه و آله چيزى [از بيت المال] را براى فردا نگه نمى داشت و ابو بكر نيز چنين مى كرد.عمر به فكر افتاد كه در اين زمينه دفترهايى ترتيب دهد و اموال را از سالى تا سال ديگر ذخيره مى كرد. ليكن من همان كارى را مى كنم كه دوستم رسول خدا صلى الله عليه و آله مى كرد. على عليه السلام جمعه به جمعه عطا مى داد و [اين بيت را زمزمه]مى فرمود: اين ميوه اى است كه من چيده ام و خوب هايش هم در ميان آنهاست، آنگاه كه هر ميوه چينى دستش به سوى دهان خودش مى رود [و آنچه مى چيند خودش مى خورد]. اين بيت درباره كسى مثل زده مى شود كه بهترين آنچه را دارد به دوستش دهد و او را بر خود مقدّم دارد. ابن كلبى مى گويد: اين مثل از عمرو بن عَدىّ لخمى، خواهرزاده جَذيمه، است و او نخستين گوينده آن است. جذيمه در منزلى اتراق كرد و به افراد دستور داد برايش قارچ بچينند. بعضى از آنها بهترين قارچ هايى را كه مى چيدند خودشان مى خوردند ولى عمرو بهترين قارچى را كه مى يافت براى دايى خود مى آورد و خود هيچ نمى خورد و چون قارچ ها را نزد دايى خود آورد، اين بيت را گفت (لسان العرب، ماده جنى) ـ م.