حدیث دربارهملكوت

تفسير العيّاشي عن أبي جعفرٍ و أبي عبدِ اللّهِ عليهما السلام في قولِ اللّهِ: «و كذلكَ.» فقالَ أبو جعفرٍ عليه السلام: كُشِطَ لَهُ عنِ السَّماواتِ حتّى نَظَرَ إلَى العَرشِ و ما علَيهِ. قالَ: و السَّماواتُ و الأرضُ و العَرشُ و الكُرسِيُّ! فقالَ أبو عبدِ اللّهِ عليه السلام: كُشِطَ لَهُ عنِ الأرضِ حتّى رآها، و عنِ السَّماءِ و ما فيها، و المَلَكِ الّذي يَحمِلُها، و الكرسِيِّ و ما علَيهِ. ۱
تفسير العيّاشىـ به نقل از حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السلام درباره آيه «و كذلك نرى ابراهيم ملكوت السماوات و الارض.» ـ: حضرت باقر عليه السلام فرمود: آسمان ها براى او (ابراهيم عليه السلام) مكشوف شد تا جايى كه عرش و آنچه را بر آن است مشاهده كرد. زراره گفت: حتى آسمان ها و زمين و عرش و كرسى؟ حضرت صادق عليه السلام فرمود: زمين براى او مكشوف شد تا جايى كه آن را ديد و نيز آسمان و آنچه در آن است و فرشته اى كه آسمان را حمل مى كند و كرسى و آنچه بر آن است، بر وى مكشوف گرديد.
۱.تفسير العيّاشي: 1/364/35.
کلیدواژه‌ها ملکوت

احادیث دیگر این موضوع

۸
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون ابراهيم خليل به سوى ملكوت بالا برده شد، و آن فرموده پروردگار من است: «و اين گونه ملكوت آسمان ها و زمين را به ابراهيم نمايانديم، تا از يقين كنندگان باشد»، خداوند ديده او را، آن گاه كه به زير آسمانش بالا برد، چنان نيرويى داد كه زمين و موجودات آشكار و نهان آن را مشاهده كرد. پس، مَرد و زنى را در حال زنا ديد، نفرينشان كرد و هر دو هلاك شدند. آنگاه آن دو نفر ديگر را [در اين حال] ديد، آنها را نيز نفرين كرد و هر دو هلاك شدند. باز دو نفر ديگر را ديد و آنها را هم نفرين كرد و هر دو هلاك گشتند. سپس دو تاى ديگر را ديد و خواست نفرينشان كند كه خداوند به او وحى فرمود: اى ابراهيم! از نفرين بندگان و كنيزان من دست نگه دار؛ زيرا كه من آمرزنده و مهربان و جبّار و بردبارم. گناهان بندگانم به من زيانى نمى رساند همچنان كه طاعتشان سودم نمى رساند. من مانند تو نيستم كه براى خنك كردن دلم آنان را تنبيه كنم. پس، نفرين بندگان مرا بس كن؛ چرا كه تو در حقيقت بنده اى بيم دهنده اى نه شريك در پادشاهى [من]و نه مراقب بر من و بندگان من. بندگانم در ارتباط با من سه گونه اند: يا به درگاه من توبه مى كنند و من توبه آنان را مى پذيرم و گناهانشان را مى آمرزم و عيب هايشان را مى پوشانم و يا عذاب خود را از آنها باز مى دارم؛ به اين دليل كه مى دانم به زودى از پشت هاى آنان نسل هايى مؤمن بيرون مى آيند و از اين رو با پدران كافر مدارا مى كنم و با مادران كافر با درنگ و حوصله رفتار مى نمايم و عذابم را از آنها بر مى دارم تا آن مؤمن از صلب آنان بيرون آيد و چون از هم جدا شدند، عذاب من درباره آنان تحقّق مى يابد و بلايم در ميانشان مى گيرد و اگر نه آن بود و نه اين (نه توبه كننده بودند و نه از آنان كه فرزندانى مؤمن به دنيا مى آورند) پس، عذابى كه برايشان آماده كرده ام بزرگتر از كيفرى است كه تو برايشان مى خواهى؛ زيرا عذاب من براى بندگانم بر حسب جلال و كبرياى من است. پس، اى ابراهيم! مرا با بندگانم وا گذار؛ چرا كه من از تو، به آنان مهربانترم و مرا با بندگانم وا گذار؛ زيرا كه من جبّار و بردبار و دانا و حكيمم؛ با علم خود آنان را تدبير مى كنم و قضا و قدرم را در ميان آنها به اجرا در مى آورم.