حدیث دربارهآيات محكم و متشابه

عنه عليه السلامـ أيضا ـ: المُحكَمُ ما يُعمَلُ بهِ، و المُتَشابِهُ الذي يُشبِهُ بَعضُهُ بَعضا ۱. ۲
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به همين پرسش ـفرمود: محكم، آن است كه بدان عمل مى شود و متشابه، آن است كه برخى از آن با برخى ديگر شبيه است. ۳
۱.بحار الأنوار: 92/383/19.
۲.قال العلاّمة في الميزان في تفسير القرآن ـ بعد ذكر الأخبار المرويّة عن المعصومين عليهم السلام في تفسير المتشابه ـ: أقول: الأخبار كما ترى متقاربة في تفسير المتشابِه، و هي تؤيّد ما ذكرناه في البيان السابق: أنّ التشابه يقبل الارتفاع، و أنّه إنّما يرتفع بتفسير المحكم له. و أمّا كون المنسوخات من المتشابهات فهو كذلك كما تقدّم، و وجه تشابهها ما يظهر منها من استمرار الحكم و بقائه، و يفسّره الناسخ ببيان أنّ استمراره مقطوع.
۳.مرحوم علاّمه طباطبائى در الميزان، پس از نقل اخبار منقول از امامان معصوم عليهم السلام در بيان معناى متشابه، مى گويد: اين اخبار، همان گونه كه ملاحظه مى شود، در بيان معناى متشابه نزديك به هم هستند و گفته قبلى ما را تأييد مى كنند، كه گفتيم تشابه آيات قابل رفع بوده و با تفسير كردن آياتِ متشابه با آياتِ محكم اين تشابه برطرف مى شود. و اما اين كه آيات منسوخ جزو متشابهاتند، اين مطلب همچنان كه قبلاً گفتيم، درست است و وجه و علّت متشابه بودن آنها، آن گونه كه از اين آيات بر مى آيد، استمرار داشتن و باقى بودن حكم است. ليكن آيه ناسخ آن را چنين تفسير و توضيح مى دهد كه آن حكم، ديگر استمرار ندارد.

احادیث دیگر این موضوع

۳
امام على عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از معناى محكم و متشابه در كتاب خداوند عزّ و جلّ ـفرمود: محكم، آن آيه اى است كه چيزى از قرآن آن را نسخ نكرده است؛ اين است سخن خداوند عزّ و جلّ كه مى فرمايد: «اوست كسى كه كتاب را بر تو نازل كرد. برخى از آن آياتى محكمند كه اساس كتابند و برخى ديگر متشابهند». مردم، در آيات متشابه به هلاكت افتاده اند؛ زيرا معناى آنها را نفهميدند و حقيقت آنها را نشناختند. از اين رو، با آراى شخصىِ خود، آنها را تأويل و توجيه كردند و بدين سان خود را از رجوع به اوصيا و پرسيدن از آنها بى نياز دانستند. امّا متشابه قرآن، آن است كه از [معناى واقعى از ظاهر]آن منحرف شده است. لفظش يكى و معنايش متفاوت است، مانند اين سخن خداوند عزّ و جلّ: «خدا هر كه را بخواهد بيراه مى نهد و هر كه را خواهد هدايت مى كند». در اين جا بيراه نهادن را به خودش نسبت داده است و اين بيراه نهادن آنها از راه بهشت است به سبب افعال و اعمال خودشان. در جايى ديگر گمراهى را به كفّار نسبت داده و در آيه اى ديگر به بتها منتسب كرده است.