آنچه توده مردم را فاسد مى كند
15 حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:لم تَظهَرِ الفاحِشَةُ في قَومٍ قَطُّ حتّى يُعلِنُوا بها إلاّ فَشا فيهِمُ الطاعونُ و الأوجاعُ التي لم تَكُن مَضَت في أسلافِهِم الذينَ مَضَوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فحشا و زشت كارى هرگز در ميان مردمى شايع نشد، مگر اين كه طاعون و دردها و بيماريهايى كه در ميان گذشتگان آنها سابقه نداشته است، در بين آنان شيوع يافت.
۱.الترغيب و الترهيب: 2/568/3.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ المَعصيَةَ إذا عَمِلَ بها العَبدُ سِرّا لم تَضُرَّ إلاّ عامِلَها، و إذا عَمِلَ بها عَلانِيَةً و لم يُغَيَّرْ علَيهِ أضَرَّت بالعامَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:گناه را هرگاه بنده پنهانى مرتكب شود به كسى جز صاحب آن زيانى نمى زند و هرگاه آشكارا انجامش دهد و مردم او را منع نكنند، آن گناه به عموم مردم آسيب خواهد رساند.
۱.بحار الأنوار: 100/74/15.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ اللّهَ لا يُعَذِّبُ العامَّةَ بِعَمَلِ الخاصَّةِ حتّى يَرَوُا المُنكَرَ بينَ ظَهرانيهِم و هُم قادِرُونَ على أن يُنكِروهُ، فإذا فَعَلُوا ذلكَ عَذَّبَ اللّهُ العامَّةَ و الخاصَّةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عموم مردم را به كيفر گناه عدّه اى خاص عذاب نمى دهد، مگر آن كه زشت كارى را در ميان خود ببينند و بتوانند از آن جلوگيرى كنند و نكنند. در اين صورت، خداوند عام و خاصّ را عذاب مى كند.
۱.الدرّ المنثور: 3/127.
عنه صلى الله عليه و آله:ما تَرَكَ قَومٌ الجِهادَ إلاّ عَمَّهُمُ اللّهُ بالعَذابِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ مردمى جهاد را ترك نكردند، مگر اين كه خداوند همه آنان را عذاب كرد.
۱.الترغيب و الترهيب: 2/331/6.
امام باقر عليه السلامـ درباره آيه «و از آنان كسى است كه به او ايمان نمى آورد» ـفرمود: آنان دشمنان محمّد و خاندان محمّدند كه پس از او هستند. «و پروردگارت به تباهكاران داناتر است» منظور از تباهكارى، نافرمانى از خدا و رسول اوست.
امام باقر عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از آيه «و در زمين پس از اصلاح آن، فساد مكنيد» ـفرمود: زمين فاسد شده بود و خداوند عزّ و جلّ به وسيله پيامبر خود صلى الله عليه و آله آن را اصلاح كرد و آن گاه فرمود: «و در زمين پس از اصلاح آن، فساد مكنيد».
الإمامُ الرِّضا عليه السلامـ لمحمّدِ بنِ سِنانٍ فيما كَتَبَ مِن جَوابِ مَسائلِهِ ـ: حَرَّمَ اللّهُ قَتلَ النفسِ لِعِلَّةِ فَسادِ الخَلقِ في تَحليلِهِ لو أحَلَّ، و فَنائهِم، و فَسادِ التَّدبيرِ.
و حَرَّمَ اللّهُ تعالَى الزِّنا لِما فيهِ مِن الفَسادِ مِن قَتلِ الأنفُسِ، و ذَهابِ الأنسابِ، و تَركِ التَّربيَةِ للأطفالِ، و فَسادِ المَواريثِ، و ما أشبَهَ ذلكَ مِن وُجوهِ الفَسادِ.
و حَرَّمَ اللّهُ عَزَّ و جلَّ قَذفَ المُحصَناتِ لِما فِيه مِن فَسادِ الأنسابِ، و نَفيِ الوَلَدِ، و إبطالِ المَواريثِ، و تَركِ التَّربيَةِ، و ذَهابِ المَعارِفِ، و ما فيهِ مِن الكبائرِ و العِلَلِ التي تُؤَدِّي إلَى فَسادِ الخَلقِ. ۱
امام رضا عليه السلامـ در پاسخ به سؤالات محمّد بن سنان ـفرمود: خداوند قتل نفْس را حرام فرمود؛ زيرا در حلال كردن آن، اگر حلال مى شد، فساد مردمان و نابودى آنان بود و بر هم خوردن نظم و نظام جامعه.
خداوند متعال زنا را حرام فرمود؛ زيرا مفاسدى چون قتل نفْس و از بين رفتن نَسبها و ترك تربيت كودكان و به هم خوردن مسئله ارث و ميراث و مفاسدى از اين قبيل در پى دارد.
خداوند عزّ و جلّ تهمت زدن به زنان پاكدامن را حرام فرمود؛ زيرا موجب از بين رفتن نسبها و انكار فرزند و به هم خوردن وضع ارث و ميراث و ترك تربيت [كودك] و از ميان رفتن شناختها و ديگر گناهان بزرگ و عواملى است كه به تباهى مردم مى انجامند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 3/565/4934، انظر تمام الحديث.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:ما اختَلَفَت اُمَّةٌ بَعدَ نَبِيِّها إلاّ ظَهَرَ أهلُ باطِلِها على أهلِ حَقِّها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ امّتى پس از پيامبر خود دچار اختلاف نشد، مگر اين كه باطل گرايان آن امّت بر حق گرايانش چيره شدند.
۱.كنز العمّال: 929.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:و أيمُ اللّهِ، ما اختَلَفَت اُمَّةٌ بَعدَ نَبِيِّها إلاّ ظَهَرَ باطِلُها على حَقِّها إلاّ ما شاءَ اللّهُ. ۱
امام على عليه السلام:سوگند به خدا كه هيچ امّتى پس از پيامبر خود دچار اختلاف نشد، جز آن كه باطل آن بر حقّ آن چيره گشت مگر اين كه خدا نخواست.
۱.الأمالي للمفيد: 235/5.
عنه عليه السلامـ لأصحابِهِ فيما يُخبِرُ عن غَلَبةِ جَيشِ معاويةَ ـ: إنّي و اللّهِ لَأظُنُّ أنَّ هؤلاءِ القَومَ سَيُدالُونَ مِنكُم باجتِماعِهِم على باطِلِهِم، و تَفَرُّقِكُم عن حَقِّكُم، و بِمَعصِيَتِكُم إمامَكُم في الحَقِّ، و طاعَتِهِم إمامَهُم في الباطِلِ، و بِأدائهِمُ الأمانَةَ إلى صاحِبِهِم و خيانَتِكُم، و بصَلاحِهِم في بِلادِهِم و فَسادِكُم. ۱
امام على عليه السلامـ آنجا كه از چيره شدن سپاه معاويه به ياران خود خبر مى دهد ـفرمود: سوگند به خدا كه گمان مى كنم اين جماعت بزودى بر شما چيره شوند؛ زيرا آنان بر باطل خود همداستانند و شما با آنكه بر حقّيد پراكنده و نا همدل. شما از پيشواى حقّ خود نافرمانى مى كنيد و آنها از پيشواى باطل خويش فرمان مى برند. آنان نسبت به پيشواى خود امانتدارند و شما خيانتكار. آنان در سرزمينشان درستكارند، حال آنكه شما فساد و تباهى مى آفرينيد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 25.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لا يَزالُ الناسُ بخَيرٍ ما تَفاوَتُوا، فإذا استَوَوا هَلَكُوا. ۱
امام على عليه السلام:مردم تا زمانى كه [در جايگاه هاى اجتماعى]گونه گون باشند پيوسته در خير و خوبى به سر خواهند برد و هرگاه برابر شوند نابود گردند.
۱.عيون أخبار الرِّضا: 2/53/204.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:كيفَ يُقَدِّسُ اللّهُ قَوما لا يُؤخَذُ لِضَعيفِهِم مِن شَديدِهِم؟! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چگونه خداوند، پاك و پاكيزه گرداند مردمى را كه حقّ ناتوان آنها از زورمندشان گرفته نمى شود؟
۱.بحار الأنوار: 75/353/62.
عنه صلى الله عليه و آله:لن تُقَدَّسَ اُمّةٌ لا يُؤخَذُ للضَّعيفِ فيها حَقُّهُ مِن القَوِيِّ غيرَ مُتَعتَعٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگز پاك و پاكيزه (سعادتمند) نگردد آن امّتى، كه حقّ ناتوان بدون ترس و لرز از قدرتمند گرفته نشود.
۱.بحار الأنوار: 77/258/1.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ لا يُقَدِّسُ اُمّةً لا يَأخُذُ الضَّعيفُ حَقَّهُ مِن القَويِّ و هو غيرُ مُتَعتَعٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، پاك و پاكيزه نگرداند آن امّتى را كه ناتوان، بدون ترس و لرز، حقّ خود را از زورمند نگيرد.
۱.. كنز العمّال: 5544.
امام على عليه السلامـ پس از آنكه به خلافت رسيد به سران لشكر ـفرمود: امّا بعد، پيشينيان شما در حقيقت به اين سبب به هلاكت درافتادند كه مردم را از حقّ [خود]محروم كردند و آنان هم [به ناچار] آن را خريدند و آنان را به راه نادرستى و باطل سوق دادند و مردم هم [ناگزير]از باطل پيروى كردند ۳.
۱.نهج البلاغة: الكتاب79.
۲.قال ابن أبي الحديد: أي منعوا الناس الحقّ فاشتَرى الناس الحقّ منهم بالرُّشا و الأموال؛ أي لم يضعوا الاُمور مواضعها؛ و لا ولَّوا الولايات مستحقّيها، و كانت اُمورهم الدينيّة و الدنياويّة تجري على وفق الهوى و الغرض الفاسد، فاشتَرى الناس منهم الميراث و الحقوق كما تُشتَرى السلع بالمال. ثمّ قال: «و أخذوهم بالباطل فاقتدوه» أي حملوهم علَى الباطل فجاء الخَلف من بعد السّلف، فاقتدوا بآبائهم و أسلافهم في ارتكاب ذلك الباطل ظنّا أنّه حقّ لما قد ألفوه و نشؤوا و ربوا عليه. (شرح نهج البلاغة: 18/77).
۳.ابن ابى الحديد مى گويد: يعنى مردم را از حق محروم كردند و در نتيجه، مردم با پول و رشوه حق را از آنان خريدند. به عبارت ديگر، كارها را در جاى خود قرار ندادند و مناصب دولتى و حكومتى را به افرادى كه استحقاق و شايستگى آن را دارند نسپردند و كارهاى دين و دنياى آنها بر اساس اميال و خواهشها و اغراض فاسد پيش مى رفت. لذا مردم ميراث و حقوق را، مانند كالا، با پول خريدارى مى كردند. سپس فرمود: «آنان را به راه باطل سوق دادند و مردم هم پيروى كردند»، يعنى آنان را در مسير باطل انداختند و نسلهاى بعد هم كه روى كار مى آمدند، چون بر اساس همان شيوه باطل نشو و نما يافته بودند، تصوّر مى كردند كه روشى حق و درست است و لذا از پدران و گذشتگان خود پيروى مى كردند و همان شيوه آنان را مى پيمودند.