درمان كبر
7 حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لا يَنبَغي لِمَن عَرَفَ اللّهَ أن يَتَعاظَمَ. ۱
امام على عليه السلام:براى كسى كه خدا را مى شناسد، سزاوار نيست خود بزرگ بين باشد.
۱.غرر الحكم: 10739.
عنه عليه السلام:لو أرادَ اللّهُ أن يَخلُقَ آدمَ مِن نورٍ يَخطَفُ الأبصارَ ضِياؤهُ و يَبهَرُ العُقُولَ رُواؤهُ و طِيبٍ يأخُذُ الأنفاسَ عَرفُهُ لَفَعلَ، و لو فَعَلَ لَظَلَّت لَهُ الأعناقُ خاضِعَةً (خاشِعَةً)، و لَخَفَّتِ (لَحَقَّتِ) البَلوى فِيهِ علَى المَلائكةِ، و لكنَّ اللّهَ سبحانَهُ يَبتَلي خَلقَهُ بِبَعضِ ما يَجهَلُونَ أصلَهُ، تَمييزا بالاختِبارِ لَهُم، و نَفيا للاستِكبارِ عَنهُم، و إبعادا لِلخُيَلاءِ مِنهُم. ۱
امام على عليه السلام:اگر خداوند مى خواست آدم را از نورى كه پرتوش چشمها را خيره سازد و زيبايى اش خردها را مبهوت گرداند و از عطرى كه بوى خوشش جانها را تسخير كند بيافريند، بي گمان چنين مى كرد و اگر چنين مى كرد، هر آينه گردنها در برابرش خم مى شد و كرنش مى كرد و كار آزمايش به وسيله او، بر فرشتگان آسان مى گرديد. اما خداوند سبحان آفريدگان خود را به بعضى چيزهايى كه از اصل و ريشه آن خبر ندارند، مى آزمايد تا با آزمودن آنها سَره از نا سره باز شناخته شود و تا خوى كبر را از آنان بزدايد و نخوت را از آنان دور گرداند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192.
عنه عليه السلام:لو كانَتِ الأنبياءُ أهلَ قُوَّةٍ لا تُرامُ و عِزَّةٍ لا تُضامُ. لكانَ ذلكَ أهوَنَ علَى الخَلقِ في الاعتِبارِ و أبعَدَ لَهُم في الاستِكبارِ. و لكنَّ اللّهَ سبحانَهُ أرادَ أن يَكونَ الاتِّباعُ لِرُسُلِهِ و التَّصديقُ بكُتُبِهِ و الخُشوعُ لوَجهِهِ و الاستِكانَةُ لأمرِهِ و الاستِسلامُ لِطاعتِهِ، اُمورا لَهُ خاصَّةً لا تَشوبُها مِن غيرِها شائبَةٌ، و كُلَّما كانَتِ البَلوى و الاختِبارُ أعظَمَ كانَتِ المَثوبَةُ و الجَزاءُ أجزَلَ. ۱
امام على عليه السلام:اگر پيامبران از نيرويى كه كسى خيال [غلبه بر] آن را در سر نپروراند و از قدرت و شوكتى چيره نا شدنى برخوردار بودند. هر آينه كار عبرت گرفتن [و اجابت دعوت انبيا] بر مردم آسانتر مى شد و در دور كردن آنان از گردنكشى مؤثرتر بود. اما خداوند سبحان، چنين خواست كه پيروى از پيامبرانِ او و تصديقِ كتابهايش و كرنش در برابر ذات او و تسليم در مقابل فرمانش و گردن نهادن به طاعت او، ويژه او باشد و چيزى [از ريا و ترس]با آنها آميخته نشود و هر چه آزمايش و امتحان بزرگتر باشد، ثواب و پاداش بيشتر است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192.
عنه عليه السلام:لكنَّ اللّهَ يَختَبِرُ عِبادَهُ بأنواعِ الشَّدائدِ، و يَتَعبَّدُهُم بأنواعِ المَجاهِدِ، و يَبتَليهِم بِضُروبِ المَكارِهِ، إخراجا للتَّكَبُّرِ مِن قُلوبِهِم، و إسكانا للتَّذَلُّلِ في نُفوسِهِم، و لِيَجعَلَ ذلكَ أبوابا فُتُحا إلى فَضلِهِ. ۱
امام على عليه السلام:ليكن خداوند بندگان خود را به انواع سختيها مى آزمايد و از طريق مجاهدتهاى گوناگون آنان را به عبادت و بندگى مى گيرد و به انواع ناملايمات و نا خوشاينديها امتحانشان مى كند، تا تكبّر را از دلهايشان بيرون بَرد و خاكسارى را در جانهايشان بنشاند و نيز تا اين آزمايشها را درهاى گشوده اى به سوى فضل (احسان) خويش قرار دهد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192.
عنه عليه السلام:. حَرَسَ اللّهُ عِبادَهُ المؤمنينَ بالصَّلَواتِ و الزَّكَواتِ، و مُجاهَدَةِ الصيامِ في الأيّامِ المَفروضاتِ، تَسكينا لأطرافِهِم، و تَخشيعا لأبصارِهِم، و تَذليلاً لِنُفوسِهِم، و تَخفيضا (تَخضيعا) لقُلوبِهِم، و إذهابا لِلخُيَلاءِ عَنهُم. انظُرُوا إلى ما في هذهِ الأفعالِ مِن قَمعِ نَواجِمِ الفَخرِ، و قَدعِ (قَطعِ) طَوالِعِ الكِبرِ! ۱
امام على عليه السلام:. خداوند بندگان مؤمن خود را به وسيله نمازها و زكاتها و جدّيت در روزه دارى در روزهاى واجب، حفظ و حراست مى كند؛ زيرا كه اين امور باعث آرام شدن اعضا و جوارح و خشوع ديدگان و فروتنى جانها و خضوع دلها و بيرون راندن كبر و نخوت از وجود آنان مى شود. بنگريد، كه اين اعمال چگونه نمودهاى فخر فروشى را درهم مى شكند و آثار و نشانه هاى كبر را مى زدايد!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192.
عنه عليه السلام:فَرَضَ اللّهُ الإيمانَ تَطهيرا مِن الشِّركِ، و الصلاةَ تَنزيها عنِ الكِبرِ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند، ايمان را براى پاك كردن از [آلودگيهاى] شرك واجب فرمود و نماز را براى دور كردن از كِبر.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 252.
الإمامُ الحسنُ عليه السلام:لا يَنبغي لِمَن عَرَفَ عَظَمَةَ اللّهِ أن يَتَعاظَمَ، فإنّ رِفعَةَ الذينَ يَعلَمونَ عَظَمَةَ اللّهِ أن يَتَواضَعُوا، و (عِزَّ) الذينَ يَعرِفُونَ ما جَلالُ اللّهِ أن يَتَذَلَّلُوا (لَهُ). ۱
امام حسن عليه السلام:سزاوار نيست كسى كه بزرگى خدا را مى شناسد، خود بزرگ بين باشد؛ زيرا بزرگى كسانى كه عظمت خدا را مى دانند، در اين است كه افتادگى كنند و عزّت كسانى كه جلال و شكوه خدا را مى شناسند، در اين است كه [در برابر او]خوارى نمايند.
۱.بحار الأنوار: 78/104/3.