حدیث دربارهنيرنگ

عنه عليه السلامـ لِلخَوارجِ و قد خَرَجَ إلى مُعسكَرِهِم و هُم مُقيمونَ على إنكارِ الحُكومَةِ ـ: أ لَم تَقولوا عندَ رَفعِهِمُ المَصاحِفَ حِيلَةً و غِيلَةً و مَكرا و خَديعَةً: إخوانُنا و أهلُ دَعوَتِنا، استَقالُونا و استَراحُوا إلى كِتابِ اللّهِ سبحانَهُ، فالرأيُ القَبولُ مِنهُم و التَّنفيسُ عَنهُم؟! فقلتُ لَكُم: هذا أمرٌ ظاهِرُهُ إيمانٌ و باطِنهُ عُدوانٌ، و أوَّلُهُ رَحمَةٌ و آخِرُهُ نَدامَةٌ؟! ۱
امام على عليه السلامـ زمانى كه به اردوگاه خوارج رفت و آنان همچنان بر انكار حكميت پافشارى مى كردند ـفرمود: آيا هنگامى كه از روى حيله و فريب و نيرنگ و خدعه قرآنها را برافراشتند، همين شما نگفتيد كه آنها برادران ما هستند و همچون ما مسلمانند، از ما خاتمه جنگ مى خواهند و به كتاب خداوند سبحان روى آورده اند و درست آن است كه درخواستشان را بپذيريم و گرهِ كارشان را بگشاييم؟! و من به شما گفتم: اين كار آنها ظاهرش ايمان و باطنش دشمنى است؛ آغازش رحم و دلسوزى و پايانش پشيمانى است؟!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 122.
کلیدواژه‌ها نیرنگ

احادیث دیگر این موضوع

۸