حدیث دربارهدر پاسخ مديحه گوى

الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:المؤمنُ يَصمُتُ لِيَسلَمَ، و يَنطِقُ لِيَغنَمَ. إن زُكِّيَ خافَ مِمّا يَقولونَ، و يَستَغفِرُ اللّهَ لِما لا يَعلمونَ، لا يَغِرُّهُ قَولُ مَن جَهِلَهُ، و يَخافُ إحصاءَ ما عَمِلَهُ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:مؤمن خاموش مى ماند، تا سالم ماند و سخن مى گويد، تا سود برد. اگر به پاكى ستوده شود، از آنچه مى گويند هراسان مى شود و از آنچه كه نمى دانند، از خداوند آمرزش مى طلبد. سخن كسى كه او را نمى شناسد [و مى ستايدش]فريبش نمى دهد و از برشمردن اعمالش [در آخرت] مى ترسد.
۱.الكافي: 2/231/3.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام على عليه السلامـ در پاسخ يكى از اصحاب خود كه طى سخنان مفصّلِ ستايش آميزى به حضرت پاسخ مثبت داد و حرف شنوى و اطاعت خود از ايشان را اعلام كرد ـفرمود: كسى كه جلال و شكوه خداوند سبحان در جانش بزرگ باشد و مقام او در دلش با عظمت، موظّف است كه ـ به خاطر عظمت خدا ـ هر چيزى جز او در نظرش كوچك آيد. از پست ترين حالات زمام داران در نزد مردمِ درستكار و شايسته اين است كه گمان شود شيفته خود ستايى هستند و كردارشان به كبر تعبير شود. خوش ندارم حتى در ذهن شما بگذرد كه من ستايش اغراق آميز و شنيدن مدح و ثنا را دوست دارم. من ـ بحمد اللّه ـ چنين نيستم. و اگر هم [به فرض] دوست مى داشتم كه مرا مدح و ثنا گويند، اين ميل را به خاطر خضوع در برابر خداوند پاك كه به عظمت و كبريايى زيبنده تر است، رها مى كردم. ممكن است مردم مدح و ستايش را پس از تحمل رنج و مشقّت [در كارى]شيرين بيابند. اما شما مرا مدح و ثنا نگوييد؛ زيرا [اين كه مى بينيد خود را به رنج و سختى مى افكنم براى اين است كه]مى خواهم خود را از مسؤوليت حقوقى كه از جانب خدا و شما بر گردنم هست خارج سازم؛ حقوقى كه هنوز از انجام آنها فراغت نيافته ام و واجبات و وظايفى كه بايد به جا آورم. پس آن گونه كه با زمام داران گردن كش سخن مى گويند، با من سخن مگوييد و محافظه كارى هايى كه در حضور فرمانروايان عصبانى مى شود در حضور من به جا نياوريد و با ظاهرسازى و تملّق با من رفتار ننماييد.