در پاسخ مديحه گوى
11 حدیث
عنه عليه السلام:أكبَرُ الحُمقِ الإغراقُ في المَدحِ و الذَّمِّ. ۱
امام على عليه السلام:بزرگترين حماقت، اغراق در ستايش و نكوهش است.
۱.غرر الحكم: 2985.
امام على عليه السلام:ثناگويى زياد، چاپلوسى اى است كه خودپسندى مى آورد و به غرور و كبر نزديك مى گرداند.
امام على عليه السلام:خود را از تندى مدح و ستايش نگه داريد؛ زيرا كه مدح و ستايش در دل باد گندى [از كبر و غرور]ايجاد مى كنند.
عنه عليه السلام:الإطراءُ يُحدِثُ الزَّهوَ و يُدني مِن الغِرَّةِ. ۱
امام على عليه السلام:ستايش مبالغه آميز [در ممدوح]خودپسندى پديد مى آورد و به فريب (غفلت) مى كشاند.
۱.غرر الحكم: 1367.
عنه عليه السلام:حُبُّ الإطراءِ و المَدحِ مِن أوثَقِ فُرَصِ الشَّيطانِ. ۱
امام على عليه السلام:دوست داشتن مدح و ستايشِ اغراق آميز، از محكم ترين فرصت ها (دام ها)ى شيطان است.
۱.غرر الحكم: 4877.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ للأسوَدِ بنِ سَريعٍ و قَد قالَ شِعرا في الثَّناءِ علَى اللّهِ و مَدحِ النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ـ: أمّا ما أثنَيتَ فيهِ علَى اللّهِ فهاتِهِ، و أمّا ما مَدَحتَني فيهِ فَدَعْهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به اسود بن سريع كه در ثناى خدا و مدح پيامبر صلى الله عليه و آله شعرى سروده بود ـفرمود: ابياتى را كه در ثناى خدا گفته اى بخوان و آنچه را در مدح من گفته اى وا گذار.
۱.كنز العمّال: 8346.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا اُثنيَ علَيكَ في وَجهِكَ فَقُل: اللّهُمّ اجعَلْني خَيرا ممّا يَظُنّونَ، و اغفِرْ لي ما لا يَعلَمونَ، و لا تُؤاخِذْني بما يَقولونَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه در حضورت از تو ستايش شد، بگو: بار خدايا! مرا بهتر از آنچه مى پندارند قرار ده و آنچه را كه [از من] نمى دانند بر من ببخشاى و بدانچه اينان مى گويند، مؤاخذه ام مفرما.
۱.تحف العقول: 12.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ و قد أجابَهُ رجُلٌ مِن أصحابِهِ بكلامٍ طويلٍ يُكثِرُ فيهِ الثّناءَ علَيهِ، و يَذكُرُ سَمعَهُ و طاعَتَهُ لَهُ ـ: إنّ مِن حَقِّ مَن عَظُمَ جَلالُ اللّهِ سبحانَهُ في نَفسِهِ و جَلَّ مَوضِعُهُ مِن قَلبِهِ أن يَصغُرَ عِندَهُ ـ لعِظَمِ ذلكَ ـ كُلُّ ما سِواهُ.
و إنّ مِن أسخَفِ حالاتِ الوُلاةِ عِندَ صالحِ النّاسِ أن يُظَنَّ بِهِم حُبُّ الفَخرِ، و يُوضَعَ أمرُهُم علَى الكِبرِ، و قَد كَرِهتُ أن يكونَ جالَ في ظنِّكُم أنّي اُحِبُّ الإطراءَ و استِماعَ الثَّناءِ، و لَستُ ـ بحَمدِ اللّهِ ـ كذلكَ. و لَو كُنتُ اُحِبُّ أن يقالَ ذلكَ لَتَرَكتُهُ انحِطاطا للّهِ سبحانَهُ عن تَناوُلِ ما هُو أحَقُّ بهِ مِن العَظَمَةِ و الكِبرياءِ، و رُبَّما استَحلى النّاسُ الثَّناءَ بَعدَ البَلاءِ،
امام على عليه السلامـ در پاسخ يكى از اصحاب خود كه طى سخنان مفصّلِ ستايش آميزى به حضرت پاسخ مثبت داد و حرف شنوى و اطاعت خود از ايشان را اعلام كرد ـفرمود: كسى كه جلال و شكوه خداوند سبحان در جانش بزرگ باشد و مقام او در دلش با عظمت، موظّف است كه ـ به خاطر عظمت خدا ـ هر چيزى جز او در نظرش كوچك آيد. از پست ترين حالات زمام داران در نزد مردمِ درستكار و شايسته اين است كه گمان شود شيفته خود ستايى هستند و كردارشان به كبر تعبير شود. خوش ندارم حتى در ذهن شما بگذرد كه من ستايش اغراق آميز و شنيدن مدح و ثنا را دوست دارم. من ـ بحمد اللّه ـ چنين نيستم. و اگر هم [به فرض] دوست مى داشتم كه مرا مدح و ثنا گويند، اين ميل را به خاطر خضوع در برابر خداوند پاك كه به عظمت و كبريايى زيبنده تر است، رها مى كردم. ممكن است
۱.نهج البلاغة: الخطبة 216.
عنه عليه السلامـ لَمّا مَدَحَهُ قَومٌ في وَجهِهِ ـ: اللّهُمّ إنّكَ أعلَمُ بي مِن نَفسي، و أنا أعلَمُ بنَفسي مِنهُم. اللّهُمّ اجعَلْنا خَيرا مِمّا يَظُنّونَ، و اغفِرْ لَنا ما لا يَعلَمونَ. ۱
امام على عليه السلامـ هنگامى كه عده اى در حضور امام او را ستودند ـگفت: خدايا! تو مرا بهتر از خودم مى شناسى و من خود را بهتر از آنان مى شناسم. خدايا! ما را بهتر از آن چيزى قرار ده كه آنان گمان مى كنند و آنچه را هم كه درباره ما نمى دانند بر ما ببخشاى.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 100.
عنه عليه السلامـ في صِفَةِ المُتَّقينَ ـ: إذا زُكِّيَ أحَدٌ مِنهُم خافَ مِمّا يُقالُ لَهُ، فيقولُ: أنا أعلَمُ بنَفسي مِن غَيري، و رَبّي أعلَمُ بي مِنّي بنَفسي! اللّهُمّ لا تُؤاخِذْني بما يَقولونَ، و اجعَلْني أفضَلَ مِمّا يَظُنّونَ، و اغفِرْ لي ما لا يَعلمونَ. ۱
امام على عليه السلامـ در وصف پرهيزگاران ـفرمود: هرگاه فردى از آنان به پاكى ستوده شود، از آنچه درباره اش مى گويند هراسان مى شود و مى گويد: من خود را بهتر از هر كس مى شناسم و پروردگارم مرا بهتر از خودم مى شناسد! بار خدايا! آنچه مى گويند بر من مگير و مرا برتر از آنچه مى پندارند قرار ده و آنچه را [از گناهان من] نمى دانند، بر من ببخشاى و بيامرز.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 193.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:المؤمنُ يَصمُتُ لِيَسلَمَ، و يَنطِقُ لِيَغنَمَ. إن زُكِّيَ خافَ مِمّا يَقولونَ، و يَستَغفِرُ اللّهَ لِما لا يَعلمونَ، لا يَغِرُّهُ قَولُ مَن جَهِلَهُ، و يَخافُ إحصاءَ ما عَمِلَهُ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:مؤمن خاموش مى ماند، تا سالم ماند و سخن مى گويد، تا سود برد. اگر به پاكى ستوده شود، از آنچه مى گويند هراسان مى شود و از آنچه كه نمى دانند، از خداوند آمرزش مى طلبد. سخن كسى كه او را نمى شناسد [و مى ستايدش]فريبش نمى دهد و از برشمردن اعمالش [در آخرت] مى ترسد.
۱.الكافي: 2/231/3.