زودگذر
8 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الدُّنيا ساعَةٌ فَاجعَلها طاعَةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دنيا، ساعتى است. پس آن را به طاعت بگذران.
۱.عوالي اللآ لي: ج 1 ص 285 ح 131، مصباح الشريعة: ص 33 وفيه «عبادة» بدل «طاعة»، بحار الأنوار: ج 70 ص 68 ح 14.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به خدا سوگند، آنچه از اين دنياى شما سپرى شده، با نخ هاى زايد [اطراف] اين رداى من، برابرى نمى كند و باقى مانده آن به گذشته اش مانندتر از آب به آب است، و زودا كه همه زوال گيرند و به [سراى] ماندگارى روند.
عنه صلى الله عليه و آله:لَمّا بَعَثَ اللّهُ نوحا إلى قَومِهِ بَعَثَهُ وهُوَ ابنُ خَمسينَ ومِئَتَي سَنَةٍ، فَلَبِثَ في قَومِهِ ألفَ سَنَةٍ إلاّ خَمسينَ عاما، وبَقِيَ بَعدَ الطّوفانِ خَمسينَ ومِئَتَي سَنَةٍ، فَلَمّا أتاهُ مَلَكُ المَوتِ قالَ: يا نوحُ، يا أكبَرَ الأَنبِياء ويا طَويلَ العُمُرِ ويا مُجابَ الدَّعوَةِ، كَيفَ رَأَيتَ الدُّنيا؟ قالَ: مِثلَ رَجُلٍ بُنِيَ لَهُ بَيتٌ لَهُ بابانِ فَدَخَلَ مِن واحِدٍ وخَرَجَ مِنَ الآخَرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى كه خداوند، نوح عليه السلام را به پيامبرى در ميان قومش برانگيخت، دويست و پنجاه سال از عمر نوح مى گذشت و نهصد و پنجاه سال نيز در ميان قومش دعوت كرد و پس از توفان نيز دويست و پنجاه سال مانْد و [با اين حال] چون مَلَك الموت نزد او آمد، گفت: اى نوح! اى بزرگ ترينِ پيامبران، اى صاحب عمر دراز، اى مستجاب الدعوه! دنيا را چگونه ديدى؟
نوح عليه السلام گفت: «مَثَل مردى كه برايش خانه اى بنا شود، با دو در كه از يكى در آيد و از ديگرى به دَر رود».
۱.تفسير القرطبي: ج 13 ص 333، كنز العمّال: ج 3 ص 235 ح 6320 نقلاً عن ابن عساكر؛ كشف الغُمّة: ج 3 ص 333، إعلام الورى: ج 1 ص 305 كلّها عن أنس وراجع تنبيه الخواطر: ج 1 ص 131 و مصباح الشريعة: ص 169.
الإمام الصادق عليه السلام:عاشَ نوحٌ عليه السلام ألفَي سَنَةٍ وثَلاثَمِئَةِ سَنَةٍ؛ مِنها ثَمانُمِئَةٍ وخَمسونَ سَنَةً قَبلَ أن يُبعَثَ، وألفُ سَنَةٍ إلاّ خَمسينَ عاما وهُوَ في قَومِهِ يَدعوهُم، وخَمسُمِئَةِ عامٍ بَعدَما نَزَلَ مِنَ السَّفينَةِ ونَضَبَ ۱ الماءُ، فَمَصَّرَ الأَمصارَ، وأسكَنَ وُلدَهُ البُلدانَ.
ثُمَّ إنَّ مَلَكَ المَوتِ جاءَهُ وهُوَ فِي الشَّمسِ، فَقالَ: السَّلامُ عَلَيكَ!
فَرَدَّ عَلَيهِ نوح عليه السلام وقالَ: ما جاءَ بِكَ يا مَلَكَ المَوتِ؟
قالَ: جِئتُكَ لاِءَقبِضَ روحَكَ.
قالَ: دَعني أدخُل مِنَ الشَّمسِ إلَى الظِّلِّ.
فَقالَ لَهُ: نَعَم.
فَتَحَوَّلَ، ثُمَّ قالَ: يا مَلَكَ المَوتِ، كُلُّ ما مَرَّ بي مِنَ الدُّنيا مِثلُ تَحويلي مِنَ الشَّمسِ إلَى الظِّلِّ، فَامضِ
امام صادق عليه السلام:نوح عليه السلام دو هزار و سيصد سال، عمر كرد. هشتصد و پنجاه سالِ آن را پيش از آن كه برانگيخته شود، نهصد و پنجاه سال را به دعوت قومش پرداخت و پانصد سال پس از آن كه از كشتى فرود آمد و آب، فروكش كرد و شهرها را ساخت و فرزندانش را در آبادى ها اسكان داد.
سپس، مَلَك الموت، نزد او كه در گوشه آفتاب نشسته بود، آمد و گفت: سلام بر تو!
نوح عليه السلام جواب سلامش را داد و گفت: «براى چه آمده اى، اى ملك الموت؟».
گفت: آمده ام كه جان تو را بگيرم.
نوح عليه السلام گفت: «اجازه بده كه از آفتاب به سايه بروم».
ملك الموت گفت: باشد.
نوح عليه السلام به سايه رفت و سپس گفت: اى ملك الموت! اين همه عمرى كه در دنيا سپرى كردم، همانند اين رفتنم از آفتاب به سايه بود. حالا مأموريتت را اجرا كن».
الإمام عليّ عليه السلام ـ في ذَمِّ الدُّنيا ـ:اُذكُروا عِندَ تَصَرُّفِها بِكُم سُرعَةَ انقِضائِها عَنكُم، ووَشكَ زَوالِها، وضَعفَ مَجالِها، ألَم تَجِدكُم عَلى مِثالِ مَن كانَ قَبلَكُم، ووَجَدَت مَن كانَ قَبلَكُم عَلى مِثالِ مَن كانَ قَبلَهُم، جيلٌ بَعدَ جيلٍ، واُمَّةٌ بَعدَ اُمَّةٍ، وقَرنٌ بَعدَ قَرنٍ، وخَلَفٌ بَعدَ خَلَفٍ، فَلا هِيَ تَستَحي مِنَ العارِ، وما لا يَنبَغي مِنَ المُبدِياتِ، ولا تَخجَلُ مِنَ الغَدرِ. ۱
امام على عليه السلام ـ در نكوهش دنيا ـ:در هنگام برگشتن دنيا از شما، به ياد آوريد كه دنيا بر شما زود مى گذرد، محكوم به زوال است و عرصه اش تنگ. آيا شما را به مانند كسانى كه پيش از شما بودند، نيافت، و پيشينيان شما را نيز به مانند پيشينيان آنان: نسلى از پىِ نسلى، و امّتى از پسِ امّتى و قومى از پسِ قومى؟ پس، دنيا از ننگ و از رسوايى ها شرم نمى كند و از خيانت و بى وفايى خجالت نمى كشد.
۱.بحار الأنوار: ج 73 ص 115 ح 109 نقلاً عن عيون الحكم والمواعظ.
عنه عليه السلام:إنَّ الدُّنيا سَريعَةُ التَّحَوُّلِ، كَثيرَةُ التَّنَقُّلِ، شَديدَةُ الغَدرِ، دائِمَةُ المَكرِ، فَأَحوالُها تَتَزَلزَلُ، ونَعيمُها يَتَبَدَّلُ، ورَخاؤُها يَتَنَقَّصُ، ولَذّاتُها تَتَنَغَّصُ، وطالِبُها يَذِلُّ، وراكِبُها يَزِلُّ. ۱
امام على عليه السلام:دنيا، زود از حالى به حالى در مى آيد و بسيار جا به جا مى شود، سخت عهدشكن و بى وفاست و پيوسته، مكّارى مى كند. احوال آن، لرزان است و نعمت هايش در حال تغيير؛ آسودگى اش كاستى مى پذيرد و خوشى هايش به تلخى مى گرايد. جوينده آن، خوار مى شود و سوار بر آن، مى لغزد.
۱.غرر الحكم: ح 3685، عيون الحكم والمواعظ: ص 147 ح 3245.
عنه عليه السلام:أوَلا تَرى أنَّ الدُّنيا ساعَةٌ بَينَ ساعَتَينِ؛ ساعَةٍ مَضَت، وساعَةٍ بَقِيَت، وساعَةٍ أنتَ فيها! ۱
امام على عليه السلام:نمى بينى كه دنيا ساعتى است ميان دو ساعت: ساعتى كه گذشته و ساعتى كه باقى مانده، و ساعتى كه تو در آنى؟!
۱.التحصين لابن فهد: ص 16 ح 28، بحار الأنوار: ج 73 ص 112 ح 109 نقلاً عن عيون الحكم والمواعظ.
الإمام الصادق عليه السلام:اِصبِروا عَلى طاعَةِ اللّهِ وتَصَبَّروا عَن مَعصِيَةِ اللّهِ، فَإِنَّمَا الدُّنيا ساعَةٌ؛ فَما مَضى فَلَيسَ تَجِدُ لَهُ سُرورا ولا حُزنا، وما لَم يَأتِ فَلَيسَ تَعرِفُهُ، فَاصبِر عَلى تِلكَ السّاعَةِ الَّتي أنتَ فيها، فَكَأَنَّكَ قَدِ اغتَبَطتَ. ۱
امام صادق عليه السلام:بر طاعت خدا بشكيبيد و بر ترك معصيت او صبورى كنيد؛ چرا كه دنيا ساعتى بيش نيست؛ زيرا براى آنچه گذشته است، نه شادى اى مى يابى و نه اندوهى، و آنچه هم كه نيامده است، نمى دانى چگونه است. پس، بر آن ساعتى كه در آنى صبر كن، گويا كه تو رشك برده شده اى.
۱.الكافي: ج 2 ص 459 ح 21 عن سماعة وص 454 ح 4 نحوه، تحف العقول: ص 396 عن هشام بن الحكم عن الإمام الكاظم عليه السلام وراجع الزهد للحسين بن سعيد: ص 46 ح 124.