حدیث دربارهدعا براى رفاه در زندگى

الكافي عن عليّ بن مَهزِيار:كَتَبَ مُحَمَّدُ بنُ إبراهيم إلى أبِي الحَسَنِ عليه السلام: إن رَأَيتَ يا سَيِّدي أن تُعَلِّمَني دُعاءً أدعو بِهِ في دُبُرِ صَلاتي يَجمَعُ اللّهُ بِهِ خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ. فَكَتَبَ عليه السلام: تَقولُ: أعوذُ بِوَجهِكَ الكَريمِ، وعِزَّتِكَ الَّتي لا تُرامُ، وقُدرَتِكَ الَّتي لا يَمتَنِعُ مِنها شَيءٌ، مِن شَرِّ الدُّنيا وَالآخِرَةِ، ومِن شَرِّ الأَوجاعِ كُلِّها. ۱
الكافى ـ به نقل از على بن مهزيار ـ:محمّد بن ابراهيم به ابوالحسن عليه السلام نوشت: سرورم! اگر صلاح مى دانى، دعايى به من بياموز كه در تعقيبِ نمازم بخوانم و خداوند به واسطه آن، خير دنيا و آخرت را به من بدهد. امام عليه السلام نوشت: مى گويى: «به ذات بزرگوار تو، و به اقتدار شكست ناپذير تو، و به قدرتت كه هيچ چيز از آن سر بر نمى تابد، پناه مى برم از بدى دنيا و آخرت و از بدى همه دردها».
۱.الكافي: ج 3 ص 346 ح 28، مصباح المتهجّد: ص 51 ح 68 من دون إسنادٍ إلى المعصوم، بحار الأنوار: ج 86 ص 48.

احادیث دیگر این موضوع

۸
مسند أبى يعلى ـ به نقل از اَنـَس ـ:پيامبر خدا، هرگاه سه روز فردى از برادرانش را نمى ديد، جوياى او مى شد؛ اگر [در شهر] نبود، برايش دعا مى كرد؛ اگر [در شهر [بود، به ديدارش مى رفت و اگر بيمار بود، به عيادتش مى رفت. يك بار، سه روز مردى از انصار را نديد، جوياى حال او شد. گفته شد: اى پيامبر خدا! از نزد او كه آمديم، مثل يك جوجه شده بود و هرچه مى خورد، دفع مى كرد. پيامبر خدا به عدّه اى از يارانش فرمود: «از برادرتان عيادت كنيد». ما به همراه پيامبر خدا به عيادت او رفتيم. ابو بكر و عمر هم در آن جمع بودند. چون بر او در آمديم، ديديم همان گونه است كه به ما گفته شده بود. پيامبر خدا فرمود: «حالت چگونه است؟». گفت: هرچه مى خورم، دفع مى كنم. فرمود: «چرا به اين روز افتادى؟». گفت: اى پيامبر خدا! روزى به تو برخوردم. مشغول خواندن نماز مغرب بودى و من هم به تو اقتدا كردم و سوره: «الْقَـارِعَةُ * مَا الْقَارِعَةُ» تا آخرش «نَارٌ حَامِيَةُم» را قرائت مى كردى. من گفتم: خدايا! اگر گناهى دارم كه به واسطه آن، مرا در آخرت عذاب خواهى كرد، كيفر آن را در همين دنيا به من بچشان. اين بلا بر من آمد كه مى بينى. پيامبر خدا فرمود: «بد چيزى گفته اى. چرا از خدا درخواست نكردى كه در دنيا و در آخرت به تو نيكى دهد و از عذاب آتش، نگاهت دارد؟!». پس، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود كه اين گونه دعا كند. آن مرد هم چنان دعا كرد. و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز همين گونه دعا كرد و او سرِحال شد و از جا برخاست، چنان كه گويى بند از پايش باز شده باشد.