حدیث دربارهديدار فرشتگان

سنن الترمذي عن أبي هريرة:قُلنا: يا رَسولَ اللّه، ما لَنا إذا كُنّا عِندَكَ رَقَّت قُلوبُنا وزَهِدنا فِي الدُّنيا وكُنّا مِن أهلِ الآخِرَةِ، فَإِذا خَرَجنا مِن عِندِكَ فَآنَسنا أهالينا وشَمَمنا أولادَنا أنكَرنا أنفُسَنا؟! فَقالَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله: لَو أنَّكُم تَكونونَ إذا خَرَجتُم مِن عِندي كُنتُم عَلى حالِكُم ذلِكَ، لَزارَتكُمُ المَلائِكَةُ في بُيوتِكُم. ۱
سنن الترمذى ـ به نقل از ابو هريره ـ:[ما اصحاب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله [گفتيم: اى پيامبر خدا! ما را چه مى شود كه وقتى نزد شما هستيم، دل هايمان نرم مى شود، به دنيا بى رغبت مى گرديم و آخرت گرا مى شويم، و چون از نزد شما خارج مى شويم و با زن و فرزندانمان دمخور مى شويم، خودمان را از ياد مى بريم؟ پيامبر خدا فرمود: «اگر به همان حالى كه وقتى از نزد من خارج مى شويد، باقى مى مانديد، فرشتگان در خانه هايتان به ديدار شما مى آمدند».
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 672 ح 2526، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 171 ح 8049، الزهد لابن المبارك: ص 380 ح 1075، مسند الطيالسي: ص 337 ح 2583 كلّها نحوه وراجع صحيح ابن حبّان: ج 2 ص 55 ح 344 ومسند أبي يعلى: ج 3 ص 259 ح 3025 وص 337 ح 3291 وكنز العمّال: ج 1 ص 396 ح 1698 وبحار الأنوار: ج 6 ص 42 ح 78.

احادیث دیگر این موضوع

۲
صحيح مسلم ـ به نقل از حنظله اُسَيدى كه از كاتبان پيامبر خدا بود ـ:ابو بكر به من بر خورد و گفت: چگونه اى، اى حنظله؟ گفتم: حنظله، منافق گشته است! ابو بكر گفت: سبحان اللّه! چه مى گويى؟ گفتم: وقتى نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هستيم و برايمان از آتش و بهشت مى گويد، چنانيم كه گويا آنها را به چشم مى بينيم؛ ولى از محضر پيامبر خدا كه بيرون مى رويم، به زن و فرزند و زندگى مان مى پردازيم و بسيارى از سخنان پيامبر را فراموش مى كنيم. ابو بكر گفت: به خدا سوگند كه ما نيز همين حال را داريم! پس، من و ابو بكر رفتيم تا بر پيامبر خدا وارد شديم. من گفتم: اى پيامبر خدا! حنظله منافق گشته است! پيامبر خدا فرمود: «چه طور؟». گفتم: اى پيامبر خدا! آن گاه كه نزد شما هستيم و از آتش و بهشت برايمان مى گويى، گويا آنها را به چشم مى بينيم؛ امّا از نزد شما كه مى رويم، به زن و فرزند و زندگى خود مى پردازيم، و بسيارى از آن سخنان را فراموش مى كنيم! پيامبر خدا فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، اگر بر آن حالى كه نزد من داريد، دوام آوريد،. فرشتگان در بسترهايتان و در كوى و برزن هايتان با شما دست مى دهند؛ امّا ـ اى حنظله ـ آدمى هر ساعتى، حالتى دارد»، و سه بار اين جمله را فرمود.
الكافى ـ به نقل از سلام بن مُستنير ـ:حُمران بن اَعيَن به امام باقر عليه السلام گفت: خداوند، شما را براى ما پايدار بدارد و ما را از وجودتان بهره مند گرداند به اطّلاع شما مى رسانم كه ما وقتى خدمت شما مى رسيم، تا زمانى كه نزد شما هستيم، دل هايمان نرم اند و جان هايمان از دنيا بيزاراند و به اين مال و منالى كه در دست مردم است بى اعتنا [ييم]؛ امّا از نزد شما كه مى رويم و با مردم و تجّار و كسبه محشور مى شويم، دنيادوست مى گرديم! امام باقر عليه السلام فرمود: «دل است؛ گاه، سخت مى شود و گاه، نرم». امام باقر عليه السلام سپس فرمود: «ياران محمّد صلى الله عليه و آله گفتند: اى پيامبر خدا! ما از نفاق، بر خود مى ترسيم! فرمود: «چرا از آن مى ترسيد؟». گفتند: زمانى كه نزد شما هستيم و شما ما را موعظه مى كنيد و به آخرت تشويق مى نماييد، مى ترسيم و دنيا را فراموش مى كنيم و به آن بى رغبت مى شويم، تا آن جا كه گويا آخرت و بهشت و دوزخ را مى بينيم؛ امّا همين كه از خدمت شما مى رويم و داخل اين خانه ها مى شويم و فرزندانمان را مى بوييم و اهل و عيالمان را مى بينيم، تقريباً از آن حالى كه در نزد شما داشتيم، بر مى گرديم، به طورى كه گويى اصلاً چنان حالى نداشته ايم! آيا بيم آن داريد كه اين حالت ما، نفاق باشد؟ پيامبر خدا به آنان فرمود: «هرگز. اينها گام ها [و وسوسه ها]ى شيطان اند كه شما را به دنيا تشويق مى كند. به خدا سوگند، اگر به همان حالى كه گفتيد، باقى بمانيد، فرشتگان با شما دست مى دهند و بر آب راه مى رويد».