حدیث دربارهياد مرگ
عنه عليه السلام:اُوصيكُم بِذِكرِ المَوتِ وإقلالِ الغَفلَةِ عَنهُ، وكَيفَ غَفلَتُكُم عَمّا لَيسَ يُغفِلُكُم، وطَمَعُكُم فيمَن لَيسَ يُمهِلُكُم! فَكَفى واعِظا بِمَوتى عايَنتُموهُم، حُمِلوا إلى قُبورِهِم غَيرَ راكِبينَ، واُنزِلوا فيها غَيرَ نازِلينَ، فَكَأَنَّهُم لَم يَكونوا لِلدُّنيا عُمّارا، وكَأَنَّ الآخِرَةَ لَم تَزَل لَهُم دارا، أوحَشوا ما كانوا يوطِنونَ، وأوطَنوا ما كانوا يوحِشونَ، وَاشتَغَلوا بِما فارَقوا، وأضاعوا ما إلَيهِ انتَقَلوا، لا عَن قَبيحٍ يَستَطيعونَ انتِقالاً، ولا في حَسَنٍ يَستَطيعونَ ازدِيادا، أنِسوا بِالدُّنيا فَغَرَّتهُم، ووَثِقوا بِها فَصَرَعَتهُم. ۱
امام على عليه السلام:شما را سفارش مى كنم كه به ياد مرگ باشيد و غفلت از آن را كم كنيد. چگونه غافليد از چيزى كه از شما غافل نيست، و به كسى (ملك الموت) طمع بسته ايد كه شما را مهلت نمى دهد؟! مشاهده مردگان، خود، براى پند آموختن، بسنده است؛ مردگانى كه به گورهايشان حمل شدند، بى آن كه سوار بر مركَبى باشند، و در گورهايشان فرود آورده شدند، بى آن كه [به اختيارِ] خود فرود آيند. تو گويى آبادگران [و ساكنان] دنيا نبوده اند، و گويى هميشه آخرت، سراى آنان بوده است! جايى را كه وطن خود مى پنداشتند، خالى كردند و در جايى وطن گزيدند كه از آن مى رميدند [و آن را خانه خود نمى پنداشتند]. به دنيايى كه از آن جدا مى گشتند، سرگرم شدند و آخرتى را كه به آن منتقل مى شدند، تباه نمودند، و [اكنون،] نه از كار زشتى مى توانند برگردند، و نه بر كار نيكى مى توانند بيفزايند. به دنيا اُنس گرفتند؛ ولى دنيا آنان را گول زد، و به دنيا اعتماد كردند؛ ولى دنيا آنان را به خاك افكند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 188.