شب خيزى
2 حدیث
الإمام الصادق عليهالسلام: كانَ فيما ناجَى اللّهُ عز و جل بِهِ موسَى بنَ عِمرانَ عليهالسلام أن قالَ لَهُ: يَابنَ عِمرانَ، كَذِبَ مَن زَعَمَ أنَّهُ يُحِبُّني فَإِذا جَنَّهُ اللَّيلُ نامَ عَنّي؛ ألَيسَ كُلُّ مُحِبٍّ يُحِبُّ خَلوَةَ حَبيبِهِ؟! ها أنَا ذا ـ يَابنَ عِمرانَ ـ مُطَّلِعٌ عَلى أحِبّائي، إذا جَنَّهُمُ اللَّيلُ حُوِّلَت أبصارُهُم مِن قُلوبِهِم، ومَثُلَت عُقوبَتي بَينَ أعيُنِهِم، يُخاطِبونّي عَنِ المُشاهَدَةِ، ويُكَلِّمونّي عَنِ الحُضورِ.
يَابنَ عِمرانَ، هَب لي مِن قَلبِكَ الخُشوعَ، ومِن بَدَنِكَ الخُضوعَ، ومِن عَينَيكَ الدُّموعَ فِي ظُلَمِ اللَّيلِ، وَادعُني؛ فَإِنَّكَ تَجِدُني قَريبا مُجيبا. ۱
امام صادق عليهالسلام: از جمله رازگويىهاى خداوند عز و جل با موسى بن عمران عليهالسلام آن بود كه به او فرمود: «اى پور عمران! دروغ مىگويد آن كه مىپندارد دوستم مىدارد و چون شب درآيد، از من غفلت مىكند و مىخوابد. مگر هر دوستدارى، خلوت با محبوبش را دوست ندارد؟ اى پور عمران! اينك اين منم كه بر دوستانم آگاهم كه چون شبْ آنان را فرو پوشد، ديده دلشان مىگردد و كيفرم (مجازاتم) پيشچشمانشان پديدار مىشود و چنان با من سخن مىگويند كه گويى مرا مىبينند و چنان مرا مخاطب مىسازند كه گويى در حضورم هستند.
اى پور عمران! از قلبتْ شكستگى، از تنتْ افتادگى و از چشمانتْ اشكها را در تاريكى شب، نثار من كن و مرا بخوان كه مرا نزديك و اجابتكننده خواهى يافت».
۱.الأمالي للصدوق: 438 / 577 عن المفضّل بن عمر، روضة الواعظين: 361، بحار الأنوار: 13 / 329 / 7 وراجع أعلام الدين: 263، إرشادالقلوب: 93؛ وراجع ربيعالأبرار: 2/95، عيون الأخبار لابن قتيبة: 2/300.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به طلب علم و حکمت +4 مورد دیگر
المحجّة البيضاء: رُوِيَ عَن بَعضِ السَّلَفِ أنَّ اللّهَ عز و جل أوحى إلى بَعضِ الصِّدّيقينَ: إنَّ لي عِبادا مِن عِبادي يُحِبّونَني واُحِبُّهُم، ويَشتاقونَ إلَيَّ وأشتاقُ إلَيهِم، ويَذكُرونَني وأذكُرُهُم، ويَنظُرونَ إلَيَّ وأنظُرُ إلَيهِم، فَإِن حَذَوتَ طَريقَهُم أحبَبتُكَ، وإن عَدَلتَ عَنهُم مَقَتُّكَ.
قالَ: يا رَبِّ، وما عَلامَتُهُم؟
قالَ عز و جل: يُراعونَ الظِّلالَ بِالنَّهارِ كَما يُراعِي الرّاعِي الشَّفيقُ غَنَمَهُ، ويَحِنّونَ إلى غُروبِ الشَّمسِ كَما يَحِنُّ الطَّيرُ إلى أوكارِها عِندَ الغُروبِ، فَإِذا جَنَّهُمُ اللَّيلُ وَاختَلَطَ الظَّلامُ وفُرِشَتِ الفُرُشُ ونُصِبَتِ الأَستِرَةُ وخَلا كُلُّ حَبيبٍ بِحَبيبِهِ نَصَبوا لي أقدامَهُم، وافتَرَشوا لي وُجوهَهُم، وناجَوني بِكَلامي،
المحجّة البيضاء: از برخى گذشتگان نقل شده است كه خداوند عز و جل به يكى از صدّيقان وحى فرمود: «مرا در ميان بندگانم، بندگانى است كه دوستم مىدارند و دوستشان مىدارم؛ مشتاقم هستند و مشتاق آنانم؛ به يادم هستند و به يادشان هستم؛ به من مىنگرند و به ايشان مىنگرم. پس اگر روش آنان را در پيش بگيرى، دوستت خواهم داشت و اگر از روش آنان درگذرى، دشمنت خواهم داشت».
آن صدّيق گفت: پروردگارا! نشانه آنان چيست؟
خداوند عز و جل فرمود: «همانگونه كه شبانِ مهربان، گوسفندانش را مىپايد، آنان نيز در روز، سايهها را مىپايند و همانگونه كه پرندگان، مشتاق آشيانهشان هستند، آنان مشتاق رسيدن غروب خورشيدند. پس چون شبْ آنان را فرو پوشد و تاريكى با همه چيز درآميزد و فرشها گسترده و پردهها آويخته گردد و هر دوستدارى
۱.المحجّة البيضاء: 8 / 58.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به طلب علم و حکمت +4 مورد دیگر