خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
دوستی در قرآن و حدیث
موضوعات
كلّيات موجبات دوستى
321. سه چيز، دوستى به بار مىآورد: ديندا…
حدیث درباره
كلّيات موجبات دوستى
دوستی در قرآن و حدیث، ص ۱۴۵، ح ۳۲۱
امام صادق علیهالسلام
كلّيات موجبات دوستى
الإمام الصادق عليهالسلام:
ثَلاثَةٌ تورِثُ المَحَبَّةَ: الدّينُ، وَالتَّواضُعُ، وَالبَذلُ.
۱
امام صادق عليهالسلام:
سه چيز، دوستى به بار مىآورد: ديندارى، فروتنى و بخشش.
۱.
تحف العقول: 316، غرر الحكم: 4678 وفيه «السخاء» بدل «البذل»، بحار الأنوار: 78 / 229 / 4.
کلیدواژهها
دوستی مردم
عوامل دوستی
کلیات موجبات دوستی
احادیث دیگر این موضوع
۷
امام على عليهالسلام: بهترين چيزهايى كه مردم با آنها، دلهاى دوستانشان را به دست مىآورند و كينهها را از دلهاى دشمنانشان مىزدايند، خوشرويى به هنگام ديدارشان است، و پرسش حال آنها در هنگام نبودشان و گشاده رويى در حضورشان.
امام على عليهالسلام: عقل، پرده پوش [كاستىها]است و كمال، زيبايى آشكار. پس كاستىهاى خوى خود را با كمالت بپوشان و با عقل خويش، هوايت را از پاى در آور، تا دوستى تسليمت گردد و محبّت، برايت آشكار شود.
امام على عليهالسلام: گشادهرويى و خوشرويى، بخشش كردن، نيكوكارى و سلامدادن [به همه]، دوستى مردم را فراچنگ مىآورد.
امام على عليهالسلام: دوستىْ با هيچ چيز همچون بخشندگى، نرمى و خوشخويى به دست نمىآيد.
امام على عليهالسلام: سه چيز عامل دوستى است: خوشخويى، ملايمت نيكو و فروتنى.
امام باقر عليهالسلام: محمّد بن شهاب زُهْرى، افسرده و اندوهگين بر امام سجاد (زين العابدين) عليهالسلاموارد شد. حضرت به او فرمود: «چرا غمناك و اندوهگينى؟». گفت: اى پسر پيامبر خدا! به محنت حسودان بر نعمتهايم و آزمندانِ به موقعيّتم گرفتار آمدهام و نيز اين [محنت] كه به كسى خوبى كرده و به خيرش اميدوار بودم و پندارم خطا بود، و از اين همه، غم و اندوه پياپى به سراغم مىآيد. حضرت سجّاد عليهالسلام فرمود: «زبانت را از زيان زدن به خودت نگه دار تا مالك برادرانت شوى». زُهْرى گفت: اى پسر پيامبر خدا! من با سخنانى كه مىپراكَنم، به آنان خوبى مىكنم [و بر دانش آنان مىافزايم]. امام سجاد عليهالسلامفرمود: «هيهات! مبادا براى اين كار، دچار خودبينى شوى. مبادا چيزى بر زبان آورى كه نادرستىِ آن زودتر بر دلها نشيند، گرچه عذر (توجيه) آن را داشته باشى؛ زيرا هر آن كس كه سخن نادُرستى را به او مىشنوانى، چنين نيست كه بتوانى عذرت را نيز به او بقبولانى». سپس فرمود: «اى زهرى! هركه عقلش كاملترين صفتش نباشد، تباه شدنش آسانترين ويژگىاش خواهد بود». سپس فرمود: «اى زهرى! چه اشكالى دارد كه مسلمانان را چون خانوادهات بشمارى و بزرگشان را به منزلت پدر بدانى و كوچكشان را به منزلت فرزندت و همسالت را به منزلت برادرت؟ حال به كدام يك از اينان دوست دارى ستم كنى؟ كدام يك از اينان را دوست دارى نفرين كنى؟ آبروى كدام يك از اينان را دوست دارى بريزى؟ اگر هم ابليس ـ كه نفرين خدا بر او باد ـ در تو اين پندار را پديد آورد كه تو بر يكى از اهل قبله برترى دارى، [اندكى درنگ كن و] بنگر. اگر آن شخص، بزرگتر از تو بود، [با خودت]بگو: پيش از من ايمان آورده و به عمل صالح پرداخته است. پس بهتر از من است``. اگر كوچكتر از تو بود، بگو: من پيش از او به گناهان و معصيتها روى آوردم. پس او بهتر از من است`` و اگر همسالت بود، بگو: من نسبت به گناه خود، يقين دارم و درباره او تنها شك دارم. پس چرا يقينم را بر اثر شك خود، رها كنم؟``. اگر ديدى مسلمانان به تو حرمت مىنهند، بزرگت مىشمارند و گرامىات مىدارند، بگو: اين فضيلتى است كه آنان به چنگ آوردهاند`` و اگر از آنان درشتى و رويگردانى از خودت را ديدى، بگو: اين به سبب گناهى است كه از من سر زده است``. در واقع، اگر تو چنين كنى، زندگىات آسان مىشود، دوستانت فراوان مىگردند، دشمنانت اندك مىشوند و از نيكى مردم، شادمان مىگردى و از درشتى و جفايشان اندوهگين نمىشوى. اين را بدان كه گرامىترينِ مردم نزد آنان، كسى است كه خيرش به آنان برسد و خود از آنان بىنياز باشد و از درخواست چيزى خوددارى كند. پس از او، گرامىترينِ مردم نزدشان، كسى است كه از درخواست كردن خوددارى كند، گرچه بدانها نيازمند باشد. در حقيقت، اهل دنيا اموال خود را به شدّت حفظ مىكنند و هركه مزاحم آنچه نگهش مىدارند، نشود، نزدشان گرامى است و اگر مزاحم اموالشان نشود و حتّى بدانان چيزى از اموالش ببخشد، عزيزتر و گرامىتر خواهد بود».
امام عسكرى عليهالسلام: هركه پارسايىْ خوى او، كرمْ سرشت او و بردبارىْ صفتش باشد، دوستش زياد و ستايشش بسيار گردد و در برابر دشمنانش، ستايش نيكوى ديگران يارىاش مىدهد.
حدیث 320
موضوع
حدیث 322