حدیث دربارهبرادرى ميان ياران پيامبر

الطبقات الكبرى عن ضمرة بن سعيد: لَمّا قَدِمَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله المَدينَةَ آخى بَينَ المُهاجِرينَ؛ بَعضِهِم لِبَعضٍ، وآخى بَينَ المُهاجِرينَ وَالأَنصارِ، آخى بَينَهُم عَلَى الحَقِّ وَالمُؤاساةِ، ويَتَوارَثونَ بَعدَ المَماتِ دونَ ذَوِي الأَرحامِ. وكانوا تِسعينَ رَجُلاً؛ خَمسَةٌ وأربَعونَ مِنَ المُهاجِرينَ، وخَمسَةٌ وأربَعونَ مِنَ الأَنصارِ، ويُقالُ: كانوا مِائَةً؛ خَمسونٌ مِنَ المُهاجِرينَ، وخَمسونٌ مِنَ الأَنصارِ. وكانَ ذلِكَ قَبلَ بَدرٍ، فَلَمّا كانَت وَقعَةُ بَدرٍ وأنزَلَ اللّه‏ُ تَعالى: «وَأُوْلُواْ الأَْرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِى كِتَـبِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عَلِيمُم» ۱ فَنَسَخَت هذِهِ الآيَةُ ما كانَ قَبلَها، وَانقَطَعَتِ المُؤاخاةُ فِي الميراثِ، ورَجَعَ كُلُّ إنسانٍ إلى نَسَبِهِ، ووَرِثَهُ ذَوو رَحِمِهِ. ۲
الطبقات الكبرى ـ به نقل از ضَمْرة بن سعيد ـ : چون پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به مدينه آمد، ميان مهاجران با يكديگر و ميان مهاجران و انصار، بر اساس [رعايت] حق و مواسات (همدردى) با يكديگر و ميراثبرى از يكديگر پس از مرگ ـ بى آن كه خويشاوندانْ ارثى ببرند ـ پيمان برادرى بست. آنان نود تن بودند: چهل و پنج تن از مهاجران و چهل و پنج تن از انصار. نيز گفته‏اند كه صد تن بودند: پنجاه تن از مهاجران و پنجاه تن از انصار. اين واقعه، پيش از جنگ بدر رخ داد و چون جنگ بدر پيش آمد، خداوند متعال، اين آيه را نازل ساخت: «و خويشاوندان در كتاب خدا نسبت به يكديگر سزاوارترند؛ و خداوند به هر چيزى داناست» . بدين ترتيب، اين آيه حكم پيش از خود را نَسخ كرد و ميراثبرى بر اساس پيمان برادرى، از ميان رفت و هر كسى به تبار خود بازگشت و از خويشاوند خود، ارث برد.
۱.الأنفال: 75.
۲.الطبقات الكبرى: 1 / 238؛ بحار الأنوار: 19 / 130 نقلاً عن المنتقى في مولود المصطفى وراجع تفسير القمّي: 1 / 280.

احادیث دیگر این موضوع

۳
امام على عليه‏السلام: چون پيامبر خدا به مدينه آمد، ميان ياران مهاجر و انصار خود، پيمان برادرى برقرار ساخت و ميراثبرى را بر اساس برادرىِ دينى گذاشت، نه بر اساس‏خويشاوندى. اين گفته خداوند متعال نيز اشاره به اين مطلب است: «كسانى كه ايمان آورده و هجرت كرده‏اند و در راه خدا با مال و جان خود، جهاد نموده‏اند و كسانى كه [مهاجران را]پناه داده و يارى كرده‏اند، آنانْ خويشاوندان يكديگرند» ، تا آن جا كه خداوند سبحان مى‏فرمايد: «كسانى كه ايمان آورده‏اند، ولى هجرت نكرده‏اند، خويشاوندان شما نيستند، تا آن كه هجرت كنند» . بدين ترتيب، خويشاوندان [سببى و نَسَبى]را از حكم ميراث، خارج ساخت و آن را مخصوص اهل مهاجرت و خاصّ اهل دين قرار داد. سپس خداوند متعال باز به اين مطلب بازگشت و فرمود: «آنان كه كفر ورزيدند، خويشاوندان يكديگرند و اگر چنين نكنيد [و كافران را نيز ميراثبرِ خود قرار دهيد]، فتنه و فساد بزرگى در زمين، رخ خواهد داد» . در نتيجه، اگر از مسلمانان كسى مى‏مُرد، ميراث و آنچه برجاى مى‏نهاد، تنها به برادر دينى‏اش مى‏رسيد، نه به خويشان و خويشاوندانِ نزديك. چون اسلامْ نيرومند گشت، خداوند، اين آيه را نازل ساخت: «پيامبر به مؤمنان، از خودشان سزاوارتر است و زنانش، مادران مؤمنان هستند و در كتاب خدا، خويشاوندان، نسبت به يكديگر، سزاوارتر از مؤمنان و مهاجران‏اند، مگر آن كه بخواهيد به دوستان خود نيكى كنيد. اين حكم، در كتاب خدا نوشته شده است» . اين است معناى نسخ آيه ميراث.