حدیث دربارهحكايت اجل و آرزو

عارِضة الأحوَذيّ عن أبي سعيد الخُدريّ:غَرَسَ صلى الله عليه و آله عودا بَين يَدَيهِ وآخَرَ إلى جانِبِهِ وآخَرَ بَعدَهُ، وقالَ: أتَدرونَ ما هذا؟ قالوا: اللّهُ ورَسولُهُ أعلَمُ! قالَ: هذَا الإِنسانُ، وهذَا الأَمَلُ، فَتَعاطَى الأَمَلَ فَيَختَلِجُهُ الأَجَلُ دونَ الأَمَلِ. وهذِهِ صورَتُهُ: ۱
عارضة الأحوذىـ به نقل از ابوسعيد خُدرى ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله قطعه چوبى در برابر خود به زمين فرو بُرد و چوب ديگرى در كنار آن و يك چوب ديگر، بعد از آن. سپس فرمود: «آيا مى دانيد اين چيست؟». گفتند: خدا و پيامبر او بهتر مى دانند. فرمود: «اين يكى، انسان است و اين، آرزو. در حالى كه سرگرمِ آرزوست، اجل، او را در مى رُبايد و مانع رسيدنش به آرزو مى شود. تصوير آن، چنين است»:
۱.عارضة الأحوذي بشرح صحيح الترمذي: ج 10 ص 320؛ تنبيه الخواطر: ج 1 ص 272 نحوه.

احادیث دیگر این موضوع

۸
عارضة الأحوذىـ به نقل از ربيع بن خُثَيم، از عبد اللّه (لفظ از بخارى است) ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله مربّعى رسم كرد و در وسط آن، خطّى كشيد و در چهار طرف آن خط، خطوط كوچكى رسم كرد و آن گاه فرمود: «اين، انسان است و اين هم اجل اوست كه او را در ميان گرفته است و اين خطّى كه بيرون قرار دارد، آرزوى اوست و اين خطوط كوچك، بلايا و حوادث اند. اگر اين يكى [خط]به او نخورَد، اين ديگرى او را مى گزد.». ابن عربى مى گويد: بخارى، اين حديث را به درستى نياورده؛ چرا كه سه معنا برشمرده است: يكى، مربّع؛ دوم، خطّى كه در ميان آن است؛ و سوم، خطوط كوچك. ابن عربى، سپس مى گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله براى هر موردى مثالش را آورده و فرموده است: «اين، انسان است، يك؛ اين، اجل اوست كه او را در ميان گرفته است، دو؛ اين خطّى كه بيرون از مربّع است، سه؛ و اين خطوط كوچك، بلايا و حوادث اند، چهار». صورت درست اين حديث، آن است كه ديگرانى غير از بخارى روايت كرده اند عبداللّه گفته است: پيامبر خدا، براى ما چارگوشى رسم كرد و در وسط چار گوش، خطّى كشيد و در كناره هاى خطّ ميان چارگوش، خطوطى رسم كرد و بيرونِ چار گوش نيز يك خط كشيد. سپس فرمود: «مى دانيد اين چيست؟». گفتند: خدا و پيامبر او داناترند. فرمود: «اين خطِّ ميانى، انسان است؛ خطوطى كه در اطراف آن هستند، بلايا و حوادث اند و اين بلايا و حوادث، از هر سو او را مى گَزَند. اگر اين يكى به هدف نخورد، آن يكى به او مى خورد. چارگوش، اجل است كه اورا در ميان گرفته، و خطّ بيرونى و فاصله دار، آرزوست. تصوير آن، چنين است»: