حدیث دربارهاخبار غيبى امام على عليه السلام
شرح نهج البلاغة عن المُبَرِّدِ:إنّ أمير المؤمنين عليّا عليه السلام لمّا وُلدَ لعبدِ اللّهِ بن عبّاس مَولودٌ فَقَدَه وَقتَ صلاةِ الظُّهرِ، فقال: ما بالُ ابنِ العَبّاسِ لم يَحضُرْ! قالوا: وُلِدَ لَهُ وَلَدٌ ذَكَرٌ يا أميرَ المؤمنينَ، قالَ: فَامضُوا بِنا إلَيهِ، فَأتاهُ فقالَ لَهُ: شَكَرتَ الواهِبَ، و بُورِكَ لكَ فِي المَوهوبِ! ما سَمَّيتَهُ؟ فقالَ: يا أميرَ المؤمنينَ، أ وَ يَجُوزُ لي أن اُسَمِّيَهُ حتّى تُسَمِّيَهُ؟! فقال: أخرِجْهُ إلَيَّ، فَأخرَجَهُ، فَأخَذَهُ فَحَنَّكَهُ و دَعا لَهُ، ثمّ رَدَّهُ إلَيهِ و قالَ: خُذْ إلَيكَ أبا الأملاكِ، و قد سَمَّيتُهُ عَليّا، و كَنَّيتُهُ أبا الحَسَنِ. ۱
شرح نهج البلاغهـ به نقل از مبرّد ـ: امام على عليه السلام وقتى عبد اللّه بن عباس را كه فرزندش به دنيا آمده بود در نماز ظهر مشاهده نكرد، پرسيد: چه شده است كه فرزند عباس حاضر نيست؟ گفتند: يا امير المؤمنين! خداوند پسرى به او داده
است. فرمود: برخيزيد نزد او برويم. حضرت، نزد ابن عباس آمد و گفت: خدا را شكر و قدم نو رسيده مبارك! نامش را چه گذاشته اى؟ عرض كرد: اى امير المؤمنين! آيا من به خود اجازه دهم نامى روى او بگذارم؟ شما برايش اسم بگذاريد. حضرت فرمود: نوزاد را بياور. او نوزاد را آورد. حضرت طفل را گرفت و كامش را برداشت و برايش دعا كرد و آن گاه او را به وى برگرداند و گفت: بگيرش اى پدر شاهان! من نام او را على و كنيه اش را ابو الحسن گذاشتم.
۱.شرح نهج البلاغة: 7/148.