خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۸
موضوعات
اخبار غيبى امام على عليه السلام
15538. به خدا سوگند، اى بنى اميه، بزودى …
حدیث درباره
اخبار غيبى امام على عليه السلام
میزان الحکمه ج ۸، ص ۵۵۳، ح ۱۵۵۳۸
امام علی علیهالسلام
اخبار غيبى امام على عليه السلام
عنه عليه السلام:
فَاُقسِمُ بِاللّهِ يا بَني اُمَيَّةَ عمّا قَليلٍ لَتَعرِفُنَّها في أيدِي غيرِكُم و في دارِ عَدُوِّكُم
۱
.
۲
امام على عليه السلام:
به خدا سوگند، اى بنى اميه، بزودى خواهيد دانست كه اين دنيا در دستان كسانى غير از شما و در خانه دشمن شما خواهد بود.
۱.
راجع كنز العمّال: 11/363 ـ 365، شرح نهج البلاغة: 7/176.
۲.
نهج البلاغة: الخطبة 105.
کلیدواژهها
غیب
اخبار غیبی امام علی علیه السلام
احادیث دیگر این موضوع
۸
نهج البلاغة:امام على عليه السلام بعد از جنگ جمل در نكوهش بصريان فرمود: گويى مسجد شما را همچون دماغه كشتى اى مى بينم كه خداوند از بالا و پايين بر آن كشتى (شهر بصره) عذاب فرستاده و همه سرنشينان آن، غرق شده اند. در روايتى ديگر آمده است: به خدا سوگند كه هر آينه شهرتان غرق خواهد شد و گويى مسجد آن را مى بينم كه همچون دماغه كشتى [كه از آب بيرون زده است]يا همچون شترمرغى است كه روى سينه اش خفته باشد. در روايتى ديگر آمده است: همچون سينه پرنده اى در ميان آب دريا. و در روايتى ديگر آمده است:. گويى اين شهر شما را مى بينم كه آب آن را فرا گرفته است، تا جايى كه از آن تنها بلنديهاى مسجد، همچون سينه پرنده اى در آب دريا، ديده مى شود! ابن ابى الحديد مى گويد: آنچه امام عليه السلام از آن خبر داده است، يك بار در زمان خلافت القادر باللّه اتفاق افتاد و يك بار نيز در زمان القائم باللّه.
امام على عليه السلامـ نيز در پيشگويى از حوادثى كه به سر بصره مى آيد ـفرمود: اى احنف! گويى او (صاحب الزنج) را مى بينم كه سپاهى را به حركت در آورده است كه نه گرد و غبارى دارد و نه سر و صدايى و نه آواز بر هم خوردن لگامها و نه شيهه اسبان. با گامهايشان، كه گويى گامهاى شترمرغان است، زمين را شيار مى كنند. سيد رضى مى گويد: مراد آن حضرت، رييس سپاه زنگيان (على بن محمد برقعى) است.
امام على عليه السلامـ نيز در پيشگويى از حوادث بصره ـفرمود: در آن هنگام، واى بر تو، اى بصره! از [حمله] سپاهى كه از دستهاى انتقام خداست! سپاهى كه آن را نه گرد و غبارى است و نه بانگ و هياهويى. و زودا كه ساكنان تو به مرگ سرخ و گرسنگى فرساينده، دچار شوند.
امام على عليه السلامـ هنگامى كه آهنگ جنگ با خوارج كرد و به ايشان گفته شد كه آنان از پل نهروان گذشتند ـفرمود: قتلگاه آنان اين سوى آب است و به خدا سوگند كه از آنان ده تن جان به در نبرند و از شما نيز ده تن كشته نشوند. ابن ابى الحديد مى گويد: اين خبر از جمله خبرهايى است كه به دليل شهرت يافتن و نقل آن از سوى همه مردم، در حد متواتر است. و اين، از معجزه ها و پيشگويى هاى مفصّل آن حضرت مى باشد.
امام على عليه السلام ـ در خبرى درباره فتنه مغول فرمود:گويى قومى را مى بينم كه صورتهايشان مانند سپرهايشان روكش شده و تُو بر تُوست، ابريشم و ديبا مى پوشند و اسبان اصيل را يدك مى كشند. كشتار سختى رخ مى دهد، به طورى كه زخميان بر روى كشتگان راه مى روند و گريختگان كمتر از اسيرانند.
امام على عليه السلام:به خدا سوگند اگر بخواهم به هر فردى از شما خبر دهم كه از كجا بيرون مى رود و از كجا داخل مى شود و همه حالاتش را بيان كنم، اين كار را مى كنم اما مى ترسم [مرا پيامبر بدانيد و در نتيجه]باعث شوم به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كافر شويد. بدانيد كه من اين اخبار را به خاصّگان خود، كه بيم چنين انحرافى در آنها نمى رود، مى رسانم. ابن ابى الحديد در ذيل اين سخن مى نويسد: در باب اخبار غيبى امام عليه السلام كه پيشتر گذشت، اخبار قابل ملاحظه اى را ذكر كرديم. يكى از سخنان شگفت انگيز حضرت در اين زمينه، مطالبى است كه در خطبه اى كه طى آن به ذكر حوادث آينده مى پردازد، فرموده است. در آن جا به قرامطه اشاره مى كند و مى فرمايد: «به ظاهر دم از عشق و محبّت ما مى زنند و در دل بغض و كينه نسبت به ما دارند و نشانه اش هم اين است كه وارثان ما را مى كشند و جوانانمان را تبعيد مى كنند».
امام على عليه السلام:گويى شخص بسيار گمراهى ابن ابى الحديد مى گويد: كنايه از عبد الملك بن مروان است؛ زيرا اين خصوصيات و نشانه ها در او بيشتر و كاملتر از ديگران است؛ چرا كه او وقتى مردم را به خود فرا خواند، شام را به حركت در آورد و اين همان معناى جمله امام است كه «در شام بانگ بر مى زند». عبد الملك دو بار پرچمهاى خود را در كوفه برافراشت. يك بار وقتى بود كه خودش شخصا رهسپار عراق شد و مصعب را كشت و بار ديگر زمانى كه فرماندارانى چون برادرش بشر بن مروان و ديگران را به جانشينى خود در كوفه منصوب كرد، تا آن كه كار فرماندارى به حجّاج رسيد و آن زمان اوج افسار گسيختگى و بيدادگرىِ عبد الملك است و در آن زمان است كه كار بسيار سخت و دشوار مى شود. را مى بينم كه در شام بانگ بر مى زند و درفشهاى خويش را در اطراف كوفه مى كوبد.پس، چون دهانش [به درندگى]باز شود و افسار گسيختگى و درنده خويى اش شدّت گيرد و گامهايش بر زمين سنگين شود (ستم و بيدادگريش به اوج رسد). فتنه و آشوبْ فرزندان خود (فتنه گران)را به دندان گزد.
امام على عليه السلام:بدانيد كه پس از من مردى فراخ حلق و برآمده شكم بر شما حكومت خواهد كرد كه هر چه بيابد مى خورد و آنچه ندارد مى طلبد. پس او را بكشيد [گر چه مى دانم كه]هرگز او را نخواهيد كشت. ابن ابى الحديد مى گويد: بسيارى معتقدند كه مقصود امام عليه السلام از اين شخص زياد است. عده زيادى مى گويند منظور حجّاج مى باشد و گروهى گفته اند مقصود مغيرة بن شعبه است. اما به نظر من مى رسد كه منظور حضرت از اين شخص، معاويه است؛ چرا كه معاويه به پُرخورى و سيرى ناپذيرى شهرت داشت. معاويه آن قدر مى خورد كه مى گفت: سفره را جمع كنيد. به خدا قسم، خسته شدم و سير نشدم. اخبار زيادى در دست است كه پيامبر خدا كسى را در پى معاويه فرستاد كه بيايد. آن شخص ديد معاويه مشغول خوردن است. پيامبر خدا بعد از مدتى دوباره كسى دنبال او فرستاد و وقتى فرستاده آمد، ديد هنوز مشغول خوردن است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در نفرين به معاويه فرمود:«خدايا! شكمش را سير نكن». شاعر نيز گفته است: دوستى دارم كه شكمش چون جهنّم است. گويى در روده اش معاويه است!
حدیث 15537
موضوع
حدیث 15539