حدیث دربارهبزرگترين توانگرى
الكافي:كانَ رجلٌ يَدخُلُ على أبي عبدِ اللّهِ عليه السلام مِن أصحابِهِ فَغَبَرَ زَمانا لا يَحُجُّ، فَدَخَلَ علَيهِ بعضُ مَعارفِهِ فقالَ لَهُ: فلانٌ ما فَعَلَ؟ قالَ: فَجَعَلَ يُضَجِّعُ الكلامَ؛ يَظُنُّ أنّهُ إنّما يَعنِي المَيسَرَةَ و الدنيا، فقالَ أبو عبدِ اللّهِ عليه السلام: كيفَ دِينُهُ؟ فقالَ: كما تُحِبُّ، فقالَ: هُو و اللّهِ الغِنى. ۱
الكافى:مردى از اصحاب امام صادق عليه السلام بود كه مرتب خدمت ايشان مى رسيد. مدّتى گذشت و حج نگزارد [و به خدمت امام نرسيد]. يكى از آشنايانِ آن مرد به حضور امام رسيد، امام از او پرسيد: فلانى چه مى كند؟ آن مرد به خيال اين كه مقصود حضرت دارايى و مال دنياست [و به دليل تنگدستى نمى تواند حج گزارد]، سعى كرد مطلب را در لفافه بيان كند؛ امام صادق عليه السلام به او فرمود: دينش چگونه است؟ عرض كرد: چنان كه شما مى پسندى. حضرت فرمود: به خدا قسم ثروت واقعى اين است.
۱.الكافي: 2/216/4.