نزديكى زمان قيامت
6 حدیث
عنه عليه السلام:أتى جَبرَئيلُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَأخَذَهُ فأخرَجَهُ إلَى البَقيعِ، فَانتَهى بِهِ إلى قَبرٍ فصَوَّتَ بِصاحِبِهِ فقالَ: قُمْ بِإذنِ اللّهِ، فخَرَجَ مِنهُ رَجُلٌ أبيَضُ الرَّأسِ و اللِّحيَةِ يَمسَحُ التُّرابَ عَن وَجهِهِ و هُوَ يَقولُ: «الحَمدُ للّهِِ و اللّهُ أكبَرُ» فقالَ جَبرَئيلُ: عُدْ بِإذنِ اللّهِ. ثمَّ انتَهى بِهِ إلى قَبرٍ آخَرَ فقالَ: قُمْ بِإذنِ اللّهِ، فخَرَجَ مِنهُ رَجُلٌ مُسوَدُّ الوَجهِ و هُوَ يَقولُ: «يا حَسرَتاهُ، يا ثُبوراهُ!» ثُمَّ قالَ لَهُ جَبرَئيلُ: عُدْ إلى ما كُنتَ بِإذنِ اللّهِ. فقالَ: يا مُحمَّدُ، هكَذا يُحشَرونَ يَومَ القِيامَةِ، و المُؤمِنونَ يَقولونَ هذا القَولَ، و هؤلاءِ يَقولونَ ما تَرى ۱. ۲
امام صادق عليه السلام:جبرئيل نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و دست او را گرفت و در بقيع به سوى گورى برد. و صاحب آن را صدا زد و گفت: به اذن خدا برخيز. پس، مردى با سر و ريشى سپيد از گور بيرون آمد در حالى كه گرد و خاك از چهره خويش پاك مى كرد و مى گفت: «ستايش خدا را، خدا بزرگتر [از توصيف] است». جبرئيل به او گفت: به اذن خدا بازگرد. سپس آن حضرت را بر سر گور ديگرى برد و گفت: به اذن خدا برخيز. پس مردى سيه روى از ميان گور بيرون آمد در حالى كه مى گفت: «اى افسوس! هلاك شدم». جبرئيل به او نيز گفت: به اذن خدا برگرد. آن گاه گفت: اى محمّد! روز قيامت نيز اين چنين محشور مى شوند، در حالى كه مؤمنان آن سخن را مى گويند و اينان آن مى گويند كه ديدى. ۳
۱.بحار الأنوار: 7/39/8.
۲.انظر كلام المجلسيّ رضوان اللّه تعالى عليه في «أنّ القول بالمعاد الجسمانيّ ممّا اتّفق عليه جميع الملّيّين، و هو من ضروريّات الدين».
و ذلك في ج 7/47 ـ 53.
۳.بنگريد به بحث مجلسى ـ رضوان اللّه تعالى عليه ـ تحت عنوان «عقيده به معاد جسمانى از موضوعاتى است كه پيروان همه اديان بر آن اتفاق نظر دارند و از ضروريات دين مى باشد».
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:بُعِثتُ أنا وَ السّاعَةُ كَهاتَينِ ـ و أشارَ بِالوُسطى وَ السَّبّابَةِ ـ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ پس از آن كه دو انگشت نشانه و ميانه خود را نشان داد ـفرمود: [فاصله زمانى ميان]برانگيخته شدن من و قيامت مانند اين دو مى باشد.
۱.كنز العمّال: 38348.
الجعفريّات عن رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله:بُعِثتُ أنا و السّاعَةُ كَهاتَينِ ـ و أشارَ بِإصبَعهِ: السَّبّابَةِ و الوُسطى ثُمَّ قالَ ـ: وَ الّذي نَفسِي بِيَدِه إنّي لَأجِدُ السّاعةَ بَينَ كِتفَيَّ. ۱
الجعفريّات:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله انگشت خود را نشان داد و فرمود: [فاصله زمانى ميان]برانگيخته شدن من و قيامت مانند اين دو مى باشد. آن گاه فرمود: سوگند به آن كه جانم در دست اوست، من زمان قيامت را در ميان شانه خود مى يابم.
۱.الجعفريّات: 212.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:بُعِثتُ أنا و السّاعَةُ كَهذِهِ مِن هذِهِ، إن كادَت لَتَسبِقُني! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[فاصله زمانى ميان]برانگيخته شدن من و قيامت مانند اين و اين است، گويى نزديك بود بر من پيشى گيرد.
۱.كنز العمّال: 38351.
عنه صلى الله عليه و آله:بُعِثتُ و السّاعَةُ كَفَرسَي رِهانٍ يَسبِقُ أحَدُهُما صاحِبَهُ بِاُذُنِهِ، إن كانَتِ السّاعَةُ لَتَسبِقُني إلَيكُم! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من برانگيخته شدم و [فاصله بعثت من و]قيامت مانند دو اسب مسابقه است كه يكى از ديگرى فقط گوشش جلوتر باشد؛ نزديك بود قيامت از من به سوى شما پيشى گيرد.
۱.بحار الأنوار: 6/315/27.
الأمالي للطوسي:كانَ [رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله]إذا خَطَبَ قالَ في خُطبَتِهِ: أمّا بَعدُ، فإذا ذَكَرَ السّاعَةَ اشتَدَّ صَوتُهُ، وَ احمَرَّتْ وَجنَتاهُ، ثُمَّ يَقولُ: صَبَّحَتكُمُ السّاعَةُ أو مَسَّتكُم، ثُمَّ يَقولُ: بُعِثتُ أنا و السّاعَةُ كَهذِه مِن هذِه، و يُشيرُ بِإصبَعَيهِ. ۱
الأمالى للطوسى:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هر گاه خطبه مى خواند در خطبه خود جمله «اما بعد» را مى گفت و چون از زمان قيامت سخن به ميان مى آورد، صدايش اوج مى گرفت و گونه هايش سرخ مى گشت. سپس مى فرمود: قيامت صبح يا شب به سراغ شما مى آيد. آنگاه دو انگشت خود را نشان مى داد و مى فرمود: [فاصله زمانى ميان]برانگيخته شدن من و قيامت به اندازه فاصله اين دو انگشت است.
۱.الأمالي للطوسي: 337/686.