حدیث دربارهاسم اعظم خدا

عنه عليه السلام:إنَّ اللّهَ عَزَّ و جلَّ جَعَلَ اسمَهُ الأعظَمَ على ثلاثَةٍ و سَبعينَ حَرفا، فَأعطى آدَمَ مِنها خَمسةً و عِشرينَ حَرفا، و أعطى نُوحا مِنها خَمسةً و عِشرينَ حَرفا، و أعطى مِنها إبراهيمَ ثمانيةَ أحرُفٍ، و أعطى موسى مِنها أربَعةَ أحرُفٍ، و أعطى عيسى مِنها حَرفَينِ و كانَ يُحيِي بِهِما المَوتى و يُبرِئُ الأكمَهَ و الأبرَصَ، و أعطى محمّدا اثنَينِ و سَبعينَ حَرفا، و احتَجَبَ حَرفا لِئلاّ يُعلَمَ ما في نفسِهِ و يَعلَمُ ما في نَفسِ العِبادِ. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند عزّ و جلّ اسم اعظم خود را بر هفتاد و سه حرف نهاد؛ از آن شمار، بيست و پنج حرف به آدم داد و بيست و پنج حرف به نوح و هشت حرف به ابراهيم و چهار حرف به موسى و دو حرف به عيسى كه به كمك آن دو، مردگان را زنده مى كرد و كوران مادر زاد و مبتلايان به پيسى را شفا مى بخشيد و هفتاد و دو حرف به محمّد داد و يك حرف را دريغ داشت، تا از آنچه در ذات اوست بر كسى معلوم نشود، در حالى كه او از آنچه درون بندگان مى گذرد آگاه است.
۱.بحار الأنوار: 4/211/5.

احادیث دیگر این موضوع

۴
الكنى و الألقاب به نقل از سعد خفّاف:به ابو عمره زادان گفتم: اى زادان! تو نيكو قرآن قرائت مى كنى، نزد چه كسى قرائت آموخته اى؟ زادان تبسمى كرد و گفت: روزى در حال خواندن شعرى بودم كه امير المؤمنين عليه السلام بر من گذشت. من صدايى خوش داشتم. حضرت از صداى من خوشش آمد و فرمود: اى زادان! چرا قرآن تلاوت نمى كنى؟ عرض كردم: يا امير المؤمنين! چگونه قرآن بخوانم؟ به خدا سوگند از قرآن چيزى بيش از همان مقدار كه در نماز مى خوانم، نمى دانم. حضرت فرمود: نزديك من آى. من به ايشان نزديك شدم. پس، در گوش من سخنى گفت كه نفهميدم چه بود و چه گفت. سپس فرمود: دهانت را باز كن و آب مبارك دهانش را در دهانم گذاشت. به خدا قسم هنوز از نزد آن حضرت قدمى بر نداشته بودم كه قرآن را با اِعراب و قرائتش از بر بودم و از آن پس هرگز نيازى پيدا نكردم كه از كسى چيزى درباره قرآن بپرسم. من اين داستان زادان را براى امام باقر عليه السلام بازگو كردم، حضرت فرمود: زادان راست گفته است. امير المؤمنين عليه السلام با نام اعظم براى زادان دعا كرد و چنين دعايى هرگز ردّ نمى شود.