حدیث دربارهنهى از ناسزاگويى به مردم

نهج البلاغة:قالَ الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ لَمّا سَمِعَ قَوما مِن أصحابِهِ يَسُبُّونَ أهلَ الشّامِ ـ: إنّي أكرَهُ لَكُم أن تَكُونُوا سَبّابِينَ، و لكِنَّكُم لو وَصَفتُم أعمالَهُم و ذَكَرتُم حالَهُم، كانَ أصوَبَ في القَولِ و أبلَغَ في العُذرِ، و قُلتُم مَكانَ سَبِّكُم إيّاهُم: اَللّهُمَّ احقُنْ دِماءَنا و دَماءَهُم. ۱ و فِي نَقْلٍ: كَرِهتُ لَكُم أن تَكُونُوا لَعّانِينَ شَتّامِينَ. ۲
نهج البلاغة: امام على عليه السلام آنگاه كه شنيد گروهى از يارانش به شاميان ناسزا مى گويند فرمود: من خوش ندارم كه شما ناسزا گو باشيد، بلكه اگر اعمال و رفتار و موقعيت [باطل] آنها را خاطرنشان كنيد، مؤثّرتر و در بيان عذر و حجّت رساتر و قانع كننده تر باشد. به جاى ناسزا گفتن به آنها، بگوييد: خدايا! خونهاى ما و آنان را حفظ كن. در نقلى ديگر آمده است:نهج البلاغة: امام على عليه السلام آنگاه كه شنيد گروهى از يارانش به شاميان ناسزا مى گويند فرمود: من خوش ندارم كه شما ناسزا گو باشيد، بلكه اگر اعمال و رفتار و موقعيت [باطل] آنها را خاطرنشان كنيد، مؤثّرتر و در بيان عذر و حجّت رساتر و قانع كننده تر باشد. به جاى ناسزا گفتن به آنها، بگوييد: خدايا! خونهاى ما و آنان را حفظ كن. در نقلى ديگر آمده است: من خوش ندارم كه شما لعنتگر و دشنام گو باشيد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 206.
۲.شرح نهج البلاغة: 3/181، انظر تمام الكلام.

احادیث دیگر این موضوع

۲