حدیث دربارههجرت به مدينه
كنز العمّال عن إياسِ بنِ مالِكِ بنِ الأوسِ عن أبيهِ:لَمّا هاجَرَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله و أبو بكرٍ مَرُّوا بإبِلٍ لَنا في الجُحفَةِ، فقالَ النَّبيُّ: لمَن هذهِ الإبِلُ؟ قالَ: لِرجُلٍ مِن أسلَمَ، فالتَفَتَ إلى أبي بكرٍ فقالَ: سَلِمتُ إن شاءَ اللّهُ تعالى! فقالَ: ما اسمُكَ؟ فقالَ: مَسعودٌ، فالتَفَتَ إلى أبي بَكرٍ، فقالَ: سَعَدتُ إن شاءَ اللّهُ تعالى، فأتاهُ أبي فحَمَلَهُ على جَمَلٍ. ۱
كنز العمّال:اياس بن مالك بن اوس از پدرش نقل مى كند: زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و ابو بكر هجرت كردند در جحفه به رمه شترى از ما برخوردند، پيامبر فرمود: اين شترها از كيست؟ پدرم گفت: از مردى اسلمى. پيامبر رو به ابو بكر كرد و فرمود: به خواست خداى بزرگ، به سلامت رَستم! پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: نامت چيست؟ عرض كرد: مسعود. باز پيامبر رو به ابو بكر كرد و فرمود: به خواست خداى بزرگ سعادتمند شدم. پس، پدرم نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت و ايشان را بر يك شتر نر سوار كرد.
۱.كنز العمّال: 46301.