حدیث دربارهكسى كه خدا دلش را روشن مى سازد
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنّ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله صَلّى بالنّاسِ الصُّبحَ، فنَظَرَ إلى شابٍّ في المَسجِدِ و هُو يَخفِقُ و يُهوي بِرأسِهِ، مُصفَرّا لَونُهُ، قد نَحُفَ جِسمُهُ و غارَت عَيناهُ في رأسِهِ، فقالَ لَهُ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: كَيفَ أصبَحتَ يا فُلانُ؟ قالَ: أصبَحتُ يا رسولَ اللّهِ مُوقِنا، فعَجِبَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن قَولِهِ و قالَ: إنّ لِكُلِّ يَقينٍ حَقيقَةً، فما حَقيقَةُ يَقينِكَ؟
فقالَ: إنّ يَقيني يا رسولَ اللّهِ هُو الّذي أحزَنَني و أسهَرَ لَيلي و أظمأَ هَواجِري ۱، فعَزَفَت نَفسي عَنِ الدُّنيا و ما فِيها، حتّى كأنّي أنظُرُ إلى عَرشِ ربِّي و قَد نُصِبَ للحِسابِ، و حُشِرَ الخَلائقُ لذلكَ و أنا فيهِم.
فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لأصحابِهِ: هذا عَبدٌ نَوَّرَ اللّهُ قَلبَهُ بالإيمانِ. ثُمّ قالَ لَهُ: اِلزَمْ ما أنتَ علَيهِ.
فقالَ الشّابُّ: اُدْعُ اللّهَ لي يا رسولَ اللّهِ أن اُرزَقَ الشّهادَةَ مَعكَ، فدَعا لَهُ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فلَم يَلبَثْ أن خَرجَ في بَعضِ غَزَواتِ النَّبيِّ صلى الله عليه و آله فاستُشهِدَ بَعدَ تِسعَةِ نَفَرٍ و كانَ هُو العاشِرَ. ۲
امام صادق عليه السلام:روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز صبح را با مردم خواند. بعد از نماز چشمش به جوانى در مسجد افتاد كه چرت مى زد و سرش پايين مى افتاد، رنگى زرد و بدنى نحيف و چشمانى گود افتاده داشت. رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود: چگونه اى اى فلان؟ عرض كرد: اى رسول خدا! من به يقين رسيده ام. رسول خدا صلى الله عليه و آله از گفته او تعجّب كرد و فرمود: هر يقينى را حقيقتى است، حقيقت يقين تو چيست؟
عرض كرد: اى رسول خدا! همين يقين من است كه اندوه به جانم افكنده و شبم را به شب زنده دارى (عبادت) و روزهاى گرمم را به تشنگى كشيدن (روزه دارى) كشانده است و نفْس من به دنيا و آنچه در آن است بى رغبت گشته تا آن جا كه گويى عرش پروردگارم را مى بينم كه براى رسيدگى به حساب برپا شده و مردم براى حساب گرد آمده اند و من نيز در ميان آنها هستم.
رسول خدا صلى الله عليه و آله به اصحاب خود فرمود: اين، بنده اى است كه خداوند دلش را به [نور]ايمان روشن ساخته است. سپس به او فرمود: بر اين حال خود پايدار باش.
جوان عرض كرد: اى رسول خدا! دعا كن خداوند شهادت در ركاب شما را روزى من فرمايد. رسول خدا صلى الله عليه و آله براى او دعا كرد. مدّتى نگذشت كه در جنگى همراه پيامبر بيرون رفت و بعد از نُه نفر به شهادت رسيد و او دهمين شهيد بود.