حدیث دربارهكسى كه خدا دلش را روشن مى سازد

المحجّة البيضاء:قالَ حارِثةُ لرسول اللّهِ صلى الله عليه و آله: أنا مُؤمنٌ حَقّا، فقالَ: و ما حَقيقَةُ إيمانِكَ؟ فقالَ: عَزَفَت نَفسي عَنِ الدُّنيا فاستَوى عِندي حَجَرُها و ذَهَبُها، و كأنّي بالجَنّةِ و النّارِ، و كأنّي بعَرشِ رَبّي بارِزا، فقالَ صلى الله عليه و آله: فالزَمْ، هذا عَبدٌ نَوَّرَ اللّهُ قَلبَهُ بالإيمانِ. ۱
المحجّة البيضاء:حارثه به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد: من مؤمن حقيقى هستم. حضرت فرمود: حقيقت ايمان تو چيست؟ عرض كرد: نفْس من چنان به دنيا بى اعتنا شده كه سنگ و طلاى آن در نظرم يكسان است و انگار بهشت و دوزخ را مى بينم و گويى در برابر عرش پروردگارم ايستاده ام. حضرت فرمود: اين حالت را نگه دار، اين بنده اى است كه خداوند دلش را به [نورِ]ايمان روشن ساخته است.
۱.المحجّة البيضاء: 7 / 351.

احادیث دیگر این موضوع

۲
امام صادق عليه السلام:روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز صبح را با مردم خواند. بعد از نماز چشمش به جوانى در مسجد افتاد كه چرت مى زد و سرش پايين مى افتاد، رنگى زرد و بدنى نحيف و چشمانى گود افتاده داشت. رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود: چگونه اى اى فلان؟ عرض كرد: اى رسول خدا! من به يقين رسيده ام. رسول خدا صلى الله عليه و آله از گفته او تعجّب كرد و فرمود: هر يقينى را حقيقتى است، حقيقت يقين تو چيست؟ عرض كرد: اى رسول خدا! همين يقين من است كه اندوه به جانم افكنده و شبم را به شب زنده دارى (عبادت) و روزهاى گرمم را به تشنگى كشيدن (روزه دارى) كشانده است و نفْس من به دنيا و آنچه در آن است بى رغبت گشته تا آن جا كه گويى عرش پروردگارم را مى بينم كه براى رسيدگى به حساب برپا شده و مردم براى حساب گرد آمده اند و من نيز در ميان آنها هستم. رسول خدا صلى الله عليه و آله به اصحاب خود فرمود: اين، بنده اى است كه خداوند دلش را به [نور]ايمان روشن ساخته است. سپس به او فرمود: بر اين حال خود پايدار باش. جوان عرض كرد: اى رسول خدا! دعا كن خداوند شهادت در ركاب شما را روزى من فرمايد. رسول خدا صلى الله عليه و آله براى او دعا كرد. مدّتى نگذشت كه در جنگى همراه پيامبر بيرون رفت و بعد از نُه نفر به شهادت رسيد و او دهمين شهيد بود.