خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۱۲
موضوعات
بازگو كردن نعمت هاى خدا
20476. من خوش ندارم كه كسى نعمتى از خدا …
حدیث درباره
بازگو كردن نعمت هاى خدا
میزان الحکمه ج ۱۲، ص ۲۹۵، ح ۲۰۴۷۶
امام صادق علیهالسلام
بازگو كردن نعمت هاى خدا
عنه عليه السلام:
إنّي لَأكرَهُ لِلرّجُلِ أن يَكونَ علَيهِ نِعمَةٌ مِن اللّهِ فلا يُظهِرُها.
۱
امام صادق عليه السلام:
من خوش ندارم كه كسى نعمتى از خدا داشته باشد و آن را اظهار نكند.
۱.
الكافي: 6 / 439 / 9.
کلیدواژهها
نعمت
بازگو کردن نعمت های خدا
حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاه
حکمت های گوناگون
احادیث دیگر این موضوع
۸
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از معناى استدراج ـفرمود: معنايش اين است كه بنده گناه كند و خداوند به او مهلت دهد و با وجود گناه باز به او نعمت دهد تا اين نعمت او را از طلب آمرزش براى آن گناه باز دارد. چنين شخصى بى آن كه بفهمد تدريجاً به خشم و عذاب خدا نزديك شده است.
الأمالى للمفيدـ به نقل از زيد شحّام ـ: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: شبانه روز از يورش هاى خدا برحذر باشيد. عرض كردم: يورش هاى خدا چيست؟ فرمود: كيفر دادن بر گناهان.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند دوست دارد كه اثر نعمت خود را در بنده اش ببيند.
سنن أبى داوودـ به نقل از ابو الاحوص به نقل از پدرش ـ: با جامه اى پست و ارزان قيمت خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدم. حضرت فرمود: آيا مال و ثروتى دارى؟ عرض كرد: آرى. فرمود: چه مالى دارى؟ عرض كرد: خداوند شتر و گوسفند و گاو و بَرده به من داده است. فرمود: پس اگر خداوند به تو ثروتى داده است، بايد نشانه نعمت و كرامتى كه ارزانيت داشته است در تو ديده شود.
امام على عليه السلامـ در نامه اى به حارث هَمْدانى ـنوشت: از هر نعمتى كه خداوند به تو داده است درست استفاده كن و هيچ يك از نعمت هايى را كه خدا نزد تو دارد تباه مگردان و لازم است آثار نعمتى كه خداوند عطايت فرموده در وجود تو مشاهده شود.
الكافى:امام على عليه السلام ـ آنگاه كه ربيع بن زياد از برادر خود، عاصم، به امير المؤمنين عليه السلام شكايت كرد كه پشمينه پوشيده و از پوشيدن لباس هاى نرم و لطيف خوددارى مى كند و از دنيا دورى گزيده و با اين كار، همسر خود را ناراحت و فرزندانش را اندوهگين كرده است ـ فرمود: عاصم بن زياد را نزد من آوريد. او را خدمت حضرت آوردند. چون امام او را ديد چهره درهم كشيد و فرمود: تو از همسرت خجالت نكشيدى؟ تو به فرزندانت رحم نكردى؟! آيا خيال مى كنى كه خداوند چيزهاى خوب و پاكيزه را بر تو حلال كرده و با اين حال دوست ندارد تو از آنها استفاده كنى؟ تو در نزد خدا كوچكتر از آنى كه بخواهد با تو چنين كند! مگر نه اينكه خداوند مى فرمايد: «و زمين را براى استفاده مردمان قرار داد كه در آن ميوه و نخل ها با خوشه هاى غلافدار است». و مگر نه اينكه مى فرمايد: «دو دريا را [به گونه اى]روان كرد كه با هم برخورد كنند. ميان آن دو حدّ فاصلى است كه به هم تجاوز نمى كنند ـ تا آيه ـ از هر دو دريا مرواريد و مرجان بر آيد». پس، به خدا سوگند كه بهره بردارى عملى از نعمت هاى خدا نزد او محبوبتر از به زبان آوردن آنهاست. خداوند عزّ و جلّ فرموده است: «و نعمت پروردگارت را بازگو كن». عاصم عرض كرد: اى امير المؤمنين! پس چرا خود شما به خوراك گلو آزار و به جامه درشت اكتفا كرده اى؟ حضرت فرمود: واى بر تو! خداوند عزّ و جلّ بر پيشوايان عدالت، واجب ساخته است كه خود را با مردم فقير برابر دارند تا فقر و نادارى، فقير را آزرده و برآشفته نگرداند. پس عاصم بن زياد پشمينه را كنار انداخت و جامه نرم پوشيد.
امام على عليه السلام:خداوند زيباست و زيبايى را دوست مى دارد و دوست دارد اثر نعمت را در بنده اش ببيند.
امام على عليه السلامـ در بخشى از نامه خود به معاويه ـنوشت: اينكه مى خواهم بگويم نه براى خبر دادن به تو، كه به قصد بازگو كردن نعمت خداست: نمى بينى كه گروهى از مهاجران و انصار در راه خداى متعال شهيد شدند و هر يك از آنان هم براى خود فضيلت و مقامى دارد، اما چون شهيد ما خاندان (حضرت حمزه) به شهادت رسيد او را «سيّد الشهداء» لقب دادند؟!
حدیث 20475
موضوع
حدیث 20477