حدیث دربارهگواهى دادن پيامبران عليهم السلام
الطبقات الكبرى عن عبد الحَميدِ بن جعفرٍ عن أبيهِ:كانَ الزّبيرُ ابنُ باطا ـ و كانَ أعلَمَ اليَهودِ ـ يقولُ: إنّي وَجَدتُ سِفرا كانَ أبي يَختِمُهُ علَيَّ، فيه ذِكرُ أحمَدَ نَبيٍّ يَخرُجُ بأرضِ القُرظِ صِفَتُهُ كذا و كذا، فتَحدَّثَ بهِ الزّبيرُ بعدَ أبيهِ و النُّبيُّ صلى الله عليه و آله لَم يُبعَث، فما هُو إلاّ أن سَمِعَ بالنَّبيِّ صلى الله عليه و آله قد خَرَجَ بمَكّةَ حتّى عَمَدَ إلى ذلكَ السِّفرِ فمَحاهُ و كَتَمَ شأنَ النّبيِّ صلى الله عليه و آله و قالَ: لَيسَ بهِ! ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عبد الحميد بن جعفر ـ: زبير بن باطا، كه عالمترين فرد يهود بود، مى گفت: من به كتابى دسترسى پيدا كردم كه پدرم آن را از من پنهان نگه مى داشت. در آن كتاب از پيامبرى به نام «احمد» ياد شده بود كه در سرزمين قرظ [بنى قريظه]ظهور مى كند و خصوصيّاتش چنين و چنان است. زبير بعد از مرگ پدرش و زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله هنوز مبعوث نشده بود، اين مطلب را بارها بازگو مى كرد. امّا همين كه شنيد پيامبر صلى الله عليه و آله در مكّه ظهور كرده است، مطالب آن كتاب را پاك كرد و موضوعِ پيامبر را كتمان نمود و گفت: اين شخص آن پيامبر نيست.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 159.