گواهى دادن پيامبران عليهم السلام
10 حدیث
الطبقات الكبرى:أوحَى اللّهُ إلى يَعقوبَ أنّي أبعَثُ مِن ذُرِّيَّتِكَ مُلوكا و أنبياءَ حتّى أبعَثَ النَّبيَّ الحَرَميَّ الّذي تَبني اُمّتُهُ هَيكَلَ بَيتِ المَقدِسِ، و هُو خاتَمُ الأنبياءِ، و اسمُهُ أحمَدُ. ۱
الطبقات الكبرى:خداوند به يعقوب وحى كرد كه من از نسل تو شاهان و پيامبرانى برخواهم انگيخت تا آنگاه كه پيامبر مكّى را مبعوث كنم كه امّت او معبد بيت المقدس را مى سازند و او خاتم پيامبران و نامش احمد است.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 163.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئلَ عن بَدءِ أمرِهِ ـ: دَعوَةُ إبراهيمَ، و بُشرى عيسى، و رَأت اُمّي أنّهُ يَخرُجُ مِنها نورٌ أضاءَت لَهُ قُصورُ الشّامِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به سؤال از آغاز كار ايشان [و اينكه از چه زمان پيامبر بوده است؟] ـفرمود: [من همان]دعاى ابراهيم و بشارت عيسى [هستم] و مادرم [هنگام تولّد من]ديد نورى از او بيرون مى آيد و بر اثر آن كاخ هاى شام نمايان شد.
۱.الدرّ المنثور: 1 / 334.
الدّر المنثور:سألَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله اليَهودَ فقالَ: أسألُكُم بكِتابِكُمُ الّذي تَقرؤونَ، هَل تَجِدونَهُ قَد بَشَّرَ بِي عيسى أن يَأتيَكُم رَسولٌ اسمُهُ أحمَدُ؟ فقالوا: اللّهُمّ وَجَدناكَ في كِتابِنا و لكِنّا كَرِهناكَ لأنّكَ تَستَحِلُّ الأموالَ و تُهرِقُ الدِّماءَ، فأنزَلَ اللّهُ: «مَنْ كانَ عَدُوّا للّهِ و مَلائكَتهِ و رُسُلِهِ فَان اللّه عَدوّ لِلكافِرين.» ۱. ۲
الدرّ المنثور:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از يهود سؤال كرد و فرمود: شما را به آن كتابى كه مى خوانيد سوگند، آيا در آن آمده است كه عيسى به آمدن من بشارت داده و گفته كه پيامبرى به نام احمد سوى شما مى آيد؟ يهوديان گفتند: آرى، ما در كتابمان نام تو را مى يابيم، اما از تو خوشمان نمى آيد؛ زيرا كه تو اموال را حلال مى كنى و خون ها را مى ريزى. پس، خداوند اين آيه را فرو فرستاد: «كسى كه دشمن خدا و فرشتگان او و فرستادگانش باشد پس به تحقيق خدا نيز دشمن كافران است».
الطبقات الكبرى عن عبد الحَميدِ بن جعفرٍ عن أبيهِ:كانَ الزّبيرُ ابنُ باطا ـ و كانَ أعلَمَ اليَهودِ ـ يقولُ: إنّي وَجَدتُ سِفرا كانَ أبي يَختِمُهُ علَيَّ، فيه ذِكرُ أحمَدَ نَبيٍّ يَخرُجُ بأرضِ القُرظِ صِفَتُهُ كذا و كذا، فتَحدَّثَ بهِ الزّبيرُ بعدَ أبيهِ و النُّبيُّ صلى الله عليه و آله لَم يُبعَث، فما هُو إلاّ أن سَمِعَ بالنَّبيِّ صلى الله عليه و آله قد خَرَجَ بمَكّةَ حتّى عَمَدَ إلى ذلكَ السِّفرِ فمَحاهُ و كَتَمَ شأنَ النّبيِّ صلى الله عليه و آله و قالَ: لَيسَ بهِ! ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عبد الحميد بن جعفر ـ: زبير بن باطا، كه عالمترين فرد يهود بود، مى گفت: من به كتابى دسترسى پيدا كردم كه پدرم آن را از من پنهان نگه مى داشت. در آن كتاب از پيامبرى به نام «احمد» ياد شده بود كه در سرزمين قرظ [بنى قريظه]ظهور مى كند و خصوصيّاتش چنين و چنان است. زبير بعد از مرگ پدرش و زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله هنوز مبعوث نشده بود، اين مطلب را بارها بازگو مى كرد. امّا همين كه شنيد پيامبر صلى الله عليه و آله در مكّه ظهور كرده است، مطالب آن كتاب را پاك كرد و موضوعِ پيامبر را كتمان نمود و گفت: اين شخص آن پيامبر نيست.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 159.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:ـ في حديث ـإلى أن بَعَثَ اللّهُ سُبحانَهُ محمّدا رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله. مَأخُوذا علَى النَّبيِّينَ مِيثاقُهُ، مَشهورَة سِماتُهُ. ۱
امام على عليه السلامـ در حديثى ـ:. تا آنكه خداوند سبحان محمّد رسول اللّه صلى الله عليه و آله را برانگيخت. در حالى كه از پيامبران [گذشته]براى [بشارت دادن به آمدن] او پيمان گرفته شده بود و نشانه هايش شهرت داشت.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 1.
الاحتجاج:في مُناظَرَةِ الرِّضا عليه السلام أصحابَ المِلَلِ و المَقالاتِ: قالَ رأسُ الجالُوتِ: مِن أينَ تُثبِتُ نُبُوَّةَ محمّدٍ صلى الله عليه و آله؟
قالَ الرِّضا عليه السلام: شَهِدَ بِنُبوَّتِهِ موسَى بنُ عِمرانَ، و عيسَى بنُ مَريمَ، و داوودُ خَليفَةُ اللّهِ في الأرضِ عليهم السلام.
فقالَ لَهُ: أثبِتْ قَولَ موسَى بنِ عِمرانَ!
قالَ الرِّضا عليه السلام: تَعلَمُ يا يَهوديُّ أنّ موسى أوصى بَني إسرائيلَ فقالَ لَهُم: إنّهُ سَيأتِيكُم نَبيٌّ مِن إخوانِكُم، فيهِ فصَدِّقوا، و مِنهُ فاسمَعوا، فهَل تَعلَمُ أنّ لبَني إسرائيلَ إخوَةً غيرَ وُلدِ إسماعيلَ، إن كُنتَ تَعرِفُ قَرابَةَ إسرائيلَ مِن إسماعيلَ و النَّسَبَ الّذي بَينَهُما مِن قِبَلِ إبراهيمَ عليه السلام؟
فقالَ رأسُ الجالُوتِ: هذا قَولُ
الاحتجاج:در مناظره امام رضا عليه السلام با پيروان اديان و عقايد مختلف آمده است:
رأس الجالوت گفت: چگونه نبوّت محمّد صلى الله عليه و آله را ثابت مى كنى؟
امام رضا عليه السلام فرمود: موسى بن عمران و عيسى بن مريم و داوود، اين جانشين خدا در روى زمين، به نبوّت او شهادت داده اند.
رأس الجالوت گفت: ثابت كن كه موسى بن عمران چنين چيزى گفته است!
حضرت رضا عليه السلام فرمود: اى يهودى! مى دانى كه موسى به بنى اسرائيل سفارش كرد و فرمود: در آينده پيامبرى از برادران شما خواهد آمد. او را تصديق كنيد و به سخنانش گوش دهيد. اگر از خويشاوندى اسرائيل با اسماعيل و نسبى كه از جانب ابراهيم عليه السلام با يكديگر دارند اطلاع دارى، آيا فرزندان اسرائيل برادرانى غير از فرزندان اسماعيل داشته اند؟
رأس الجالوت گفت:
۱.الاحتجاج: 2 / 414 / 307.
الطبقات الكبرى عن الشّعبيّ:في مَجَلَّةِ إبراهيمَ عليه السلام: إنّهُ كائنٌ مِن وُلدِكَ شُعوبٌ و شُعوبٌ؛ حتّى يأتيَ النَّبيُّ الاُمّيُّ الّذي يَكونُ خاتَمَ الأنبياءِ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از شعبى ـ: در كتاب ابراهيم عليه السلام آمده است: از فرزندان تو قوم ها و قوم ها پديد خواهند آمد، تا آنگاه كه پيامبر امّى، كه خاتم پيامبران است، برانگيخته شود.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 163.
الطبقات الكبرى عن كَعبٍ:إنّ نَعتَ محمّدٍ صلى الله عليه و آله في التّوراةِ: محمّدٌ عَبديَ المُختارُ، لا فَظٌّ و لا غَليظٌ، و لا صَخّابٌ في الأسواقِ، و لا يَجزي بالسَّيّئةِ السَّيّئةَ، و لكنْ يَعفو و يَغفِرُ، مَولِدُهُ بمَكّةَ، و مُهاجَرُهُ بالمَدينَةِ، و مُلكُهُ بالشّامِ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از كعب ـ: صفات پيامبر صلى الله عليه و آله در تورات چنين است: محمّد بنده برگزيده من است، نه تند خوست و نه خشن و نه در كوچه و بازار هياهو به راه مى اندازد. بدى را با بدى پاسخ نمى دهد، بلكه مى بخشد و گذشت مى كند، زادگاهش مكّه، هجرتگاهش مدينه و فرمانروايى اش در شام است.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 360.
الطبقات الكبرى عن أبي نَملَةَ:كانَت يَهودُ بَني قُرَيظَةَ يَدرُسونَ ذِكرَ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في كُتُبِهِم، و يُعَلِّمونَهُ الوِلدانَ بصِفَتِهِ و اسمِهِ و مُهاجَرِهِ إلَينا، فلَمّا ظَهَرَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَسَدوا و بَغَوا و قالوا: لَيسَ بهِ! ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از ابو نمله ـ: يهود بنى قريظه نام رسول خدا صلى الله عليه و آله را در كتاب هاى خود مى خواندند و به كودكان خود آموزش مى دادند كه نام و نشان او چيست و به نزد ما هجرت مى كند. اما چون رسول خدا صلى الله عليه و آله ظهور كرد، حسادت ورزيدند و حق كشى كردند و گفتند: اين شخص آن پيامبر نيست.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 160.
الطبقات الكبرى:قَدِمَ وَفدُ نَجرانَ و فيهِم أبو الحارثِ بنُ عَلقمَةَ بنِ رَبيعَةَ، لَهُ عِلمٌ بدِينِهِم و رِئاسَةٌ، و كانَ أسقَفَهُم و إمامَهُم و صاحِبَ مَدارِسِهِم و لَهُ فيهِم قَدرٌ ـ فعَثَرَت بهِ بَغلَتُهُ، فقالَ أخوهُ: تَعِسَ الأبعَدُ! يُريدُ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فقالَ أبو الحارثِ: بَل تَعِستَ أنتَ، أ تَشتِمُ رجُلاً مِن المُرسَلينَ؟! إنّهُ الّذي بَشَّرَ بهِ عيسى و إنّهُ لَفي التَّوراةِ! قالَ: فما يَمنَعُكَ مِن دِينِهِ؟ قالَ: شَرَّفَنا هؤلاءِ القَومُ و أكرَمُونا و مَوَّلُونا، و قَد أبَوا إلاّ خِلافَهُ. ۱
الطبقات الكبرى:هنگامى كه نمايندگان نجران به حضور پيامبر آمدند، ابو الحارث بن علقمة بن ربيعه نيز در ميان آنان بود. او عالم دينى و رئيس و اسقف و پيشوا و صاحب مدارس آنان بود و در ميان ايشان قدر و منزلتى داشت. اتفاقا استر ابو حارث او را به زمين زد. برادرش گفت: سرنگون باد آن مرد و مقصودش رسول خدا صلى الله عليه و آله بود. ابو حارث گفت: خودت سرنگون شى! مردى را كه از پيامبران است دشنام مى دهى؟! او كسى است كه عيسى بشارت آمدنش را داده و نامش در تورات آمده است! برادرش گفت: پس، چه چيز مانع تو از پذيرفتن دين او مى شود؟ گفت: اين قوم، ما را مهترى داده اند و گرامى داشته اند و ما را بر خود سالار ساخته اند و از هر چيزى جز مخالفت با او سرباز مى زنند.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 164.