راستگو
5 حدیث
الطبقات الكبرى عن داوود بن الحُصَينِـ في صفَةِ النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ـ: كانَ رجُلاً أفضَلَ قَومِهِ مُروءةً، و أحسَنَهُم خُلقا، و أكرَمَهُم مُخالَطَةً، و أحسَنَهُم جِوارا، و أعظَمَهُم حِلما و أمانَةً، و أصدَقَهُم حَديثا، و أبعَدَهُم مِن الفُحشِ و الأذى، و ما رُئيَ مُلاحِيا و لا مُمارِيا أحَدا، حتّى سَمّاهُ قَومُهُ الأمينَ، لِما جَمعَ اللّهُ لَهُ مِن الاُمورِ الصّالِحَةِ فيهِ، فلَقد كانَ الغالِبَ علَيهِ بمَكّةَ الأمينُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از داوود بن حصين ـ: ـ در اوصاف پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: او مردى بود كه از همه قوم خود جوان مردتر، نيك خوتر، خوش برخوردتر، همسايه دارتر، بردبارتر، امانتدارتر، راستگوتر و از بد زبانى و آزار رسانى به دورتر بود. هرگز ديده نشد كه با كسى كشمكش و مجادله كند. خداوند اخلاق و خصال پسنديده را در وجود آن حضرت جمع كرده بود تا جايى كه قومش او را امين ناميدند و در مكّه غالبا با لقب امين از ايشان ياد مى شد.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 121.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أيُّها النّاسُ، إنّ الرائدَ لا يَكذِبُ أهلَهُ، و لَو كُنتُ كاذِبا لَما كَذَبتُكُم، و اللّهِ الّذي لا إله إلاّ هُو إنّي رَسولُ اللّهِ إلَيكُم حَقّا خاصَّةً، و إلَى النّاسِ عامَّةً. و اللّهِ لَتَموتونَ كما تَنامونَ، و لَتُبعَثونَ كما تَستَيقِظونَ، و لَتُحاسَبونَ كما تَعمَلونَ، و لتُجزَونَ بالإحسانِ إحسانا و بالسُّوءِ سُوءا، و إنّها الجَنَّةُ أبَدا و النّارُ أبَدا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! بلدِ راه به كسان خود دروغ نمى گويد. و من اگر هم دروغگو بودم [دست كم] به شما دروغ نمى گفتم. به خداوندى كه هيچ خدايى جز او نيست، من فرستاده به حق خدا به سوى شما خصوصا و به سوى همه مردم عموما هستم. به خدا قسم همان گونه كه مى خوابيد، مى ميريد و همان گونه كه بيدار مى شويد، برانگيخته خواهيد شد و مطابق كردارتان حسابرسى خواهيد شد و در برابر نيكى، پاداش نيك خواهيد يافت و در برابر بدى، كيفر بد خواهيد چشيد. بهشتِ جاويدان در كار است و دوزخِ هميشگى.
۱.بحار الأنوار: 18 / 197 / 30.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ أحسَنَ الحَديثِ أصدَقُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا بهترين سخن، راست ترين آن است.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 115.
الطبقات الكبرى عن ابن عباس:لَمّا اُنزِلَت: «و أنْذِرْ عَشيرَتَكَ الأقْرَبينَ» ۱ صَعِدَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله علَى الصَّفا فقالَ: يا مَعشَرَ قُريشٍ، فقالَت قُرَيشٌ: محمّدٌ علَى الصَّفا يَهتِفُ! فأقبَلوا و اجتَمَعوا فقالوا: ما لَكَ يا محمّدُ؟ قالَ: أ رَأيتُكُم لَو أخبَرتُكُم أنّ خَيلاً بِسَفْحِ هذا الجَبَلِ أ كُنتُم تُصَدِّقونَني؟ قالوا: نَعَم، أنتَ عِندَنا غَيرُ مُتَّهَمٍ و ما جَرَّبْنا علَيكَ كِذبا قَطُّ، قالَ: فإنّي نَذيرٌ لَكُم بينَ يَدَي عَذابٍ شَديدٍ. يا بَني عبدِ المُطَّلبِ يا بَني عبدِ مَنافٍ يا بَني زُهرَةَ ـ حتّى عَدَّدَ الأفخاذَ مِن قُرَيشٍ ـ إنّ اللّهَ أمَرَني أن اُنذِرَ عَشيرَتيَ الأقرَبِينَ، و إنّي لا أملِكُ لَكُم مِن الدُّنيا مَنفَعَةً و لا مِن الآخِرَةِ نَصيبا إلاّ
الطبقات الكبرىـ به نقل از ابن عباس ـ: چون آيه «و خويشان نزديكت را هشدار ده» نازل شد، رسول خدا صلى الله عليه و آله بالاى كوه صفا رفت و بانگ زد: اى قريشيان! قريش گفتند: اين محمّد است كه از فراز صفا فرياد مى زند. پس، همگى جمع شدند و آن جا رفتند و گفتند: چه شده است اى محمّد؟ فرمود: اگر من به شما بگويم كه در پشت اين كوه گروهى سواره هستند حرف مرا باور مى كنيد؟ گفتند: آرى، تو در ميان ما متّهم و بد نام نيستى و هرگز دروغى از تو نشنيده ايم. فرمود: اينك، من شما را از عذابى سخت بيم مى دهم. اى فرزندان عبد المطّلب! اى فرزندان عبد مناف! اى فرزندان زهره! ـ به همين ترتيب همه خاندان ها و تيره هاى قريش را نام برد ـ خداوند به من فرمان داده است كه به خويشان نزديكم اعلام خطر كنم و من نمى توانم هيچ گونه سودى در
المناقب لابن شهر آشوب عن ابن جرير:لَمّا كانَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله يَعرِضُ نَفسَهُ علَى القَبائلِ جاءَ إلى بَني كِلابٍ فقالوا: نُبايِعُكَ على أن يَكونَ لَنا الأمرُ بَعدَكَ، فقالَ: الأمرُ للّهِ فإن شاءَ كانَ فيكُم أو في غَيرِكُم، فمَضَوا و لَم يُبايِعوهُ و قالُوا: لا نَضرِبُ لِحَربِكَ بأسيافِنا ثُمّ تُحَكِّمُ علَينا غَيرَنا! ۱
المناقب لابن شهر آشوبـ به نقل از ابن جرير ـ: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله دعوت خود را به قبايل عرضه مى كرد، نزد بنى كلاب آمد. آنها گفتند: ما به اين شرط با تو بيعت مى كنيم كه بعد از تو، كار [خلافت]به ما منتقل شود. پيامبر فرمود: كار دست خدا است. اگر او خواست به شما خواهد رسيد و اگر نخواست به ديگرى وا گذار خواهد شد. بنى كلاب رفتند و بيعت نكردند و گفتند: ما در راه تو شمشير نمى زنيم كه بعدا ديگران را بر ما حكومت دهى!
۱.المناقب لابن شهرآشوب: 1 / 257.