امين
8 حدیث
الطبقات الكبرى عن عبد اللّهِ بن الحارِثِ:ما رَأيتُ أحَدا أكثَرَ تَبَسُّما مِن رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عبد اللّه بن حارث ـ: هيچ كس را نديدم كه به اندازه رسول خدا صلى الله عليه و آله لبخند بر لب داشته باشد.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 372.
الطبقات الكبرى عن سَعيدٍ المَقبُريّ:كانَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله إذا عَمِلَ عَمَلاً أثبَتَهُ و لَم يُكوِّنْهُ، يَعمَلُ بهِ مَرّةً و يَدَعُهُ مَرّةً. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از سعيد مَقْبُرى ـ: رسول خدا صلى الله عليه و آله هر گاه كارى انجام مى داد بر آن مداومت مى ورزيد و اين طور نبود كه آن را يك بار انجام دهد و يك بار انجام ندهد.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 379.
الطبقات الكبرى عن عطاء بن يَسارٍ:إنّ جِبريلَ أتَى النَّبيَّ صلى الله عليه و آله و هُو بأعلى مَكّةَ يأكُلُ مُتَّكئا فقالَ لَهُ: يا محمّدُ، أكْلَ المُلوكِ؟! فجَلَسَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عطاء بن يسار ـ: جبرئيل نزد پيامبر صلى الله عليه و آله كه در منطقه بالاى شهر مكّه در حال تكيه دادن غذا مى خورد، آمد و گفت: اى محمّد! غذا خوردن شاهانه؟! پس پيامبر صلى الله عليه و آله راست نشست.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 380.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أما و اللّهِ إنّي لَأمينٌ في السَّماءِ و أمينٌ في الأرضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هان! به خدا قسم كه من در آسمان امين هستم و در زمين نيز امينم.
۱.كنز العمّال: 32147.
كشف الغمّة:مِن أسمائهِ [صلى الله عليه و آله]: الأمينُ، و هُو مأخوذٌ مِن الأمانَةِ و أدائها و صِدقِ الوَعدِ، و كانَتِ العَربُ تُسمّيهِ بذلكَ قبلَ مَبعَثِهِ، لِما شاهَدوهُ مِن أمانَتِهِ، و كلُّ مَن أمِنتَ مِنهُ الخُلفَ و الكَذِبَ فهُو أمينٌ، و لهذا وُصِفَ بهِ جَبرئيلُ عليه السلام فقالَ: «مُطاعٍ ثَمَّ أمينٍ» . ۱
كشف الغمّه:يكى از نام هاى پيامبر صلى الله عليه و آله «امين» است كه بر گرفته از امانت و امانتدارى و خوش قولى است. پيش از آنكه پيامبر مبعوث شود عرب ها آن حضرت را امين مى ناميدند؛ چون امانتدارى او را ديده بودند. اصولاً هر كسى كه از خُلف وعده و دروغگويى او ايمن باشى، چنين شخصى امين است. از همين رو، خداوند از جبرئيل عليه السلام با اين صفت ياد كرده و فرموده است: «در آن جا [هم]مطاع [و هم]امين است».
۱.كشف الغمّة: 1 / 11.
السيرة النبويّة لابن هشام عن ابن اسحاق:كانَت قُرَيشٌ تُسَمِّي رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَبلَ أن يَنزِلَ علَيهِ الوَحيُ: الأمينَ. ۱
السيرة النبويّة، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق ـ: پيش از آنكه به رسول خدا صلى الله عليه و آله وحى نازل شود، قريش به آن حضرت امين مى گفتند.
۱.السيرة النبويّة لابن هشام: 1 / 210.
السيرة النبويّة لابن هشام عن ابن اسحاقـ في بِناءِ الكَعبَةِ قَبلَ البِعثةِ ـ: ثُمّ إنّ القَبائلَ مِن قُرَيشٍ جَمَعَتِ الحِجارَةَ لبِنائها، كُلُّ قَبيلَةٍ تَجمَعُ على حِدَةٍ، ثُمّ بَنَوها، حتّى بَلَغَ البُنيانُ مَوضِعَ الرُّكنِ ـ يَعني الحَجَرَ الأسوَدَ ـ فاختَصَموا فيهِ، كلُّ قَبيلَةٍ تُريدُ أن تَرفَعَهُ إلى مَوضِعِهِ دُونَ الاُخرى.
ثُمّ إنّهُمُ اجتَمَعوا في المَسجِدِ و تَشاوَروا و تَناصَفوا، فزَعَمَ بَعضُ أهلِ الرِّوايَةِ: أنّ أبا اُمَيّةَ بنَ المُغيرَةِ بنِ عبدِ اللّهِ بنِ عُمرَ بنِ مَخزومٍ ـ و كانَ عامَئذٍ أسَن قُرَيشٍ كُلِّها ـ قالَ: يا مَعشَرَ قُرَيشٍ، اجعَلوا بَينَكُم فيما تَختَلِفونَ فيه أوّلَ مَن يَدخُلُ من بابِ هذا المَسجِدِ يَقضي بَينَكُم فيهِ، ففَعَلوا. فكانَ أوّلَ داخِلٍ
السيرة النبويّة، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق، آن جا كه از موضوع ساختن كعبه پيش از بعثت سخن مى گويد ـ: قبايل قريش براى ساختن كعبه سنگ جمع كردند و هر قبيله اى جداگانه جمع آورى مى كرد. آنها پايه هاى كعبه را بالا بردند تا به جايگاه ركن ـ يعنى حجر الاسود ـ رسيد. در اين هنگام با يكديگر بحثشان شد و هر قبيله اى مى خواست او حجر الاسود را در محل خودش قرار دهد نه ديگرى.
آنها در مسجد جمع شدند و به مشورت پرداختند و هر يك ديگرى را به انصاف دعوت كرد. بعضى از راويان گفته اند: ابو اُميّة بن مغيرة بن عبد اللّه بن عمر بن مخزوم كه در آن سال مسن ترين فرد قريش بود، گفت: اى گروه قريش! بياييد اولين كسى را كه از در اين مسجد وارد شد داور ميان خود قرار دهيد. قريش موافقت كردند. نخستين كسى كه بر آنان وارد شد، رسول
۱.السيرة النبويّة لابن هشام: 1 / 209.
السيرة النبويّة لابن هشام:كانَت خَديجَةُ بِنتُ خُوَيلدٍ امرأةً تاجِرَةً ذاتَ شَرَفٍ و مالٍ، تَستأجِرُ الرِّجالَ في مالِها و تُضارِبُهُم إيّاهُ بشيءٍ تَجعَلُهُ لَهُم، و كانَت قُرَيشٌ قَوما تُجّارا، فلَمّا بَلَغَها عن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ما بَلَغَها مِن صِدقِ حَديثِهِ، و عِظَمِ أمانَتِهِ، و كَرَمِ أخلاقِهِ، بَعَثَت إلَيهِ فعَرَضَت علَيهِ أن يَخرُجَ في مالٍ لَها إلَى الشّامِ تاجِرا. ۱
السيرة النبويّه، ابن هشام:خديجه دختر خويلد، بانويى تاجر و بزرگ زاده و ثروتمند بود. مردم را براى تجارت با اموال خود استخدام مى كرد و در قبال كارشان مقدار معينى از سود حاصل از تجارت را به ايشان مى داد. قريش مردمى تاجر پيشه بودند. وقتى خبر راستگويى و امانتدارى و خلق و خوهاى پسنديده پيامبر به گوش خديجه رسيد، كسى را نزد آن حضرت فرستاد و پيشنهاد كرد با اموالى از او براى تجارت به شام رود.
۱.السيرة النبويّة لابن هشام: 1 / 199.