حقّ پدر بر فرزند

6 حدیث
الإمامُ العسكريُّ عليه السلام:جُرأةُ الوَلَدِ على والِدِهِ في صِغَرِهِ تَدعو إلَى العُقوقِ في كِبَرِهِ. ۱
امام عسكرى عليه السلام:گستاخى فرزند بر پدرش در خردسالى، به نافرمانى او در بزرگسالى مى انجامد.
۱.تحف العقول: 489.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئلَ عَن حَقِّ الوالِدِ على وَلدِهِ ـ: لا يُسَمِّيهِ باسمِهِ، و لا يَمشي بَينَ يَدَيهِ، و لا يَجلِسُ قَبلَهُ، و لا يَستَسِبُّ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به سؤال از حقّ پدر بر فرزندش ـفرمود: او را به اسم صدا نزند، جلوتر از او راه نرود، پيش از او ننشيند و برايش دشنام نخرد.
۱.الكافي: 2/159/5.
عنه صلى الله عليه و آله:مِن حَقِّ الوالِدِ على وَلَدِهِ أن يَخشَعَ لَهُ عِندَ الغَضَبِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از جمله حقوق پدر بر فرزندش، اين است كه در هنگام خشمِ پدر، در برابرش خشوع كند.
۱.كنز العمّال: 45512.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:إنّ لِلوَلَدِ علَى الوالِدِ حَقّا، و إنَّ لِلوالِدِ علَى الوَلَدِ حَقّا؛ فحَقُّ الوالِدِ علَى الوَلَدِ أن يُطيعَهُ في كُلِّ شيءٍ إلاّ في مَعصيَةِ اللّهِ سبحانَهُ. ۱
امام على عليه السلام:فرزند را بر پدر حقّى است و پدر را بر فرزند حقّى. حقّ پدر بر فرزند اين است كه بجز در معصيت خدا، در هر امرى از او اطاعت كند.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 399.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:أمّا حَقُّ أبيكَ فأن تَعلَمَ أنّهُ أصلُكَ و أنّهُ لَولاهُ لَم تَكُن، فَمهما رَأيتَ في نَفسِكَ مِمّا يُعجِبُكَ فاعلَمْ أنّ أباكَ أصلُ النِّعمَةِ علَيكَ فيهِ، فاحمَدِ اللّهَ و اشكُرْهُ على قَدرِ ذلكَ، و لا قُوَّة إلاّ باللّهِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:اما حقّ پدرت اين است كه بدانى اصل و ريشه تو اوست؛ زيرا اگر او نبود تو هم نبودى، پس هر خصلت خوشايندى كه در خود ديدى بدان كه ريشه آن نعمت در وجود تو، پدرت مى باشد. بنا بر اين، خدا را بستاى و براى آن نعمت از پدرت سپاسگزار باش، و نيرويى جز نيروى خدا نيست.
۱.بحار الأنوار: 74/6/1.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:يَجِبُ لِلوالِدَينِ علَى الوَلَدِ ثَلاثَةُ أشياءَ: شُكرُهُما على كُلِّ حالٍ، و طاعَتُهُما فيما يَأمُرانِهِ و يَنهَيانِهِ عَنهُ في غَيرِ مَعصيَةِ اللّهِ، و نَصيحَتُهُما في السِّرِّ و العَلانِيَةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:پدر و مادر را بر فرزند سه حق است: در همه حال شكرگزار آنان باشد، در هر چه به او امر و نهى مى كنند، بجز در معصيت خدا، اطاعتشان كند و در نهان و آشكار خير خواه آنان باشد.
۱.تحف العقول: 322.