نهى از پا فراتر نهادن از موارد تقيّه
7 حدیث
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:التَّقيَّةُ في كُلِّ ضَرورَةٍ. ۱
امام باقر عليه السلام:تقيّه در موردى است كه ضرورت ايجاب كند.
۱.بحار الأنوار: 75/399/33.
عنه عليه السلام:التَّقيَّةُ في كُلِّ شيءٍ يُضطَرُّ إلَيهِ ابنُ آدَمَ فَقَد أحَلَّهُ اللّهُ لَهُ. ۱
امام باقر عليه السلام:تقيّه در هر چيزى است كه آدمى به آن ناچار شود؛ زيرا خداوند در اين حالت آن را براى او حلال كرده است.
۱.الكافي: 2/220/18.
عنه عليه السلام:التَّقيَّةُ في كُلِّ ضَرورَةٍ، و صاحِبُها أعلَمُ بِها حِينَ تَنزِلُ بهِ. ۱
امام باقر عليه السلام:تقيّه در هر موردى است كه ضرورت پيش آيد و تقيّه كننده خود بهتر مى داند كه در چه وقت بايد تقيّه كند.
۱.الكافي: 2/219/13.
عوالي اللآلي:رُويَ أنّ مسيلمةَ الكَذّابَ أخَذَ رجُلَينِ مِن المُسلمينَ فقالَ لأحَدِهِما: ما تَقولُ فِي محمّدٍ؟ فقالَ: رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، قالَ: فما تقولُ فِيَّ؟ قالَ: أنتَ أيضا، فخَلاّهُ، و قالَ للآخَرِ: ما تَقولُ في محمّدٍ؟ فقالَ: رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، قالَ: فما تقولُ فِيَّ؟ قالَ: أنا أصَمُّ، فأعادَ علَيهِ ثَلاثا فأعادَ جَوابَهُ الأوَّلَ فَقَتَلَهُ، فبَلَغَ ذلكَ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فقالَ: أمّا الأوَّلُ فَقَد أخَذَ بِرُخصَةِ اللّهِ، و أمّا الثّاني فَقَد صَدَعَ بِالحَقِّ فهَنيئا لَهُ ۱. ۲
عوالى اللآلى:روايت شده است كه مسيلمه كذّاب دو مرد مسلمان را دستگير كرد. به يكى از آن دو گفت: درباره محمّد چه مى گويى؟ گفت: او رسول خداست. گفت: نظرت درباره من چيست؟ گفت: تو نيز فرستاده خدايى. مسيلمه او را آزاد كرد. به ديگرى گفت: درباره محمّد چه مى گويى؟ گفت: او رسول خداست. گفت: نظرت درباره من چيست؟ گفت: گوشم سنگين است. مسيلمه سه بار سؤال خود را پرسيد و آن مرد مسلمان هر بار همان جواب را داد. مسيلمه او را به قتل رسانيد. اين خبر به رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد، فرمود: آن اوّلى به رخصت (اجازه) خداوند عمل كرد و دومى حق را آشكار ساخت، پس گوارايش باد.
وسائل الشيعة عن مِيثَمَ النَّهرَوانيِّ:دَعاني أميرُ المؤمنينَ عليُّ بنُ أبي طالبٍ عليه السلام و قالَ: كَيفَ أنتَ يا مِيثمُ إذا دعاكَ دَعِيُّ بَني اُميَّةَ عُبيدُ اللّهِ بنُ زيادٍ إلَى البَراءَةِ مِنّي؟ فقلتُ: يا أميرَ المؤمنينَ، أنا و اللّهِ لا أبرأُ مِنكَ. قالَ: إذن و اللّهِ يَقتُلَكَ و يَصلِبَكَ، قلتُ: أصبِرُ فَذاكَ في اللّهِ قَليلٌ، فقالَ: يا مِيثَمُ، إذَنْ تَكونَ مَعي في دَرَجَتي. ۱
وسائل الشيعةـ به نقل از ميثم نهروانى ـ: امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام مرا صدا زد و فرمود: چگونه خواهى بود آنگاه كه آن بى اصل و نسبِ بنى اميّه، عبيد اللّه بن زياد، تو را به بيزارى جستن از من وا دارد؟ عرض كردم: اى امير مؤمنان! به خدا سوگند كه هرگز از شما بيزارى نمى جويم. فرمود: به خدا قسم كه در اين صورت تو را مى كشند و به دار مى آويزند. عرض كردم: صبر مى كنم، و اين در راه خدا چيزى نيست. فرمود: اى ميثم! در اين صورت با من در يك درجه خواهى بود.
۱.وسائل الشيعة: 11/477/7، راجع مستدرك الوسائل: 12/258.
الإمامُ الباقرُ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ إلى سَعدِ الخَيرِ ـ: و لَو لا أن تَذهَبَ بِكَ الظُّنونُ عنِّي لَجَلَّيتُ لَك عَن أشياءَ مِن الحَقِّ غَطَّيتُها، و لَنَشرتُ لَك أشياءَ من الحَقِّ كَتَمتُها، و لكنِّي أتَّقيكَ و أستَبقِيكَ، و لَيسَ الحَليمُ الّذي لا يَتَّقي أحَدا في مَكانِ التَّقوى، و الحِلمُ لِباسُ العالِمِ فلا تَعرَيَنَّ مِنهُ. ۱
امام باقر عليه السلامـ در نامه خود به سعد الخير ـنوشت: اگر بيم آن نمى رفت كه درباره من دستخوش گمان ها [ى واهى]شوى هر آينه حقايقى را برايت آشكار مى ساختم كه پوشيده مى دارم، و چيزهايى از حقيقت را برايت فاش مى ساختم كه كتمان مى دارم. ليكن من براى تو تقيّه مى كنم و خواهان بقاى تو هستم و خردمند و بردبار نيست كسى كه در جايى كه بايد بترسد و تقيّه كند، از كسى تقيّه نكند و بردبارى جامه دانش است. پس هرگز خود را از آن برهنه مساز.
۱.الكافي: 8/55/16.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:لِلتَّقيَّةِ مَواضِعُ، مَن أزالَها عَن مَواضِعِها لَم تَستَقِمْ لَهُ، و تَفسيرُ ما يُتَّقى مِثلُ (أنْ يَكونَ) قَومُ سَوءٍ ظاهِرُ حُكمِهِم و فِعلِهِم على غَيرِ حُكمِ الحَقِّ و فِعلِهِ، فكُلُّ شيءٍ يَعمَلُ المؤمنُ بَينَهُم لِمَكانِ التّقيَّةِ مِمّا لا يُؤدّي إلَى الفَسادِ في الدِّينِ فإنّهُ جائزٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:تقيّه جايگاه هايى دارد. هر كه آنها را از جايگاهشان دور كند براى او استوار نمانند و توضيح مورد تقيّه مثل اين است كه مردمى بدكار ظاهرِ حكم و كردارشان برخلاف حكم و كردار حقّ باشد. در چنين وضعى هر عملى كه مؤمن در ميان اين مردم از روى تقيّه انجام دهد به شرط آنكه به تباهى دين نينجامد جايز است.
۱.الكافي: 2/168/1.