حدیث دربارهسفارش هاى امام صادق عليه السلام
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ و قد كَتَبَ بهذهِ الرِّسالَةِ إلى أصحابِهِ و أمَرَهُم بمُدارَسَتِها و النَّظَرِ فيها و تَعاهُدِها و العَمَلِ بها، فكانُوا يَضَعُونَها في مَساجِدِ بُيوتِهِم، فإذا فَرَغوا مِن الصَّلاةِ نَظَروا فيها ـ: بسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحيمِ، أمّا بَعدُ فاسألوا ربَّكُمُ العافِيَةَ، و علَيكُم بِالدَّعَةِ ۱ و الوَقارِ و السَّكِينَةِ، و علَيكُم بِالحَياءِ و التَّنَزُّهِ عمّا تَنَزَّهَ عنهُ الصّالِحونَ قَبلَكُم، و علَيكُم بمُجامَلَةِ ۲ أهلِ الباطِلِ، تَحَمَّلوا الضَّيمَ مِنهُم، و إيّاكُم و مُماظَّتَهُم، دِينوا فيما بَينَكُم و بَينَهُم ـ إذا أنتُم جالَستُموهُم و خالَطتُموهُم و نازَعتُموهُم الكلامَ، فإنّهُ لا بُدَّ لَكُم مِن مُجالَسَتِهِم و مُخالَطَتِهِم و مُنازَعَتِهِمُ الكلامَ ـ بِالتَّقيَّةِ الّتي أمَرَكُمُ اللّه أن تأخُذوا بِها فيما بَينَكُم و بَينَهُم، فإذا ابتُلِيتُم بذلكَ مِنهُم فإنَّهُم سَيُؤذُونَكُم و تَعرِفونَ في وجوهِهِمُ المُنكَرَ، و لَو لا أنَّ اللّهَ تعالى يَدفَعُهُم عَنكُم لَسَطَوا ۳ بِكُم، و ما في صُدُورِهِم مِن العَداوَةِ و البَغضاءِ أكثَرُ مِمّا يُبدُونَ لَكُم. مَجالِسُكُم و مَجالِسُهُم واحِدَةٌ، و أرواحُكُم و أرواحُهُم مُختَلِفَةٌ لا تَأتَلِفُ، لا تُحِبُّونَهُم أبَدا و لا يُحِبُّونَكُم، غَيرَ أنّ اللّهَ تعالى أكرَمَكُم بِالحَقِّ و بَصَّرَكُموهُ و لَم يَجعَلْهُم مِن أهلِهِ فتُجامِلونَهُم و تَصبِرونَ علَيهِم و لا مُجامَلَةَ لَهُم و لا صَبرَ لَهُم على شيءٍ ۴، و حِيَلُهُم وَسواسُ بَعضِهِم إلى بَعضٍ؛ فإنَّ أعداءَ اللّهِ إنِ استَطاعُوا صَدُّوكُم عَنِ الحَقِّ، فيَعصِمُكُم اللّهُ مِن ذلكَ. ۵
امام صادق عليه السلامـ در نامه اى به اصحاب خود كه به آنان دستور داد آن را همواره بخوانند و در آن دقّت كنند و مضامينش را به كار بندند و آنان نيز نامه را در بعد از نماز آن را مطالعه مى كردند ـنوشت: ـ به نام خداوند بخشنده مهربان. امّا بعد، از پروردگارتان عافيت و سلامت بطلبيد و سنگين و با وقار و آرام و با شرم و حيا باشيد و از آنچه خوبان پيش از شما دورى مى كردند، دورى كنيد و با اهل باطل خوشرفتار باشيد و ستم آنان را تحمّل كنيد و از كشمكش زياد با ايشان بپرهيزيد و از آنجا كه از همنشينى و معاشرت و بحث و منازعه با آنان چاره اى نداريد، پس هرگاه با ايشان همنشينى و آميزش كرديد و ميانتان بحث و ستيز درگرفت، تقيّه را، كه خداوند شما را به رعايت آن فرمان داده است، مراعات كنيد؛ زيرا اگر به [شرّ] آنان گرفتار شويد، شما را آزار خواهند داد و بدخواهى و كينه توزى را در چهره آنان خواهيد ديد و اگر نه اين بود كه خداوند شرّ آنها را از شما دور مى كند، بى گمان بر شما سخت يورش مى آوردند. دشمنى و كينه اى كه از شما در سينه هايشان دارند بيش از آن مقدارى است كه نشان مى دهند. محيط زندگى شما و آنها يكى است، اما جان هاى شما و آنان گونه گون است و با هم انس و الفت نمى گيرند، شما هرگز دوستدار آنان نخواهيد شد و آنان نيز هرگز شما را دوست نخواهند داشت، جز اينكه خداوند متعال شما را با [پذيرش دين]حق گرامى داشته و بدان بينايتان كرده است، ليكن آنان را از اهل حق قرار نداده است. به همين دليل است كه شما با ايشان خوشرفتارى مى كنيد و در برابر آنان صبوريد، اما آنان از خوشرفتارى [با شما]به دورند و در برابر هيچ چيز صبر و تحمّل ندارند، بلكه نقشه ها و حيله گرى هاى خود را به يكديگر القا مى كنند؛ زيرا كه دشمنان خدا، چنانچه بتوانند، شما را از حقّ و حقيقت باز مى دارند. پس خداوند شما را از اين نقشه ها و گزندها حفظ مى كند.
۱.وَ دُعَ و دَاعَة و دَعَةً: أي سكن و ترفّه (النهاية: 5/166).
۲.المجاملة: المعاملة بالجميل. و الضّيم: الظلم. و ما ظظت الرجل مماظّة: شاردته و نازعته (الصحاح: 4/1662، و ج 5/1973 و ج 3/1180). و قوله «بالتقية» متعلّق بدينوا، و ما بينهما معترض. (كما في هامش المصدر).
۳.سطابه يسطوا سطوا: قهره و أذلّه (المصباح المنير: 276).
۴.قال العلاّمة المجلسي رحمه الله: اعلم أنّه يظهر من بعض النسخ المصحّحة أنّه قد اختلّ نظم هذا الحديث و ترتيبه بسبب تقديم بعض الورقات و تأخير بعضها. و فيها قوله: «لا صبر لهم على شيء» متّصل بقوله فيما بعد: «من اُموركم» هكذا: «و لا صبر لهم على شيء من اُموركم تدفعون أنتم السيّئة» إلى آخر ما سيأتي، و هو الصواب (مرآة العقول: 25/7).
۵.الكافي: 8/2/1، انظر تمام الرسالة.